دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٢

لیف روح بیست و پنج 

به نام خدا. آدمی نیز، مانند فلک آسمانی دارای هفت قوه (ستاره) است. بینایی، شنوایی، چشایی، بویایی، مالشی، سخن گویی و خردمندی. اصل همه ی اینها در دل و قلب است. این ستاره های وجود آدمی، راه های نزدیکی به خدای رحمان برای اظهار نیاز است. می توانید آیه 5 سوره مبارکه ی حج را بر جان تان سائش دهید. دوستان خدا، دعوی ندارند بلکه نیاز دارند.لذاست که در پیشگاه و بارگاه حضرت نماز، مقام راز می یابند. اینان از بی بلایی به فریاد می آیند و بر بلای خویش عاشق ترند. یونس نبی (ع) در آن هجر عظیمش در سه تاریکی بود : هم تاریکی شب. هم تاریکی دریا. و هم تاریکی شکم ماهی. اما با این همه خدا را به نسیانی نبرد. چرا؟ چون در قلبش به این فهم رسیده بود که هر چه او را، از غیر خدا باز دارد سهو  است. آنچه جزء خدا را باشد حَشو است. هر چه جزء خدا و سنت مصطفی باشد لغو است و هر چه غیر از حق باشد هم لهو است. ما کجا و یونس و فهم یونسیّه کجا؟ ما کجا و شکم ماهی یونسیّه و مقام قُرب سبحانیه ی او کجا؟ ما به صبر و فهم هر دو محتاجیم. ایّوب نبی (ع) هفت سال در کَنّاسه یعنی زُباله دانی گرفتار گردیه و کرم ها بر بدنش افتاده بود. شیطان آمد سراغش که فریبش دهد. گفت : ای ایوب گوسفندی نذرِ من کن تا تو را از این مَخمصه رهایی دهم. ایّوب نبی (ع) گفت : 80 سال در نعمت بودم حالا هفت سال در بلا افتاده ام. تازه 73 سال دیگر باقی است تا نعمت من با نِقمت برابر شود. شیطان جهید و خزید و شکستی فاحش خورد ازش دور شد. این است که ایوب نبی (ع) را خود خدا، صابر خوانده. آری انبیاء که راه بشرند، هیچ گاه جزَع و فزَع و دعوی و شکایت نداشتند، همه اش دعا بود و تضرع و راز و نیاز. و این بود که ایوب هرگز ترک صبر نکرد و اسوه شد. همه اینها برای روح های مستعد تعالی و رشد یافتگی و اخلاصی محتاج فهم است. زیرا در بحث روح فهم از الهام و یافتن ربّانی ست بر خلاف علم و دانش که آموختنی ست. روحی که لیف شود، از ابتلائات و گرفتاری ها و بلایا به سمت و سوی صبر ایوبی و ذکر یونسی و راز نبوی و عدل علوی و نثار حسینی و انتظار مهدوی می گراید. 101 .

کدهای اضافی کاربر :