دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - جمعه ۱٥ آذر ۱۳٩٢

جامه و جامعه دارابکلا

به نام خدا. در صف بندی سیاسی این آسیب جامعه دارابکلا را تهدید می کنه که مصلحت جناح خاصی را فدای مصالح و ضروریات متعدد دارابکلا کنیم که می کنن. آن زمان گذشت، وقتی مسکو برف می آمد،حزب توده در اینجا چتر باز می کرد! نیز گذشت فضایی که بیشترین هنر برخی این بوده علیه یکی پرونده سازی کنن تا او را از اداره ای (تو بگو از معاش نان و رزق برای خانواده ایی) بیرون کنن و یاحتی مانع اشتغالش شوند. الان همه دریافتند که دارابکلا از این انسداد بازی در آورن ها بسی متضرر شده و جبرانش زمانبر گردیده. جناح بندی اگه این سمت و سوی مجدد را طی کنه آسیبه و الاّ از علائم ارتقای سیاسی روستاست. کما اینکه محل ما در طول انتخابات دور و نزدیک هم خاتمی رای داشت هم روحانی هم رفسنجانی و هم سایرین...این نشانه گونه گونی تفکرات سیاسیه. 

3- عدم تلاقی صنعت با کشاورزی سومین آسیب جامعه دارابکلاست. که موجب تاخُّر فرهنگی گردیده است. منظورم صرفا صنعت کشاورزی نیست. صنعت کتاب، صنعت تولید، صنعت کارآفرین و... چون صنعت از صُنع (ایجاد)است و صنع ازصفات خداست و محل ما از این صناعت بی بهره است. و لذا کارگران تخصصی شکل نگرفته تا مطالبه گر باشن. کشاورز درد و دلش را مانند چوپانان که به نی می گن او به زمین و درخت و ثمراتش می گه و این او را فردی راضی به وضع موجود بار می آره. اما درفضای صنایع و کارگری تبادل افکار و خواسته ها و حقوق و رایزنی ها و اعتراضات رخ می ده که فضای جامعه را سر زنده و دینامیک نگه می داره. نه البته آشوب زده.

4- بیکاری جوانان (اعم از دختر و پسر) که معضلی عظیم و ملی ست. کار توام با فراغت به شادکامی و رفاه و رشید شدن جامعه منتهی می گردد .اما بیکاری همراه با فراغت اجباری و تحمیلی مصیبتی ست که آثارش تا بی نهایت مخرّب و ویرانگر است. و این می شه آسیب و عارضه بزرگی که هم دامن حال دارابکلا را و هم آینده اش را آلوده می سازه.

5- میزان بسیار پایین  کتاب خوانی آسیب ریشه ای و آینده سوز جامعه دارابکلاست. همانطوری که بی سوادی گذشتگان آتش خرمن ما را مشتعل کرد ، کم کتابخوانی جوانان، آینده ی درخشان محل ما را به خاموشی و پس افتادگی همه جانبه مبتلا خواه دساخت. نگویید قدیمی ها چرا بی سوادند. بگوید ما چقدر کم مطالعه ایم. این آسیبی عمیق و موزی و نامرئی ست که تار و پود محل را از هم می گسلد. که من همین جا اعلان کنم قصدم از  حلقه تکیه فقط ورود عاشقانه و تکلیف مدارانه به همین آسیب است. در بقیه آسیب ها رایزنی را تا بلدم جواب می دم. اما در حّلش نه تخصص دارم و نه لیاقت و نه اقبال و تمایل و عُلقه . اگه همه به من و ما مدد کنند من به اتفاق برخی یاران این نیت الهی را با تربیت فعلا حداقل 40جوان متفکر با ویژگی چهارگانه دینی قرآنی معنوی و اجتماعی (متضاد منزوی) به مدد و توصیه ها و آموزه های دینی روحانیون محل مان، برای دارابکلا باقی خواهم گذاشت. که آثارش غیر قابل تصوره. البته ان شاء الله تعالی. این هم آمادگی صد در صد بنده.

6- میان روحانیون محل و سایر آحاد جامعه دارابکلا هیچ هم اندیشی و بحث و نظر و مشاورات شکل نمی گیره و این انجماد و انشقاق می آورد. هیچ کس نمی تواند(و البته هم نمی خواهد) روحانیت دارابکلا را از پروسه ها (روند دائمی دور و دراز) و پروژه ها(برخی اقدامات اجرایی و فکری و زود بازده و نزدیک) محل دور کنه. بنا بر این باید برای این آسیب برون رفتی جستجو کرد.

7- تکیه و مسجد محل ما فاقد برنامه های کادرسازی و نیروی فکری پدیدآورنده است. مسجد فقط برای سحرگاهان و ظهرگاهان و شامگاهان برای چند رکعت نماز نیست. که این البته که کاری پرشور و عشقه .اما این تمامی فلسفه مسجد نیست. مسجد نبی مکرم (ص) را باید کانون آدم سازی کنیم.

و تکیه ی ما هم، دردی هم پای درد مسجد داره. دو ماه روضه و روشنگری و 10 ماه بستن این مکان عظیم برای خاک و غبار و نم و رطوبت. تکیه را مکانی برای همایش ها و جلسات مفید کنیم. تکیه محل آموزش مکتب حسین (ع) است.این مکان را دانشگاه امام حسین (ع) دارابکلا کنیم. همه با هم. نه همه علیه هم. ما برخلاف گفته توماس هابز گرگ هم نیستم. ما دارابکلایی ها هم کُفو هم ایم.

8- جوان روستای ما از آموزش و پرورش معیوب و کم امکانات و فاقد معلمان بزرگ و تاریخ ساز و سرنوشت آفرین رنج می برد. معلمان عزیز و فرهیخته ی ما دارای انواع مشکلات هستن .و با پوزش شدید از همه معلمان گرامی که شغل انبیا (ع) را دارند برخی شان متاسفانه هزار دغدغه و... دارند و بدبختانه هزارمی آن معلمی و تدریس و دانشجو سازی است .آخه این معلم است که دانشجو پروره. نه موسسات تجاری و طمّاع(بعضا) اما و صد اما که..

9- میدان فعالیت زنان در محل یاید بیشتر شود. در صورتی که آنان وارد این نوع امور شدند باید حمایت گردند. من حتی هیچ عیب نمی دانم سال آینده یک زن مومن و با اندیشه در درون تکیه و درمیان ما برادران و پدرانش پشت تریبون تکیه و کنارمنبر دین ،متن و مقاله ای ارائه کند . واین راه را ای خواهران مومن ا زفردا آغاز کنین. که تکیه و روحانی ما هیچ جمودی دراین راه درست ندارد. و به یقین پشتیبان شماست. بیایید یک بار شما ما را موعظه کنید. من این را آسیب می دانم که دارابکلا از توانمندی فکری و اندیشه ای زنان محروم باشد .و این البته همراه است با نزاکات و عفاف که از شما هرگز دور نبوده و نیست.

10- بسته نگری و فَقد تصمیمات و هرمی بودن این محافل رسمی آسیب بزرگ دارابکلاست. این روند باید با حضور همه، منجر به نُرم و تصمیمات محل گردد.

به یقین آسیب های دیگری هم هست و من نیز فهرست کردم اما انتشارش را نادرست می دانم. و من برای رعایت ایجاز و خلاصه گویی به همین مقدار بسنده می کنم. تا به پسندتان آید. ناگفتی فراوان دارم اما سزا اینه هم اینا د رمرئی و دید همگانی باشد. نکته پایانی ام این است که خوشبختانه دارابکلا بر برکت غلظت دینی، هنوز به شکرانه خدای رحمان به شکافهای متراکم کشانده نشده. شکافهای جزیی هم معمولا متقاطع بوده و از هم عبورکرده و بحران نساخته. ما نه نزاع دسته جمعی داریم. و نه تقاضای قومیتی.

این هم اجابت من به جناب آقای عارف آهنگر که متنش را در دارابکلا 20 و این بار هم غافلگیرانه و بی اطلاع و مشورت منتشر ساخته بود. به من از سویدای دلتان دعای خیر کنید که محتاج دل صاف و قلب مومنانه تان هستم دارابکلایی های بزرگوار و عزیز من. به یاد شهیدان صلوات. پایان. 41

کدهای اضافی کاربر :