دامنۀ دارابکلا

گسترهٔ دینی، سیاسی، عمومی
 
تشکر ویژه از جناب یک دوست
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3475 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست به زبان صمیانه می خواهم از جناب یک دوست که از بَدو راه اندازی دامنه، با دامنه در تهیه و ارسال تصاویر بسیار ماندگار همیاری کوششگرانه و خالصانه داشته است تشکر کنم.

از قم بر تو درود قلبی می فرستم و به نیابت قلبی ات و برای اعضای خانوادۀ شریف ات، به زیارت حضرت فاطمه ی معصومه _سلام الله علیها_ می شتابم و اَدای ادب و احترام می نمایم. امید است این راه و پویۀ پیشرفته از حرکت بازنایستد و نمی ایستد.

این هم اون عکس سدّ رودخانۀ رَف بِن دامنه است که 4 مهر 1395 فرستادی و حالا شده عکس نخست روی رایانۀ شخصی دامنه.

کامپیوتر دامنه. سدّ رودخانۀ روستای دارابکلا از زاویۀ رَف بِن دامنه 4 مهر 1395


 
هندسۀ مدرسه
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3474 : به قلم دامنه. به نام خدا. این عکس را دیشب یکی از آشنایان دامنه به دامنه فرستاده. با دیدن آن سه حسّ هندسی _هندسه هم یعنی علم به اَبعاد و اندازه های اشیاء و چیزها_ به ذهنم خطور کرده که حالا نکته برداری اش نمودم:

یکی این است که خیلی زیبنده و فریباست این راهِ درس و دانش و مدرسه؛

دوم این که خیلی زحمت و هدَررفتِ قُوا دارد این راه علم و تعلیم و معلم و مدرسه؛

و سوم آن که خیلی فرق دارند اَغنیا با فُقرا در این راه مدرک و ادراک و بحث مدرسه

آری اینه هندسۀ مدرسه


 
آموزۀ امید در مهدویت
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3473 : به نام خدا. متن نقلی آزاد. «آموزه مهدویت، از اساسی‌ ترین و راهبردی‌ ترین آموزه‌ های دین مبین اسلام است و همه مسلمانان بدان معتقدند. امید به آینده و انتظار رهایی از چنگال ظالمان و ستمگران و چیرگی حق بر باطل و گسترش عدل در سراسر گیتی، اساس این اندیشه است. (محمدی، ذکرالله، سنوسی و ادعای مهدویت، مشرق موعود، شمارۀ 2)

روایات زیادی که از پیامبر عظیم الشان اسلام در این باره رسیده حاکی از اهمیت و بزرگی این حادثه است. هرچند در بعد دینی و اُخروی بر این آموزه  مهدوی ثوابهای زیادی وعده داده شده. از امام صادق از پدرانش از امیرالمؤمنین (علیهم السّلام) روایت شده است که فرمودند:

الْمُنْتَظِرُ لِأَمْرِنَا کَالْمُتَشَحِّطِ  بِدَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ منتظر امر ما مانند کسى است که در راه خدا به خون خود درغلطد (شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ترجمه پهلوان، ج ‏2، ص 548)

اما نباید از فواید و آثار دنیوی انتظار غافل شد یکی از پیامد های مهم انتظار فرج و چشم به راه مصلح جهانی بودن، عدم یاس و ناامیدی است.

موضوع انتظار ظهور حضرت حجت آخرین امام زنده و حاضر شیعیان در عصر غیبت، یکی از مهم‌ترین عناصر تفکر شیعی است. این عنصر که شیعه را از دیگر فرقه‌ های اسلامی متمایز می‌سازد، مهم‌ ترین عامل تحرک و پویایی شیعیان و امید آنان به آینده روشن جهان شمرده می‌شود. به همین دلیل، بزرگ‌ ترین دغدغه و آرمان انسانی آنان فرارسیدن زمان قیام حضرت بقیة‌‌الله الأعظم است که موجب می‌ شود همواره با شوق فراوان تعجیل را در ظهور آن مصلح جهانی از خداوند بخواهند. (منبع: اینجا)


 
پیروزی اتحاد دارابکلا بر سرخرود
ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3472به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 22. «سلام. بردی دیگر برای تیم اتحاد نوین دارابکلا. در هفته هشتم لیگ یک استان مازندران اتحاد نوین دارابکلا با 3 گل از شهرداری سرخ رود با 2 گل، پیشی گرفت.

هر سه تا گل مسابقه را آقا سید مهدی دارابی وارد دروازۀ حریف کرده است. عکس ها ساعتی دیگر ارسال می شود.»

   

   

   

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما جناب حمیدرضا و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. خیلی خرسندم از این پیروزی های پی در پی تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. مرحبا به آقا سید مهدی دارابی با این گل های پیروزی بخش شان. ان شاء الله همۀ اعضای تیم اتحاد دارابکلا همواره در ظلّ عنایات حق تعالی باشند و حمایت های خوب و تشویق گرانۀ حامی ها.


 
در بارۀ کاندیدا شدن احمدی نژاد
ساعت ۸:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3471 : به قلم حاج حسین رمضانی دارابی 19. «سلام. باید لب به سخن گشود کسانی در این راستا هستند چنان چه دکتر محمود احمدی نژاد کاندید شود شروع به اغتشاش می کند و رهبر هم از این مسأله آگاهی کامل داشته ومصلحت ندانسته اند.

شما هم در این راستا کارهای مثبتی داشتید ما هم همیشه از شما  به نیکی یاد خواهیم کرد. هر اشخاصی که کاندیداها شما باشد رییس جمهور ما خواهد بود.»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما جناب حاج حسین رنگین کمان. اول ممنونم به سخنان حکیمانه و دوراندیشانۀ رهبر معظم انقلاب دقت کردی و اطاعت. دوم این که باز نیز ممنونم که در این متن خود دامنه را مورد لطف و محبت خود قرار دادید که البته باید اصلاح کنم متن شما را که دامنه فقط اطلاع رسانی و گاه هم تحلیل می کند و هیچ گاه دَم از هیچ کاندیدای خاص نمی زند که تبلیغش را بکند. دامنه جناحی نمی اندیشد. در ضمن پست جناب رنگین کمان اشاره است به پست 3468 دامنه اینجا با عنوان «کاندیدا شدن احمدی نژاد صلاح کشور نیست» که رهبر معظم انقلاب در بیاناتی در درس خارج فقه، صریحاً ورود محمود احمدی نژاد به کارزار انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را به صلاح کشور ندانستند.


 
تاریخ سیاسی دارابکلا
ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3470به قلم دامنه : به نام خدا. قسمت بیستم. الآن را نگاه نکن که همه، گوشی های هوشمند به دست و اَندرُوید دار و چهارهسته ای و هشت هسته ای سازماندهِ خارجی، باهم و بی هم! چَت می کنند و سخن می پراکنند و بعضاً نیز نکته هایی گهگاه مفید و جذّاب و منطقی مراسله می دارند. دورۀ جوانی ما اما بجای گوشی و فضای مَجازی، پیف باف رنگ پاش بود و فضای واقعی شب های سیاهی. شب هایی تیره و تار دهۀ شصت که یک کمی اش را می گویم که چه خبری بوده است:

شب های ظُلمانی دهۀ شصت یک تعدادی از محل _که به گمانم از 15 تا بالغ نمی شد و خودشان هم به لحاظ سواد و آموختن و دانش خیلی خام و کم مایه و بی مطالعه و نابالغ فکری بودند_ جذب گروه های کمونیستی شده بودند. مثلاً حامی حزب توده و فدائیان خلق در دو شاخۀ جناح کُندروی اکثریت و تندروی اقلیت گردیده بودند. نحله ای فکری و یا آرمانخواه هم البته نبودند، عمَله ی سرپُل های آنها در شهر و روستا و محیط های کارگری و دهقانی بودند و مبتلا به شعارزدگی و هیاهو و دیوارنویسی و بحث های مَن درآوردی. از فدائیان خلق فقط فرّخ نگهدار خیلی مدنی فکر می کرد و در مناظرات با شهید بهشتی شرکت می کرد و هنوز نیز این شخص این گونه است و در تحلیل هایش جانب مدنیت را می گیرد نه اسحله و خشونت.

شب های تار و سیاه پیف پاف های رنگ پاش می گرفتند از تَهِ محل تا بالای محل و از وسط روستا تا کُنج اوسا، شعارهای کمونیستی روسی می نوشتند و یواشکی درمی رفتند. ولی غروب فردا می آمدند تکیه پیش حَوار راه می انداختند. حوار یعنی گفت و گو که در واقع بگومگو بود و داد و فریاد و قیل و قال و مال!

تا این که یک روزی در روز روشن و علنا" در تکیه پیش کُنج نفت انبار محمدحسین مهاجری میان دو شاخۀ درخت توت و بید پارچه ی به قول خودشان گرامیداشت و تجلیل حماسۀ سیاهکل نصب کردند. که بگذرم.

این و برخی جریان های شبیه به این از سوی کمونیست های دهۀ شصت محل، موجب گشت از جناح راست دارابکلا یکی از بزرگان شان _که الان در میان مان نیست_ لیست اسامی شان را در برگۀ بزرگی یادداشت کند به پشت تریبون تکیه ی دارابکلا در پیشگاه انبوه عزاداران بروَد که ماه محرم هم بوده است و اعلان کند اینان کمونیست هستند، یعنی خداپرست نیستند و می گویند خدا نیست! و تاکید نمود مراقب شان باشید و حتی نام بُرد که به حمام عمومی راهشان ندهید که بقیه ی ریزه میزه بماند در حافظه ی دامنه.

جناح چپ محل البته و اساساً با رقیبان خود و حتی کمونیست ها، برخوردهای بحثی  و منطقی و آرام و مناظره مانند، داشت در سر کوچه ها و تکیه پیش. چون اینان در محل در پی تنش و برخوردهای خشونت آمیز نبودند و برای همین هم، دارابکلا اساساً در کل منطقه نمونه بود و در آن نزاعی درنگرفته بود؛ الّا یکی دو بار آن هم با سلطنت طلب ها و شاه دوست ها که قبلاً در همین سلسله بحث تاریخ سیاسی دارابکلا اینجا نوشتم و منتشرش نمودم. تا تاریخ سیاسی بعدی خدا نگه دار.


 
هشدار خیانت به بیت المال
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3469 : به نام خدا. نامۀ بیستم نهج البلاغه که امیرالمؤمنین، امام علی _علیه السّلام_ به زیاد بن ابیه، جانشین فرماندار بصره نوشت؛ فرماندار بصره ابن عباس بود که بر حکومت اهواز و فارس و کرمان و دیگر نواحى ایران نظارت داشت:

«همانا من، براستى به خدا سوگند مى‏ خورم، اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومى خیانت کردى، کم یا زیاد، چنان بر تو سخت گیرم که کم بهره شده، و در هزینه عیال، در مانده و خوار و سرگردان شوى. با درود.»


 
کاندیدا شدن احمدی نژاد صلاح نیست
ساعت ۸:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3468 : به نام خدا. از رهبر معظم انقلاب بشنویم. «پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری«متن بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در ابتدای جلسه درس خارج فقه [دوشنبه 5 مهر 1395]. بسمالله‌الرحمن‌الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین و الصلوة و السلام علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیةالله فی الأرضین. دنباله‌ی حدیث قبل از جناب ابی‌حمزه‌ی ثمالی از حضرت سجاد (سلام‌الله‌علیه) که فِقراتی از این حدیث را در روزهای قبل خواندیم. «إن زُکِّیَ خَافَ ما یَقولون»

حالا قبل از آنی که این فقره را عرض بکنم، این تذکر را، توجه را بدهم که از مطلبی که ما دیروز در ذیل این فقره‌ی قبلی گفتیم مثل اینکه سوءبرداشت شده، بعضی‌ها سوءتلقّی کردند. خب حالا سوءبرداشت فی‌نفسه چیز مشکلی نیست. لکن وقتی که این منتهی بشود به بگومگو و بخصوص در این فضای مجازی و این یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید، مایه‌ی کدورت و دل‌چرکینیِ برادران مؤمن از یکدیگر بشود آن‌وقت این چیز بدی است.

بنده‌ی حقیر که این همه اصرار دارم بر وحدتِ قلوب و حرکت در مسیر واحد و اتحاد نیروهای کشور، بخصوص نیروهای مؤمن و انقلابی، خدای نکرده یک چیزی آدم بگوید که مایه‌ی اختلاف بین نیروها بشود، این را به خدا پناه می‌بریم. نباید این چیزها را مایه‌ی اختلاف قرار داد.

خب بله، یک نفری [دامنه: محمود احمدی نژاد]، یک آقایی آمده پیش من، من هم به ملاحظه‌ی صلاح حال خود آن شخص و صلاح حال کشور به ایشان گفتم که شما در فلان قضیه شرکت نکنید. نگفتیم هم شرکت نکنید، گفتیم صلاح نمی‌دانیم ما شما شرکت کنید. این را گفتیم. خب یک چیز عادی است. انسان بایستی آن چیزی را که می‌بیند و می‌فهمد و فکر می‌کند که به نفع برادر مؤمن‌اش است باید به او بگوید دیگر. ما هم اوضاع کشور را خب، غالباً بیشتر از اغلب افراد آشنا هستیم. آدم‌ها هم، بخصوص آدم‌هایی که صدها جلسه با ما نشستند و برخاستند، بیشتر و بهتر از دیگران می‌شناسیم. با ملاحظه‌ی حال مخاطب و اوضاع کشور به یک آقایی انسان توصیه می‌کند که آقا شما اگر در این مقوله وارد شدید، این دو قطبی در کشور ایجاد می‌شود.

دو قطبی در کشور مضرّ است به حال کشور. من صلاح نمی‌دانم شما وارد بشوید. بله، این چیز خیلی مهمی که نیست. این یک چیز خیلی طبیعی است، خیلی ساده است. بله، ما این توصیه را به یکی از آقایان، به یکی از برادران کردیم. خب حالا این مایه‌ی اختلاف بشود بین برادران مؤمن، یکی بگوید فلانی گفته، یکی بگوید نگفته، یکی بگوید چرا پشت بلندگو نگفته؟ خب حالا این هم پشت بلندگو. (خنده‌ی معظم‌له و حضّار)

دشمنان هم که گوش خواباندند استفاده کنند. ببینید، حواستان جمع باشد. خب به رادیوی «فردا» یا رادیو‌ی «بی‌بی‌سی» چه ارتباطی دارد این قضیه؟ می‌پردازند، بحث می‌کنند، تحلیل می‌کنند، علت چیست، چرا گفتند، این چیست معنایش؟ این معنایش این است که دشمن می‌خواهد استفاده کند. ما چه‌کار باید بکنیم؟ ما باید نقطه‌ی مقابل دشمن حرکت بکنیم.

یعنی مطلب خیلی عادی است، همین‌طور که بنده عرض کردم. خب شما برادر مؤمن من هستی. یک چیزی را به مصلحت شما می‌دانم، می‌گویم به شما. این اشکالی که ندارد ظاهراً. چیز خوبی است. لازم هم هست شرعاً. لازم هم هست خیرخواهی. «النّصیحةُ لِلمُؤمنین» یا «لِلإخوةِ المُؤمنین» یا «لأئمّة المؤمنین» در همه‌ی صور.

این یک چیزی خوبی است دیگر. انسان باید نصیحت کند. نصیحت یعنی خیرخواهی. من به جنابعالی که مثلاً آقای آشیخ عبدالعالی اسمتان است من باب مثال علاقه‌مندم. می‌دانم شما اگر وارد این مقوله شدی به ضررت است. به ضرر کشور هم هست. به شما می‌گویم وارد نشو. نمی‌گویم هم وارد نشو. امر و نهی نیست. حالا بعضی گفتند آقا دستور دادند، امر کردند، نه، گفتیم صلاح نمی‌دانیم. من صلاح نمی‌دانم. این چیز خوبی است. این چیز بدی نیست.

اینی هم که حالا بگویند که فلانی [رهبری] تحت تأثیر زید و عمرو و بکر و ... است؛ نه، این حرف‌ها چیست؟ بنده از زید و عمرو و بکر و اینها هم بیشتر اطلاع دارم، هم انگیزه بیشتر دارم. آنچه که واقعاً  مصلحت باشد، آنچه که مصلحت بدانم بینی و بین‌الله، ما باید به خدا جواب بدهیم. یکی از دعاهایی که دائماً باید امثال بنده و شما بکنیم این است، «وَاسْتَعمِلْنی لِما تَسْألُنی غَداً عَنه» فردا از ما سؤال می‌کنند. چرا فلان چیز را گفتید، چرا نگفتید. از نگفتید هم سؤال می‌کنند. فقط از گفتید نیست. چرا فلان کار را کردید، چرا نکردید. از نکردید هم سؤال می‌کنند.

بنابراین نه، ما این فقره‌ای که دیروز معنا کردیم ناظر به این قضیه اصلاً نبود. داشتیم حدیث را معنا می‌کردیم مثل اینکه امروز هم حدیث را معنا می‌کنیم. آن قضیه هم همینطور است که عرض کردیم. بین برادران مؤمن اختلاف سر این چیزها هیچ مصلحت نیست. شما یک چیزی بگویید، آن یک چیزی بگوید، آن یک چیزی بگوید. یک نفر سومی هم منتظر باشد، به مجردی که شما با هم دعوا کردید، او بیاید از میانه سود خودش را ببرد؛ بردارد ببرد. اینها را باید مراقب بود. امروز کشور به اتحاد نیروها احتیاج دارد. بخصوص نیروهای مؤمن. نیروهای پای کار. سعی کنند از این چیزها اختلاف بوجود نیاورند.»


 
در بارۀ مرحوم حاج محمد چلویی
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3467به قلم حجة الاسلام محمدجواد غلامی 43. «آقا ابراهیم عزیز سلام، از اینکه در پست 3464 اینجا یادی از مرحوم حاج محمد چلویی دارابی (شوهر عمه مرحومم) کردی بسیار سپاسگزاری می کنم.

از اوصاف پسندیده آن مرحوم سیّاح (بسیار سیر و سیاحتی) و رعایت بهداشت فردی بود. بعد از دیدن این پست برای شادی روح جمیع اموات مخصوصاً پدر و مادر عزیزتون فاتحه ای نثار شد.».

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام من هم به شما دوست فاضلم جناب شیخ محمدجواد. چه جالب، خبر نداشتم شوهر عمه ی گرامی تان است. الآن در متن پست مورد نظر این نسبت فامیلی را افزودم. نیز باور دارم که فردی بشدّت نظیف بودند که شما بدرستی یادآور شدید. و من خیلی خیلی ممنونم که برای پدرومادر عزیزتر از جانم _که از فراق شان دردهایی نهفته دارم_ ذکر فاتحة الکتاب هدیه نمودی. خدایا قلب اشکین من را به قبرشان قرین کن.


 
آنچه بر دامنه گذشت 14
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3466به قلم دامنه. به نام خدای آفرینندۀ آدمی. کمی که مکتب خانه خواندم خونه ی مان جابجا شد و به سنِّ مدرسه رفتن و شلوغ تر شدن نزدیک شدم و چون دبستان دولتی دارابکلا پیش خونۀ مان بود با همبازی هایم می رفتیم سرَک می کشیدم و حتی بر پشت بام حلبی اش سنگ می انداختیم و فرار می کردیم.

هم عشق مدرسه رفتن داشتیم و هم می ترسیدیم؛ چون خیلی شنیده و نیز از روی دیوار مدرسه بارها دیده بودیم معلمان، دانش آموزان را با شیش و شلپت _ترکه ی انار و درختِ بِه و لَرگ_ تا سرحدّ مرگ می زدند که بگذرم من.

دامنه. 1349_1350، کلاس یک

صبح زودِ یک روز سرد پائیزی _به گمانم سال 1348_ که کلوش _کفش لاستیکی_ پاره پوره پایم بود، دیدم مادرِ شهید ابراهیم عباسیان _همسایۀ مان_ دست پسرش حمیدرضا را _که دوست و همبازی من بود و هنوز هم آن محبت و عُلقه میان مان باقی و برقرار ماند_ گرفت و داره می بره مدرسه. من هم به خیال خامم که می توانم با او به مدرسه بروم پشت سرش با همان لباس و کلوشم راه افتادم و گپ زنان با حمیدرضا، به دمِ در دبستان رفتم ولی بور و خیط! شدم.

هم اساساً نمی دانستم که مدرسه رفتن به این سادگی و با والدۀ دیگری بدون ثبت نام قبلی نیست! و هم بعدها فهمیدم که من چون از حمیدرضا عباسیان شش ماه کوچکترم باید یک سال دیگر صبر می کردم. بگذرم که قضایای این خاطره ی بر یاد مانده ی من زیاده زیاد. (در اینجا فلق و شفق هم منتشر می شود)


 
شناسندۀ جاحِد یعنی چه؟
ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3465به قلم دامنه. به نام خدا. لیف روح 164. در لیف روح این هفته به شیطان می پردازم که گفته می شود 6000 سال عبادت و خداپرستی کرد ولی با غرورِ عصیانی و انکار دانسته ها، رو به سوی خودپرستی کرد و برای اِغواء و فریب انسان ها تا روز رستاخیز، از خدا مهلت خواست. که خدای متعال به او مهلت داد اما نه تا روز قیامت! و برانگیختگی آدمیان! بلکه تا روز و زمان مُعیّن.

آری، در کتاب انسان کامل شهید آیة الله مرتضی مطهری سال ها پیش خوانده و یادداشت کرده بودم که گفت: «شیطان، شناسندۀ جاحِد _انکارکننده_ است. از همه بیشتر خدا، ملائک و پیامبران را می شناسد، حتی قیامت و معاد را بهتر از همه می فهمد اما مُنکر است.»

روایته که شیطان به مرگ طبیعی نمی میرد، در آخرالزّمان کشته می شود. اماتوسط چه کسی؟ نقل ها متعدد است


 
مرحوم حاج محمد چلویی دارابی
ساعت ۸:٤٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3464 :  به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج محمد چلویی دارابی. ساکن بالامحلۀ دارابکلا؛ تنگۀ مرحوم ملّامحمدقاسم خراسانی. پدر علیرضا. به عبارتی پدرهمسرِ آقایان حاج نقی رمضانی دارابی _دوست و همدوره ی جبهه ی من_ و سید حسین شفیعی دارابی. به عبارتی شوهرعمّۀ دوست فاضلم جناب حجة الاسلام والمسلمین محمدجواد غلامی دارابی.

او یکی از دارابکلایی های خوش مراوده بود و با همگان شادابی داشت و اخلاق خاص و جذّابی داشت؛ بطوری که گویی با همه ی اهالی محل آشنا و فامیل بود. شوخ طبع و مذهبی و خاکی بود.

یکی از تکیه ای های مشهور محل بود که دائم در مراسم و روضه ها حضور می یافت. در آستانۀ ماه محرم الحرام بر روح او فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 4 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

مرحوم حاج محمد چلویی دارابی. عکس: ارسالی جناب رنگین کمان به دامنه


 
خاطرۀ نحوۀ رفتنم به جبهه
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3463 : به قلم دامنه. به نام خدا. خاطرات من 52. یکی _که شهید شده است_ در اواخر سال 1359 در کف حیاط مسجد جامع روستای دارابکلا یعد از اقامۀ نماز جماعت به من گفت: آق اِبرام (= ابراهیم) آماده شو بزودی بریم جبهه. من چند باری به او به اصرار گفته بودم جبهه که می ری خبرم کن، منم بیام، که کرد.

من فوری به خونه رفتم مرحوم پدرم را در جریان گذاشتم که رضایت (= امضاء و اثر انگشت) دهد. که دیدم نه فقط به هیچ وجه راضی نشد و بشدّت مخالفت نمود بلکه خشم کرد و گفت: «بو خاش درس ره بَخون!»

برگشتم به او گفتم بابام امضاء نمی زنه. گفت پس نمی شه. دَمق شدم و فوری نقشه کشدیم و عصر فردا با همون فُرم اعزام به جبهه ی بسیج سپاه، راه افتادم به لبِ دریا. در دانشسرای دکتر علی شریعتی در فرح آباد (= خزرآباد فعلی) ساری. چون اخوی ام شیخ وحدت آنجا هم تدریس می نمود و هم در خونۀ سازمانی دانشسرا ساکن بود.

دامنه. جبهه. 1364

یکی از خواهرانم نیز آنجا بود. خیلی منتظر ماندم تا شیخ شب رسید و ترسان لرزان ماجرا را گفتم و فُرم جبهه رفتنم را امضاء کرد و گفت فقط برگشتی باید قول بدی درس مدرسه ات را بخوانی. گفتم چشم و صبح روز بعد پریدم و بلاخره پس از چند روزی به سوی جبهه پرکشیدم.

آری، اغلب بسیجی ها به این نحو به جبهه می رفتند. هم باید نقشه می کشیدی و هم باید به نِق نِق کمونیست ها، اعم از توده ای ها و فدایی ها _که همگی شیفته ی نادان و پُزی و خام و خدمۀ خُفته ی روسیه لنینیستی بودند_ جواب می دادی و هم باید و به قُرقُر ضدانقلاب ها و سُرسُر سلطنت طلب ها پاسخ می نواختی. سازمان تروریستی منافقین که اساساً بیخ صدام بودند و در کوچه پس کوچه با نامردی تمام هر ریش دار انقلابی حزب اللّهی را ترور می کردند.

بگذرم که حالا حالاها خیلی ها قدر امنیت و آسایشی که نظام و شهیدان و رزمندگان آفریدند  را نمی دانند و بی انصافانه مُنکرند و باز نیز مخفی و سِرّی، سُرسُره بازی می کنند و افکار برخی از نوجوان ها و جوان ها را مثلاً به مُفت و فریب و فریفتگی دارند می خرند! و فکر و خیال می کنند ما مُلتفت نیستم!! باشد روز مبادا که فعلاً مُدارا.

عشق یعنی یه پلاک که زده بیرون از دل خاک

عشق یعنی یه شهید با لبه ی تشنه سینه چاک

عشق یعنی یه جَوون یه جوون بی نام و نشون

عشق یعنی یه نماز با وضو گرفتن توی خون

عشق یعنی انتظار تو دل یه مادر بی قرار

چشم تر مونده به راه واسه یه نشونه یه مزار

عشق یعنی یه پدر که شبیا بیداره تا سحر

عشق یعنی یه خبر خبره یه مفقودالاثر

(از نوحه های حاج محمود کریمی)


 
عکس های ارسالی جناب یک دوست
ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3462 : به نام خدا. آلبوم 116 عکس های ارسالی جناب یک دوست به دامنه در عصر امروز یکشنیه 4 مهر 1395 از زاویه ی رَف بِن دامنه و حموم پیش و ببخیل در اینجا

   

اینجا

   


 
داننده و گرداننده
ساعت ٧:٥۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3461به ذوق دامنه. به نام خدا. کویریات دامنه 66. این دامنۀ کویری یک بیت مهمی ست از منظومۀ خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی در بارۀ شناخت جهان آفرینش و آفرینندۀ جهان و شناسایی و معرفت به جان و جان آفرین:

بلی در طبعِ هر داننده ای هست

که با گردنده، گرداننده ای هست

ماه در هوای اول مهر ماه  1395 روستای دارابکلا. ارسالی جناب یک دوست به دامنه


 
دبستان پیش از انقلاب سنه کوه
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3460 : به نام خدا

دبستان پیش از انقلاب روستای سنه کوه. عکس از مهندس محمد عبدی سنه کوهی


 
دامنه از جبهه چه می گوید؟
ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3459 : به قلم دامنه. به نام خدا. به عنوان یک بسیجی جبهه رفته ی ساده ترین عنصر جنگی و دفاعی و عضو جرگۀ برحقّ مقاومت، هیچ باور ندارم که اروپا و آمریکا و روسیه و شیفتگان این جرگه! به ندای بشر، به حقوق بشر و به  آزادی و آزدگی باوری داشته باشند. شعاری بیش نیست و نبوده است. چه حالا، چه آن زمان در هشت سال دفاع جانانه ی مظلومانه ی محرومانه ی مقدس.

زیرا همه ی شرق کمونیست و غرب به اصطلاح لیبرالیست و نوچه ها و نوکرهای های خائن شان از جمله در رأس همۀ نوکرهای بدنام و خیانتکار یعنی سازمان تروریستی و جنایتکار جنگی منافقین، پشتِ سر صدام عفلقی و حزب دیکتاتور بعثی، به ملت مؤمن، انقلابی و هوادار و هواخواه مستضعفین ارض و حامی محرومین هستی، ظلم کرده بودند و میلیاردها دلار اسحلۀ ویران کننده ی جان ها و شهرها و خاک ها و دشت و دمَن ها، به رژیم مُستبد عراق هدیه داده بودند.

و هنوز نیز به عیّاشان عرب و آل سعود و جریان مشکوک داعش _مخفّفِ دولت اسلامی شام و عراق_ سلاح های مدرن و کشنده می دهند تا خون بریزند تا آنان به سود و سوداگری و اقتصاد پیشرفته تر برسند و مثلا" در رُتبه ی هشت اقتصاد برتر و مستثمِر فائق دنیا باقی بمانند! ننگ است این، ننگ!

    

جبهۀ جُفیر. 1362. از راست: سیدعسکری شفیعی، محمد بازاری دوست جانبازم از جامخانه. دامنه


 
مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی
ساعت ٧:٤٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3458 : به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی. ساکن محلّۀ چاه هفت روز امامزاده داوود روستای دارابکلا. پدر حجة الاسلام والمسلمین سید محمد شفیعی مازندرانی، حاج سید مرتضی، سید ابوالحسن، حاج سید تقی، سید حسین، سید اسحاق، سید حجّت و دختران مؤمنه و گرامی اش.

به عبارتی پدرهمسرِ آقایان: مرحوم سید هادی صباغ دارابی _پدر دوست گرامی ام سید ادریس_ سید خلیل صباغ دارابی و کربلایی قنبر جنگلبان، برادر شهید جنگلبان روستای اوسا.

آن مرحوم، فردی بسیار پُرنشاط، باروحیه، خوشرو، بشّاش، مردمی، خوش اخلاق و بالاتر از همه مؤمن و مذهبی و مسجدی و تکیه ای و انقلابی بود. با مردم آمیختگی داشت و ساده زیست بود.

من و بسیاری از هم سنّ و سالان من، با ایشان بسیار گرم و صمیمی بودیم؛ زیرا اساسا" روحیه ایی معاشرتی و برخوردهایی گرم و چهره ای خندان و مهربان داشت. اساسا" مردی خوش مرام بود همواره در محاوره لب به سخن داشت. از حاضرترین مذهبی های محل، در محافل مذهبی خصوصا" در ایام عزاداری محرّم الحرام بود.

یادش را در آستانه ی فرارسیدن ماه محرم، همیشه در یادها نگاه می دارم و بر روح همسر مرحومۀ مکرّمه اش درودی مانا می فرستم. برای روح پاک آن مرد مردمی و خاکی و خوش مرام و سادات و نیز بر روح همسر بسیار مهربان و مؤمنه اش در آستانۀ ماه محرم الحرام فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 3 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

   

مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی و همسر مرحومۀ مکرّمه و نوه هایش

مرحوم حاج سیّد رضا شفیعی دارابی. از جناب رنگین کمان ممنونم در تهیه و ارسال عکس ها


 
واکنش دُرّی نجف آبادی به اقرار سعید مرتضوی
ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3457 : به نام خدا. متن نقلی. «آیت الله دری نجف آبادی نماینده ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک شامگاه پنج شنبه در گردهمایی روحانیون شهرستان خمینی شهر اصفهان افزود: امروز بعضی افراد دخیل در قضیه کهریزک بعد از 7 سال اعلام می کنند که ما توبه کردیم اما توبه آن ها دیگر اثری ندارد زیرا زیانهای سنگینی برای کشور داشته است. وی ادامه داد: این غفلت باعث شد تمام دنیا علیه نظام ما معرکه بگیرند، علیه ما توطئه کنند و قانون تصویب نمایند.

     

دُرّی نجف آبادی سعید جلیلی                                   محمود احمدی نژاد و سعید مرتضوی

در سال 88 در قضیه زندان کهریزک صددرصد مخالف بعضی از اعمال و رفتار مسئولان وقت بودم و در آن زمان به عنوان دادستان کل کشور دستور دادم که انتقال زندانیان صورت نگیرد و حتی آقای اژه ای و دیگران نیز مخالفت خود را در این موضوع اعلام کردند ولی آن ها خودسرانه دست به این حرکت غلط زدند، حالا بعد از 7 سال اعلام می کنند که اشتباه کرده ایم.

عضو خبرگان رهبری گفت: در زمانی که دادستان کل کشور بودم براثر غفلت بعضی از افراد یک خانم بر اثر حادثه ای فوت نمود و این موضوع موجب قطع رابطه دولت کانادا با ایران شد... بعضی مواقع به خاطر اشتباه و کار غلط یک فرد 80 میلیون جمعیت زیر سؤال می روند... یک اشتباه، آثار سوء زیادی را به همراه دارد... »(منبع: اینجا)

نکتۀ ضروری دامنه : به نام خدا. کاش آقای آیة الله دُرّی نجف آبادی که وزیر اطلاعات دولت سیدمحمد خاتمی بود و دادستان وقت بحران 88 و به هر حال بر امور آگاهی داشت و اِشراف و نیز مسؤلیت، همان زمان وقوع جنایات در بازداشتگاه کهریزک در تیر ماه 88، شجاعت به خرج می داد، برای ایفای موضعگیری حقّ و استیفای ذی حقّ، به سخن  می آمد و فاجعۀ جنایتکارانه در کهریزک و کشته شدن زهرا کاظمی خبرنگار _که می گویند به وسیلۀ ضربه بر سرش در زندان اوین کشته شد_ را افشا می کرد که به قول خودش حالا در خمینی شهر اصفهان به قاضی سعید مرتضوی گفته است: «حالا بعد از 7 سال اعلام می کنند که اشتباه کرده ایم.»

آری، همان قاضی ای که بدرستی مهندس میرحسین موسوی در باره اش همان زمان گفته بود روزنامه ها را به صورت فلّه ای (= چند تا چند تا) توقیف و تعطیل می کند. بگذرم. تاریخ، خود می نویسد و به ثبت می گذارد و آقای دُرّی نجف آبادی هنوز هم بعد از 7 سال باز نیز در لفّافه و کنایه سخن می راند!!


 
مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۳ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3456 : به قلم دامنه. به نام خدا. هفتۀ آینده ماه حُزن و عشق به امام حسین و اهلبیت _علیهم السّلام_ فرامی آید و دل های شیدای حسینی، عاشورایی می گردد و قلب های زینبی، پُرنجوا و  سوته دل می شود.

دامنه برای استقبال این ایّام خاصِّ خاصِّ الهی، به معرّفی و تجلیل از یک پیشکسوت ذاکر اهلبیت (ع) و سحرخوان مشهور و محزون صبحدَمان روز عاشورا در روستای دارابکلا، یعنی مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی می پردازد؛ باشد تا دَین دامنه به این ماه خدا و عشق به خدا و ارادت عاشقان به الله و ثارالله، _ولو در حدّ اندک_ اَداء شده باشد.

آن مرد مذهبی و مؤمن و تکیه ای مسجدی از خوبان و بزرگان محل بود. قرآن و احکام و نوحه و مرثیه و نغمه های محزون را خیلی خوب و تجربی بلد بود و از سال ها دور برای دارابکلایی ها می خواند و اشک عزاداران را به عشق امام حسین (ع) درمی آورد.

وی ساکن ببخیل بود و از مردان مورد وثوق مردم. پدر آقایان حاج مهدی و حجة الاسلام شیخ محمد بابویه دارابی اند. به عبارتی پدرهمسر حجة الاسلام والمسلمین شیخ مرتضی چلوئی دارابی _امام جماعت مسجد جامع دارابکلا_  و به عبارتی عموی دوست گرانقدرم احمد بابویه دارابی.

هم سنّ و سالان ما با سبک نوحه ها و مرثیه ها و سحرخوانی محزون او، بسیار آشنا و مأنوس اند و از آن صحنه های حُزن انگیر، خاطره ها به یاد دارند؛ گویی حتی بوی آن روز و شب ها را هنوز هم حسّ می نمایند.

این مرد بزرگ مذهبی تا آخرین دقایق زندگی دست از کار و تلاش و کشاورزی و باغداری نشست و هرگز از ذکر مصائب عاشورا و اهلبیت (ع) فاصله نگرفت و حتی در سال آخر قبل از فوتش در تکیه ی روستای دارابکلا نوحه ی جانانه ای خواند و با لحن خاص و جذّاب سنتی اش در میان انبوه عزاداران نغمه سُرود و صوتش ماندگار شد و نامش جاویدان.

برای روح پاک این شیفتۀ شیعۀ بسیار محزون و محبوب فاتحه و صلوات. عکاس: نوه ی پسری او یونس _فرزند حجة الاسلام محمد بابویه_ که مقیم قم اند. در شنبه 3 مهر 1395. از آقا یونس بسی ممنونم که درخواستم را در تهیه ی تصویر پدربزرگش بخوبی اجابت کرد. خدا حافظ.

          

مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی. پیشکسوت ذاکرین اهلبیت (ع) در دارابکلا

مرحوم حاج شیخ قربان بابویه دارابی. پیشکسوت ذاکرین اهلبیت (ع) و سحرخوان عاشوا


 
کلاغ چگونه است؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3455 : به قلم دامنه. به نام خدا. اول بگویم جالب این است این پرنده ی سیاه در همۀ قارّه ها هست، الّا قارّۀ سیاه آفریقا. از باهوش‌ ترین موجودات روی زمین است. مغز کلاغ به مغز آدمی شبیه است. زبانش پیچیده است و مفاهیم متنوعی را انتقال می دهد حتی رویداد خطرناک را.

دغدغۀ غذا ندارد و همه چیز می خورد و حتی اهل ذخیره و انبارکردن غذاهاست. در همه گونه آب و هوا می زیَد. زاد و ولَدش بسیار مخفی ست و باحیا زندگی می کند. تا 90 سال عمر می کند.

چنان حافظه ی قوی دارد که دشمن و افراد اذیت کننده و مهربان به خودش را بخوبی به یاد دارد. اگر کسی یا حیوانی به او بد کرده باشد و لانه و بچه هایش را تخریب کرده باشد و او را اذیت و آزار نموده باشد، بر دشمنش، نفرت می گیرد. و آخر این که نقل است مرغ‌ های بهشتی یکی از نزدیک‌ ترین خویشاوندان کلاغ‌ ها هستند. همین.

کلاغ پرنده ای ست بسیار زیرک و زیبا


 
گردان قاطریزۀ جبهه
ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3454 : به قلم دامنه. به نام خدا. در این پست خواستم برای هفتۀ دفاع مقدس یک نکتۀ اجتماعی را بگویم و بس. درست است که این روزها برای مرفّهان بی درد و میراثخواران فرصت طلب، مرسدس بنز و پورشه و شاسّی بلند مهم است و نیز برای برخی مدیران از خدا و خلق خدا بی خبر، اختلاس ها و فیش ها و امتیازها؛

ولی برای ما در دهه ی شصت که عاشقانه و به شوق لبیک به امام امت و حفظ و حراست دین و نظام و میهن، به جبهه ها شتافتیم، الاغ و قاطرها مهم بود تا ما را از معبرهای مُهلک و مهیب برهاند و هنوز نیز ارزش خویش را نه به دارایی ها که به محرومیت های مان می دانیم و باز نیز در راه مقاومت و امامت و عدالت و آزادی و آزادگی قرار داریم.

دو عکس زیر در اثبات ارزش حضور قاطرها و الاغ ها، این دو حیوان خوب خدا در جبهه هاست که از تانک و نفربَر در کردستان کاراتر بودند. حیف که برخی در اوج نیاز ایران و اسلام به آنان، حاضر بودند خاک ایران را به روس! و آمریکا ذلیلانه هدیه بدهند ولی هرگز قدم به جبهه ها نذارند! پس درود بر دو حیوان نجیب! الاغ و قاطر که برای جنگ، گردان قاطریزه بودند در حد اعلای یک لشکر میکانیره.

    

رزمندۀ لشکر امام حسین (ع) اصفهان                                 دامنه. جبهه بوریدر مریوان. 1360


 
حسین بابویه دارابی
ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3453 : به قلم دامنه. به نام خدا. حسین بابویه دارابی. (فرزند مرحوم حاح حیدر). مشهور به حیدر حسین. ساکن ببخیل دارابکلا. برادر آقایان حیدر اسماعیل. حاج داوود و حیدر اکبر و اصغر.

در اینجا یاد کنم مرحوم پدرش حاج حیدر از دوستان بسیار نزدیک مرحوم پدرم بود و در توتون کاری و کشاورزی، انباز (=هِمباز) هم بودند و مراودات زیادی داشتند.

حسین، در جوانی، چون مرحوم پدرش یک دامدار بزرگ محل بود، هم کشاورزی می کرد و هم چوپانی که شغل شریفی ست. مردی بسیار کاری، متواضع و خوش اخلاق است. سرش به زندگی اش است و در کارهای عام المنفعه حضور می یاید و با قدرت بازو و روحیه ی کاری اش کمک می کند. برای سلامتی اش صلوات. عکاس و ارسال: جناب یک دوست در 1 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

از یک دوست بسی ممنونم که تصویر این آدم های زحمتکشِ بی ادعا و مؤمنان کاری و مردم یار و بی آزار را به دامنه ارسال می کنند و من افتخارم این است اینان را معرفی مختصر می کنم.

حسین بابویه دارابی. 1 مهر 1395. خداقوت و کسب و کار برکت جناب آقاحسین بابویه


 
بُرد دیگر فوتبال اتحاد دارابکلا
ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3452 : به قلم جناب حمیدرضا طالبی دارابی 22. «سلام. به نام خدا. شب بخیر. در هفته هفتم لیگ دسته یک فوتبال استان مازندران، تیم اتحاد نوین دارابکلا در روز پنجشنبه 1 مهر 1395 با نتیجه ی زیر بر تیم پایتخت ساحلی نور پیروز شد:

اتحاد نوین دارابکلا: 1 .  پایتخت ساحلی نور: 0

زننده گل: سید مهدی دارابی»

پاسخ دامنه : به نام خدا. سلام دامنه به شما و همۀ اعضای تیم فوتبال اتحاد دارابکلا. خدا را شکر و بر همۀ تان تبریک و خداقوت از جمله به زنندۀ گل آقا سید مهدی دارابی.

   

عکاس: سعید آهنگر دارابی (پسر عیسی آهنگر). 1 مهر 1395


 
مرحوم حاج باقر آهنگر دارابی
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3451به قلم دامنه. به نام خدا. مرحوم حاج باقر آهنگر دارابی. ساکن آهنگرمحلۀ دارابکلا. همسر مرحومه حاجیه کلثوم (دخترخالۀ گرامی مرحوم پدرم). به عبارتی پدر آقایان موسی و محمد. به عبارتی پدرهمسر مرحوم سید اسدالله شفیعی دارابی و حاج کبل سید محمد شفیعی دارابی.

آن مرحوم فردی مذهبی، مؤمن، مسجدی، تکیه ای، اهل ذکر و عبادات و سرشار از اخلاق و نیکوکاری و بسیار مردمی بود. یکی از بنیانگذران اولیۀ دامداری گاو بومی محل بود که در چلکاچین دارابکلا گالش منزل بزرگ و وسیع داشت و بخش زیادی از نیازهای دامی و فرآورده های لبَنی و گوشتی منطقه و محل را تامین می نمود. آن مرحوم فردی خیّر و از بزرگان خوب و مورد وثوق خاندان آهنگرها در روستای دارابکلا بود.

برای شادی روح او و همسر مؤمنه و مهربانش فاتحه و صلوات. عکاس و ارسال: جناب رنگین کمان در 1 مهر 1395 به تلگرام دامنه.

مرحوم حاج باقر آهنگر دارابی از مردان بزرگ روستای دارابکلا


 
قصّاب و میوه فروش
ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3450 : به ذوق دامنه. به نام خدا. قسمت 65 کویریات دامنه. در این کویریات دو حُقّه در ایران _بلکه کل جهان_ در بخش بازار و خرید و فروش را می گویم:

قصّاب _البته برخی از آنان_ پشت می کند، گوشت می بُرّد!

هیچگاه! میوه های روبار با میوه های زیربار یکی نیست!

آری؛ همواره در جامعه، مُنصف از آتش بی انصاف می سوزد


 
دو بدآموزی تلویزیون ایران
ساعت ۸:٤۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3448 : به قلم دامنه. به نام خدا. گرچه من اساساً وقتم را برای دیدن تلویزیون ایران هدَر نمی دهم و هیچ گاه به هیچ برنامه ای از این دستگاه میلی، هیچ عُلقه و نیازی ندارم مگر شبکۀ مستند و برنامه های حیوانات و طبیعت.

ماهواره هم ندارم، خیالم راحت. ولی گاه گاه، وقتی ناچار به دیدن تلویزیون ایران می گردم، می بینم دو ناهنجاری که از کم جنبگی افراد است، علناً در آن تبلیغ می شود:

یکی این که در سریال های ایرانی همیشه صحنه ای وجود دارد که در آن هنرپیشه داخل ماشین با هنرپیشه ی کناردستش دیالوگ می کند. هرچند این صحنه داخل ماشین یک حُقُه ی سینمایی ست در یک اتاق فیلمبرداری می شود و بیننده فکر می کند ماشین در خیایان در حال حرکت است، اما این یک بی فرهنگی و تبلیغ ناهنجاری اجتماعی ست که دیالوگ های سریال و فیلم را در این گونه صحنه های مثلا" جذّاب و هیجانی، به بیننده نشان دهیم.

دیگری پدیده ی زشت پوشش برخی از مجری ها و مدعوین در برنامه های تلویزیون ایران است که دگمه های پیراهن شان را کلاً از بالا تا پایین نمی بندند. نمی دانم این دیگر چه مُد و تقلیدی ست! خیاط ها پیراهن مردانه را هفت دگمه می زنند که پوشش ایجاد کند برای مردان، نه آن که برای خوشگلی! باشد و در برنامه های عمومی آن را چاک زدن و با نهایت بی فرهنگی با مردم صحبت کردن. این یک ناهنجاری ست و تیشه به فرهنگ پوششِ ایران زدن است.

همین تقلیدهای کورکورانه، ناهنجاری ها و سبُک کردن هاست که فرهنگ دیرین ایران را نابود می سازد و بر پیکره ی آن زخم ها و آلام می اندازد.


 
جُرم در تلگرام
ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3447 : به قلم دامنه. به نام خدا. ابزار پیشرفته ی تلگرام کم کم به دلیل فرهنگ ناپذیری عده ای از ایرانی ها از بهره وری های عاقلانه، منطقی و حسابشده از آن، به کالایی جُرم خیز بدل شده است. هستند کسانی که با این ابزار مدرن و لازم، امنیت ملی کشور، امنیت خانوادگی و مردم، و نیز عِرض و آبروی کشور و نظام و افراد و اشخاص حقوقی و حقیقی و حتی دین و آئین آسمانی و الهی را مخدوش می سازند و با بی غیرتی تمام، هر گونه مزخرفات، اهانت ها، فساد، دروغ، شایعه و مطالب سُست و بی اساس و حتی زشت ترین جعلیات! را علیۀ ایران و ایرانیان و نوامیس و هنجارهای دینی به یکدیگر مبادله می کنند. کی می شود برخی ها دست از این لجن پراکنی ها و اعتیاد به فسادانگیری در تلگرام بردارند، خدا می داند!

خوشبختانه مسؤلان قضایی به دلیل گسترش این پدیده ی زشت، وارد صحنه شدند و برای ادارات، نهادها و سازمان ها و اشخاصی که از طریق تلگرام _که به هر حال یک مؤسّسه ای روسی و خارجی و مشکوک است_ برای ارسال اسناد، دعوتنامه ها و خبرهای سازمانی و اداری و حتی مسائل حیاتی کشور به افراد زیرمجموعه ی خود اقدام می کردند، اخطار قانونی و بجا دادند.

عبدالصمد خرم‌آبادی معاون قضائی دادستان کل کشور در امور فضای مجازی نیز دیروز چهارشنبه 31 شهریور 1395 گفت: «اگر مطلع شویم برخی از نهادها در امور اداری‌ شان از شبکه اجتماعی تلگرام استفاده می‌کنند، قطعا علیه‌ شان اعلام جرم خواهد شد و به طور جدی با آنها برخورد می‌شود.»

مراقب باشید و درست و بهنگام و بجا استفاده کنید

پاوِل والِریویچ دورُف. ساکن شهر لنینگراد روسیه. مؤسّس شبکه ی تلگرام


 
اسلام آمریکایی، شیعۀ انگلیسی
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ مهر ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3446 : به قلم دامنه. به نام خدا. در اواسط دهه ی نخست انقلاب اسلامی، امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی، مردم انقلابی و مبارز ایران و جهان را از خطر اسلام آمریکایی آگاه کردند و اینک در 30 شهریرو 1395 روز عید غدیر، رهبر معظم انقلاب بدرستی و ذکاوت به خطرات ظهور شیعۀ انگلیسی هشدار دادند و فرمودند:

«تحریک احساسات دیگر فرَق اسلامی به اسم شیعه، در واقع «شیعه انگلیسی» است و نتیجه آن، ظهور گروههای خبیث و مزدور وابسته به امریکا و سرویس جاسوسی انگلیس همچون داعش و النصره است که جنایات و ویرانی های زیادی را در منطقه به راه انداخته اند. (منبع: اینجا

دامنه ضمن مهم دانستن این برملاسازی و هشدار هوشمندانۀ رهبری، معتقد است ریشه ی بسیاری از مُعضلات و چالش های جهان اسلام و نیز برخی از تنش های داخلی، مستقیم و بعضاً غیرمستقیم به توطئه های کشور جاسوس محور انگلیس بازمی گردد.

کشوری که کارشناسان بخوبی باخبرند حتی به آمریکا، اطلاعات! می فروشد. زیرا دولت امپریالیستی آمریکا برای ارباب ماندن در جهان و حفظ نظام سُلطه گری و سُلطه پذیری، نیاز مُبرم و لحظه به لحظه به ریزترین خبرها دارد و به همین خاطر اساساً یکی از مُشتری های خریدِ خبر از دستگاه اطلاعاتی جاسوسی انگلیس _اینتلیجنس سرویس_ است.

متاسّفانه برخی از روحانیون ایران و جهان اسلام به جای روی آوری به معارف اسلام ناب محمدی (ص)، از روی تعصّبات و احساسات و یا فریفتگی و شیفتگی و یا حتی بعضاً جهالت و اَغراض خاص، به مسائل و خرافه هایی دامن می زنند که اساساً مصلحت های اسلام و شیعه و مسلمانان را نابود می سازد.

 


 
پُز می دهند نه تز
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٥ : توسط : ابراهیم طالبی دارابی (دامنه)

پست 3445 : به قلم دامنه. به نام خدا. در هفتۀ دفاع مقدس لازم دانستم بگویم برخی از افرادِ خالی از عقیده و انباشته به انواعی از عُقده، نه از فکرِ ناشی از دغدغه و تز، که از روی گرایش شان به دَبدَبه و پُز، اندیشه ی اسلام انقلابی و فرمول مقاومت را مورد هجوم قرار می دهند و برای آن که بدیلی بیابند، شعارگونه دَم از اسلام رحمانی می زنند.

اسلام، تسلیم در برابر خدا بودن است نه تسلیم زر و زور و تزویر شدن. رحمت، در اسلام در کنار مقاومت در برابر ظلم و ستم است، نه دلبسته شدن و فریفته شدن و میدان و عرصه ها را به دشمنان کینه توز خارجی و داخلی سپردن.

یک مثال خیلی ساده در اثبات ضرورت اقتداء به تفکر مقاومت و درست بودن نگرش دفاع و مقابله در برابر خون ریزی های دشمن، همین قدرت های دفاعی در کالبد فیزیکی جُنبندگان است. هیچ حشره، خزنده، درنده و حتی حیوانات کم خطر در محیط مردمی نیست که خداوند در وجودش ابزار دفاعی تعبیه نکرده باشد و آن را مسلّح به دفاع و حمله ی ضروری نکرده باشد.

مقاومت در تفکر شیعه، راهی وحیانی و منطقی ست علیه ی خشونت. بهتر است عُقده ای های خالی از عقیده کمی _آری فقط یک کمی_ دست از پُز و رُعب و جُبن بردارند و به تز و تفکُّر و تدبُّر روی آورند و این همه از مقاومت بد نگویند. همین.

این حیوان دریایی هم گل دارد هم در موقع لزوم ابزار مقاومت علیۀ خشونت


 
← صفحه بعد