دامنه دارابکلا

حرف حق، در جغرافیای باطل معنی و مفهومی ندارد

تاریخ سیاسی دارابکلا 1

تاریخ سیاسی دارابکلا (1) 

به نام خدا. تاریخ سیاسی دارابکلا نوعی نَقب به فرو متن و نَشو به فرا متن محل ماست. و من به صورت غیر متوالی در پاره ای از اوقات، در باره ی پاره ای از اوضاع، در دامنه دارابکلا آن را به بحث و تحلیل و یا شرح و توصیف می گذارم. مباحثی اولویت دارد که جوانان عزیز محل را از بی خبری آن دوره ی پرخاطره و بیش مخاطره به در آورَد. چون جایی نیست برای نیوشیدن (گوشیدن و شنیدن) این مسائل، لذا دامنه، فضایی مناسب است برای تبیین آن، که جزیی جدایی ناپذیر از تاریخ ماست. درست درهمین روزها که محرم و صفراست؛ آن روزها که هنوز علیه شاه؛ مرگ بر مرگ بر علنی و رایج نشده بود و یا درمحافل خصوصی تر به آن پرداخته می شد،ماها در همین دارابکلای نیمه انقلابی آن زمان و تمام انقلابی الآن!!، در غالب شب های محرم و در قالب دسته روی، بعد از منبر آقا، که آن سال جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای شیخ اسماعیل دارابکلائی (صادق الوعد) بود؛ که می دانید صادق الوعد ازنامهای قرآنی حضرت اسماعیل(ع) بعد از آن حضور عاشقانه در پای ابراهیم نبی(ع) برای ذبح و قربانی الله شدن!است ؛به سمت تکیه پایین و مزار امام زاده باقر(ع) که هنوز گلزار شهدا نشده بود! می رفتیم. یک شب از این شب ها، شده جزء تاریخ سیاسی ما. که کمش را می گم حالا. جمع زیادی با برنامه مخفی بزرگترها، ازتکیه بالا، راه افتادیم.  ابتدا با اشعار حسینی و عاشورایی تا کَم کَمَک رسیدیم به یک شعار با مفهوم اما کنایتی و فوق العاده سیاسی و بودار! و آن این بود که از نای جناب علی کارگر (مثل حالتی که در شب عاشورا جوشی می گیره) در آمده بود:صبرکن! صبرکن! ای زینبا، حسین تو رهبر مردان مجاهد می شود.

با این شعار، همه به هیجان و ولوله افتادیم. و با روحیه ای مضاعف به پیش تاختیم. از حاشیه این مسیر گذرکنم که در دامنه وقتی برای حاشیه سازی ها! باقی نیست! و شما را صاف بکشانم به تنگ پشت تکیه و مسجد پایین محله. که در آنجا عده ای، آن زمان شاه دوست!! اما حال بسی بسی خوب و خوب، باچماق! که حالا همه به آن متهم اند!! و زنجیر که همه آن را نشانه استبداد می دانن!! و نیز مشت و لگد که حالا شده ننگ و لعنت، افتادند به جان و تن و دست و سر همین ماها؛ که غیر مستقیم شاه را زیر گرفته بودیم. البته به زیر تیغ شعارهای زینبی و حسینی. همه ما را تار و مار کرده بودند! چون در کمین ماها نشسته بودند و مرصاد گونه! به ماها شبیخون زدند. که حالا ماهواره ها این را بر عهده گرفته اند و...قس علی هذا! آن شب زمین خیس و گِل آلوده بود بر عکس دل و روح و روحیه ما که گُل گونه بود. خیلی ها از جمله پسر خاله ام موسی، در آب و لجن جمع شده آن کوچه پشتی، زمین گیر شده بودند! فرار، آن شب بر قرار چه ترجیحی داشت! که نگو و نپرس! مثل حالا نبین دارند امتیاز و میراث پخش می کنن و قرار!! بر فرار!! رجحان داشته باشه!! آن شب تیره! برای آنها و ضیاء برای ماها!! حسابی می زدند؛اما بی حساب و کتاب!! اگه می ماندی! کمین کنندگان و چماق بدستان آن شب البته؛ نه حالا. حالا که اینا، با هم اَخ (برادر) و وَدود(دوست) شدیم؛ هر یک، به بام و بارویی نائل آمده ان والا والا. حتما" می پرسی کشته ای! مجروحی! چشم پُف کرده ای نداشتین آن شب مهم دارابکلا؟ جواب می دم به شما که آن شب با مزه و تاریخی، کشته که نه، اما مجروح چرا؛ دو تا دادیم. یکی همین جناب آقا مجتبی آهنگری که سرش را شکانده بودند و باقی ماجرا...و نیز یکی ازمردان خدا پیر غلام امام حسین(ع) جناب شیخ  ابراهیم بابویه پدر رفیق بسی خوبم جناب احمد آقا بابویه که بشدت مجروحش نموده بودند و تا مرز بی هوشی! و کُما. راستی جوان امروز و مرد فردای دارابکلای ما، بگویم به شما که یک شعار دیگه هم باب کرده بودند عده ای!! اما هرچه کوش کردند نوشش نکردند. چرا که امام این انقلاب که آن زمان آیت الله العظمی روح الله خمینی شُهره بوده و مردم اندک اندک به ایشان که بنیانگذار انقلاب و جمهوری اسلامی گردیده امام خمینی نام نهادند، با آن مشی که الان می گم بشدت مخالفت کرده بودند. اینا می گفتن : تنها ره رهایی؛ جنگ مسلحانه. آری! هم مسلحانه و هم مسلح هان منظورشان بوده. که این شعار آن چنان آنان را به پیله ابریشمشان بُرد تا اینکه به حکومت!! پادگانی و وحشت اشرف درخاک عراق رسیدند. که یک تو گفتن به رجوی خائن و جُرثومه فسادشان، مساوی شده بود با هزاران بار شکنجه و آزار و سپس اعدام اعدام اعدام. تبصره و روشنی بیفزایم که اشرف که نام مدینه فاضله حکومت اینان! درعراق برگزیده شده بود! نام زن اول از 4 زن رسمی سرکرده ی کثیف شان، رجوی ست، که به همراه موسی خیابانی در خانه تیمی تهران در درگیری قیام مسلحانه اینان! در دهه خونین سال 60 کشته شد. این را و این جور مسائل را روزی دیگر! بازش می کنم نوبت به نوبت. با انواعی از اطلاعات و تحلیل در خور خواننده ی دامنه. 45 .

  
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ سه‌شنبه ۱٩ آذر ۱۳٩٢
برچسب ها : تاریخ سیاسی محل