دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳٩٢

جوابیه به متن دو باره عارف

دو جواب دارم: آرام و محکم. اول آرام: خدا را شکر دوست خوبم جناب آقاعارف آهنگر این بار جسورانه، در دین جولان (تاخت و تازی)ن کرد. و این ازآثار نقدهایی بوده (من و همه حاضرین درمناظره غیابی) که بر او شده و وی را سرعقل و ایفای ادب به بارگاه حق، نموده. ازجناب عارف متشکرم که درمتن نقدجدیدش ساحت دین را پاسبانی داده. حبذا!احسنت. در متن دوباره جناب آقا عارف در نقد من هشت مطلب نیازمند جوابه.

1- از همان آیه مقدس مستند آقا عارف شروع می کنم. من از نابینایان بزرگوار اعتذار می کنم. این آیه نه کور چشمی که کور دلی را محکوم کرده. بگذارید نکته ای نقل کنم. سالها قبل آیت الله هاشمی رفسنجانی درعربستان با مفتی نابینایشان شیخ بن باز، با همین آیه به بحث و جدال احسن پرداخته. وهابی ها شیعه را متهم میک نن که شیعه آیات قرآن را به جای معنای ظاهری، تاویل می کند (یعنی بر خلاف ظاهر آیه آن را بر می گردانند به...) شیخ بن باز همین ایراد را بر هاشمی وارد ساخت. هاشمی با تیزیی! که علی الاغلب داره به بن باز گفت. اگر اینطوره پس شما طبق معنای ظاهری  این آیه ( 72 اسرا ) که در دنیا کور هستی در آخرت نیز، هم کوری و هم نیز گمراه تر از کور! و...

حالا جناب عارف گرامی اولا من بگذرم از این اشاره ام برای اهل دل و کشف! که دریافتند من چی گفتم. ثانیا تو این آیه را بن باز ی به من خطابیدی؟ یا شیعه ایی؟ بن بازی باشه یعنی ظاهر آیه. که من البته شکر خدا کور نیستم! اما اگه شیعه ای باشه(یعنی تاویل حتمی این آیه به معنای غیر ظاهرش) خوب، سوالم ازتو اینه کور دلی من بر تو چگونه و با چه روش علمی و شهود عرفانی منکشف آمده؟ این از این که تو یاد بگیری تا هر آیه مقدسی را داخل هر بحثی نکنی.

2- گفتی به من ارادت ویژه داری و نیز مرا ازسرمایه های ارزشمند دارابکلا فرض کردی. سوالم ازتو عزیز و دانا وا هل قلم و نوشتن اینه، خوب پس چرا حتی در انتشار اولین نقدبشدت رسوای خودت، لحظه ای هم با من مشاوره و رایزنی نکردی؟ تا درنگت می دادم. آن متن تو حتی دوستان حلقه تکیه را هم به خشم آورد و آزرد. نه فقط از تازیدن تو بر من، که از استهزایت بر بسیاری ازمقدسات و معتقدات و حتی آیه مصرح و نص قرآن (آیه  3نسا ) که درنقد نقد شماره هفتم آن را مطول شکافتم و تو البته از آن عبور کردی. و البته هم من رهایت نمی کنم. تو باید پاسخگوی هجویاتت باشی. تابفهمی شطحیات!شاعرانه و دهریون صفاتانه دیگران را تکرار نکنی.

3- گفتی چندین! بار من در مسائل خصوصی ات ورود کردم. من نفهمیدم منظورت از چندین یعنی چند؟ و منظور از خصوصی یعنی کدام؟

4- نوشتی به تو و انجمن محیط زیست توهین کردم. لااقل نمونه و مصداق می آوردی که من در جوابت، در خلا نباشم. و این را من منتظر تصریح ات هستم تا پاسخم مستند باشد. کاملا آماده ام جواب دهم.

5- نیز گفتی در نقل آن سخنت وارونگی اتخاذ کردم تا جعلی کرده باشم وتخریبت!و با لحنی کنایتی به خواننده القا کردی به مهربانی های جناب طالبی به من پی ببرید! تصریح آنکه درآن نقدم به تو ( قسمت هفتم ) در شروع نقل قول، واژه متضمنا را مندرج ساختم تا در نقل یک متن اینترنتی مشتبهات نقل تا حدی مرتفع گردد. حالا برای خوانندگان متضمنا را به لحاظ لغوی باز می کنم تا تو بی جهت در این کارزار مناظره غیابی دوستان حلقه، به جای جواب به مزخرفاتت ( زیوری سازی داد و بیدادت ) که الان ثبت و درجه، به دنبال نخودسیاه! نگردی .حواست هم باشه من یعنی ابراهیم طالبی دارابی، یک ع. ثانی! دیگه ای نیستم. سربسته گفتم که فهم کنی!

اصطلاح مُتضمنا در نقل قول های علمی کاربرد داره. این لغت یعنی: دربردارنده. شامل. تاوان دهنده. پذیرفتار. فراهم گیرنده. مشتمل. کفیل. ضامن. محتوی. درخلال. بنا بر این اگر محققی از این واژه در سر آغاز نقل قول متنی بهره گرفت، یعنی ای خواننده، این نقل من ممکنه در واژه ای یا عبارتی عین متن اصلی مورد نظر نباشد.حالا در مورد دین یا فهم دینی که مانورشه دادی در ادامه همین جوابیه آرام"خواهم گفت.

مخاطبان آشنا و خوانندگان فهیم و آزاداندیش این مقدار از جواب آرام مرا به یکی از عزیزان من یعنی عارف ‌آهنگر که درحلقه آزاد تبادل اندیشه دینی تکیه با ما حضوری شایسته دارد، بخوانید تا دنباله جواب آرامم را تا ساعاتی دیگر ارسال کنم. جواب محکم هم درآتی. 32 .

کدهای اضافی کاربر :