دامنه دارابکلا

حرف حق، در جغرافیای باطل معنی و مفهومی ندارد

عمر و عمران

عمر و عمران

پس از احیای مجدد شهدای محل مان در دل دامنه ی دارابکلا، و رونق بخشی به جان و جهان بینی مان، و بستن عهدی دو باره با آنان که جان شیرین و روح دمیده شان را برای دین و ایمان مان هدیه و خون سرخ فام شان را برای اسلام و ایران مان جاری کردند، حالا در دامنه، به این می پردازم که اساسا" عمر و عمران و جان و جهان چیه؟

عمر یعنی حیات، زندگی و مدت ماندن در نشئه دنیا. عمران نی زیعنی آبادکردن و آبادانی و آبادی. عُمره هم اقسامی ست از حج که " حج اصغر " نامیده می شود. دامنه د راین متن چه حسی در دَم معنوی و فهم اجتماعی و روش زیستی شما می آفریند؟ قصد دامنه از این سوژه ی روز آدمی (بلکه سوژه ی همه روز آدمی)چه می باشد؟ خدای رحمان به بشر (که بشر یعنی بشارت و نوید و مژده ) عمری عطاء می کند تا چه شود؟ دروغ ببافد؟ کلاهبرداری کند؟ ریا و ربا و زنا پیشه سازد؟ ستم کند؟ جدا از خدا طی طریقه کند؟ خود را ویران کند؟ یا نه. عمری که خدا هِبه (بخشش) می کند باید به آبادانی تن و روان و دین منجر شود؟ چگونه است دست به آبادی می زنیم. روستا و شهرک و شهرمی سازیم. آپارتمان نشینی را باب می کنیم. دپارتمان را ساز.. و جرئت می یابیم در آبادانی و عمران خانه و کوچه و مدرسه و کشور و جهان، اما وقتی به عمرانی خود و درون و ساحت وجودی خود که می رسیم رغبت مان رخت بر می بندد؟ عمر و عمران، سازه ای چند وجهی هست. هم دنیا سازی و هم درون پردازی و هم آخرت گرایی. نه فقط و فقط آخور! یابی.

نمی خواهم سردی آفرینی کنم. فقط هشداری ساختم برای هوشیاری بیشترمان. عمر اگر به ساخت و عمران جهان صرف شود لازم و ممدوح است. اما کافی و مشمول نیست. عمران جهان مان راب ه عمران جان مان پیوند زنیم. عمرانی و آبادانی جهان، ماندنی و تمدن سازی ست. اما عمرانی عمر و حیات جان، جاودانی و به آخرت بُردنی. این که قرآن تاکید نموده مواظب باشید پایان عمرتان، چی پیش فرستادید : به آیه 18سوره مبارکه حشر بنگرید : یا ایهاالذین امنوا اتقوا الله و لتنظُر نفس ما قدّمت لغَد.. یعنی : ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا بدارید؛ و هر کسی باید بنگرد که برای فردا (غد) چه پیش فرستاده است.  این تاکید قرآن مجید حاکی از این است که آنچه اینجا می سازیم باید نزد خدا در یوم الحساب؛ قیامت کبرا که همه مجددا قیام می کنیم و حیّ و حاضر می شویم عرضه کنیم. پول و باغ و انباشته های ثروت و زد و بندهای خلاف اخلاق و هزاران عیش و نوش های بی وجه را هرگز نمی توانیم با خود ببریم. الا عمران جان مان را که آنجا آبرو و آبادانی حقیقی مان خواهدبود. بیاییم بهتر از همیشه مان شویم که استمرارعمر آدمی همین آبادانی ست. آبادانی هم دین و هم جان و هم جهان مان. ذائقه تان را تلخ نکرده باشم!؟ که این آزار، خدا را هم ( نعوذبالله ) آزرده می کند.

قلم که اینک مَجازی شده، مُجاب و مُجازمان می کند همدیگر را خطاب کنیم که هان ای برادر و ای خواهر  و ای بشر! عمرت، امانت است. درعمرانش بکوش که آبرویت در آبادانی هم تن و هم جان تو ست. و این شرطش عشق  و نیایش به خداست. و این تاکید قرآن است در آیات7 و 8 سوره مبارکه شرح : فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب یعنی: پس هر گاه فرصت یافتی ،(برای برخورداری از سهولت) زحمت نیایش را بر خود هموار کن. و فقط به پروردگارت رغبت و توجه داشته باش. لازمه این مسیر بر حذر ماندن از خطرات سه دسته است : دسته نخست  نهلیست ها که با عقاید مردم می جنگند و آن را " بُت " می دانند! و دم از خیّام و خیّامیزه کردن می زنن. و نیز ادای ادیان شرقی مثل بودا و کنفوسیوس و لائوتسو را در می آرن. حال آنکه حضرت خیام خود یک موحىد معتقد بوده و اینان در واقع لائیسیته اند ( دین را از دنیا منفک می کنند و لاقیدند ). دسته دوم هُرهُری مذهب ها هستند که معمولا ویار دارند و پایبند به عقایدشان نیستند. و دائم دوست دارند خوش باشن. آن هم خوشی فانتزی. دسته سوم نفاق است. که من در متنی جدا آن را خواهم شکافت. اما اینجا فقط بگویم نقاق یعنی لانه و خانه موش که دو روزنه و دو دَر دارد و اینان هم دو سوراخ عقیدتی دارند هر جاز نیازشد، می خزند به عقاید مردم. و هر کجا هم ضروری شد، می پرند بیرون تا لو نرند.

خدایا! اول به خودم نهیب می زنم که ای ابراهیم حیا! و آزَرم و شرم کن و حیاتت را در عمری عمران شده و آبادان، عمره! کن. که آدمی نه فقط درحج عمره گزاری می کند که در مطاف کل هستی، دائما در عمره وعمرانی عمر خویش است. چنین بادا.  آری این چنین باد ای خواهر! این چنین هست ای برادر ؛ که در کوی و کیش مستی و هستی، عمر با عمرانی است نه ویرانی. 50 .

  
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٢
برچسب ها : لیف روح