دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳٩٢

جامه و جامعه دارابکلا

شمال: درست درمیانه وکانون دوتپه شرقی وغربی محلمان،وحتی گرانیگاه و مرکزثقل شمال وجنوب مان، مسجد وتکیه این دو مکان مکین،"...مستقر و مستودع" است. (آیه98 سوره مبارکه انعام)یعنی: "قرارگاه و ودیعتگاه"است. که هم قبله گاه ومحراب و هم قلبگاه و میزان دارابکلایی هاست.عین ظهرگاه که آفتاب بالای سر دارابکلاست.

همینجا تاشِمالی نشدیم! (مَضّله!!) به یادآرم که "حلقه تکیه" پی همین محراب(قرآن) ومیزانه(عترت).هین! هویداست که این!! درپی ساخت عدد اربعین40 است.به سنجه ی عددچهل میقات موسای نبی(ع)،عددچهل سرآغازمبعث نبی مکرم(ص)،عددچهل اربعین حسین(ع)،و عددچهل هرمومن که بر او باد سلامه.تا دارابکلا درآتی به مددقرآن وعترت و استمدادروحانیت وارسته آگاه، به چهل "شهاب مبین" (آیه18سوره مبارکه حجر) دارایی یابد.واین انشاءالله ازخروجی های یقینی"حلقه تکیه" خواهدبود.که با هر"...استرق السمع" (آیه18سوره مبارکه حجر)به مقابله برخیزد.جزءاین سِرّ و سَری نیست ودقیقه ود غدغه ای هم نیز ( اینا چهلن ضدجهل )

شمال دارابکلا ازهمین تکیه ومسجد امتدادمی گیره.و با دَمنی نظاره خواه! به موازی دوتپه شرق وغرب و دو "روان آب" یکی جوی ،برای رساندن آب به دشت برنج "حاجی آیش" (اگه غلط نوشتم یکی بگه) و دیگری رودخانه ای برای پیوست دادن برکات محل مان به دریای مصفای مازندران.هم برای آبزیان و هم بعدها برای آبزی خوران! اما پیش ازآنکه دارابکلا از شمالش، به دریا راهی شود(نه ازحیث جغرافیا بلکه به جهت جَوَش)؛ به جاده بین المللی حضرت امام رضا(ع) ثامن الائمه، الامام الرئوف و عالم آل محمد(ص)متصل و زایر(متمایل)است.ومردم دارابکلااین راه و جاده را،پیوسته در پوست و روح شان به عشق دیدار رویش،می آکنند. تا گهگاه،از مادیات تن وذهن شان برکنده وبرکنارباشند! پس دارابکلا، شمالش نه "مضلّه" که "هدایه"است! ( این هم برای تلمیح اهل معنا گفته آمد.) چون یه دارابکلایی،هم امام رضا(ع)را ازاین سوی،طی میکنه وبه "رویش"(سرزندگی)میرسه وهم به دریای وصالش میرسه. اگردارابکلایی نعمتش را درمعرفتش منضم کند،دریا را وصالش میکنه..والاشاید شنایی و شنیعی!!! هم رخ نمایدکه این مستلزم تقویت عرفانه ونیز بینش توحیدیه وقرآنیه ورسم محمدیه(ص).

همینجا قلم را به ذکری ممدوح در وصف کتاب آغشته کنم که این کالا بازهم مثل قرآن مهجور ومظلومه. دارابکلایی بدانن که اگرنمیخواهنداهل شِمال (ضلالت که دوراست ودوربادا) باشندبایدکتاب بخوانن. هم کتاب مقدس قرآن وهم کتاب های اطراف مان. عارم نیست ازیک دگراندیش سخنی هشداری قرض کنم.عباس معروفی که اینک ازایران کوچیده!یا رهیده! یارمیده!و یاهم رانده شده؛آری همان عباس معروفی مجله گردون که معروفه! ورمانی نیزنوشته به نام "سنفونی مردگان" گفته است درآلمان ازاین همه آدم ثروتمندایرانی یکی نمی آد یک کتاب از کتاب فروشی اش بخره.

آری برادر وخواهر این اپیدمی خطرناکیه.کتاب بخوانیم تا شِمالی( مضله) نگردیم. بلکه درشُمال ایران و دارابکلا نعمت بادهای شُمالی و ترنم عطر و نسیم رویایی محل مان که ازجهت ممتدآن می دمه و دارابکلارا تصفیه وتسویه!می کنه را بدانیم و با آن، به انضمام خدای رحمان در آییم. بدیع و عبرت آنکه درشمالمان مزاری زیباست که هم میعاد و معادمانه. هم امامزاده باقر محل مان آنجاست هم مکان خفتگان و متوفیان به لقا رفته مان (آبا واجداد و کسان مان) وهم نیز محل زیارتگاه شهیدان عزیزمان که وجودشان رانثار و ایثار کردند تابرخی!! استیثار!! ( نثارخواهنده!! نه نثارکننده به عبارتی اهل بخور بخور و رمالی ومیراث خواری)نکنن که میکنن!. برقبورشان صلوات. افزون برآن آغاز دمن سبز شمال غربی مان با امام زاده جعفر است که هم زیارتگاه و هم تفرج گاه اهالی مانه.

دیگه نزدیکه از خُنَکای شمال محل مان،به لطافت ها ولطیفه هاو لطف هایی جنوبش طی مسیر و طی طریقه کنیم که به جنگل رسیم.که کتاب نخوانده بشره. رازه. سکوته. ترنُمه. تانیه. سایه سکوت معنایه. و.. تا ساعاتی دیگر جنوب رانیز "جامه" فریبای خویش خواهیم نمودتا با این جامه چهارگانه " مُتلطّف "(اشاره به آیه19 سوره مبارکه کهف) یعنی  با دقت و ظرافت شرقی وغربی وشمالی وجنوبی شده،برسیم درون جامعه دارابکلا. ان شاءالله تعالی. 37 .

کدهای اضافی کاربر :