دامنه دارابکلا

حرف حق، در جغرافیای باطل معنی و مفهومی ندارد

کوچه های دارابکلا 10

کوچه های دارابکلا پر از شهیده(10) 

به نام خدا. به بالامحله رسیدیم که 5 شهید داره. ازهفت محله دارابکلا فقط یورمحله شهید نداره! هشدار! اما بگذارید اول بالامحلی ها را بشناسانم و نیز از اتاق پیش بگم. آن گاه همگی این 5 شهید را زیارت کنیم. بالامحلی ها این گونه اند همواره : مردمانی هم خواه، بی مرز، خانه محرم، تو به تو، مسجدی، تکیه ایی، همبسته، بشّاش، بعضا" بعضی بَذله گو، پرعُمر! (برچشم حسود کور!) بالا نشین، تپه سری و تبصره ای، جوان دار، غیور، بی بزِه، هویت طلب، (گویی یه روزی به تحلیل من اعلان استقلال خواهندکرد! البته تا سده ای دیگر، نه حالا پُرکار، پرانرژی، پاکدامن خیز، منبع صادرات برخی ریزگفته ها! و ریزکرده ها! (بلوتوث دو رضایی معروفه! مزاح) یکجا نشین. مثلا در تکیه مثل یه زنجیره پهلو به پهلوی هم اند. کم تقلید، مُدناپسند، سنت گرا اما مُقتبس مدرن.  . هر کدام با بیش از 20 دوست، بازم بگم!؟ بقیه را شما تکمیل کنید جان و جانانم. من چون در منزل پدری ام دردارابکلا با هفت تن از خوبان بالا محله ای همسایه و رفیق و در مراوده ام، به علمم رسیده که بالا محله ای ها خوب و نظیف و پاک و لطیف اند همه. البته قیاس کل، که ممنوعه! اما حالا اتاق پیش را بر برسم! که درآن نغز هاست برای نقض ها! اتاق می دانید که معادل "حُجُرات" است. یعنی اتاقک ها و خانه های خُرد. به آیه 4 سوره مبارکه حجرات بنگرید متوجه خواهید شد که حجرات یک لفظ وحیانی و قرآنیه. لذا به اتاق زندگی و بحث و مطالعه طلبه دینی "حُجره" می گویند. زیرا فقط یک اتاقک کوچکیه. اتاق پیش بالا محله یعنی همین حجرات که برای زندگی طلبه های دینی تعبیه شده بود. توسط کی؟ توسط یکی از بزرگ مردان و علمای باسواد و خیراندیش شما بالا محلی ها که جزء مفاخر کل دارابکلاست. یعنی جناب آخوند ملا محمد حسین پدر جناب آخوند شیخ محمد؛ ابوی آخوند شیخ اسماعیل که این شیخ اسماعیل جدّ جناب حجت الاسلام والمسلمین شیخ علی ربانی و برادر عزیزمان آقا ابراهیم شهابی ست.. و نیز جدّ مادری جناب حجت الاسلام والمسلمین آسید محمد شفیعی مازندرانی. که او حتی در کتاب عاشورای خود اشیخ اسماعیل که فرزند آشیخ محمد و نوه ی آخوند شیخ محمد حسین بنیانگذار حجره و مدرسه طلاب در اتاق پیش بالا محله دارابکلا بوده است به عنوان "آیت الله" یاد کرده است. حال مقام علمی آشیخ محمد و خصوصا ملا محمد حسین که جای خود دارد و این موجب افتخار محل ماست. و باید از این تاریخ عظیم خود مراقبت کنیم. آخوند بزرگ شیخ محمد حسین، پدر آخوند شیخ محمد (پدر شیخ اسماعیل) در نجف ازشاگردان شیخ مرتضی انصاری (از اساطین و استید و و اعاظم شیعه که کتاب مکاسب و...ایشان درحوزه تدریس می شود) بوده است. من کتیبه ی شجره مانندی در منزل کِل سید محمد شفیعی دیده ام؛ که حتی در آن شیخ اسماعیل از شیخ انصاری اعلی الله مقامه اجازه افتاء! و نیز تصرف در سهم امام (ع) داشته. یک چنین شخصیتی دهها سال پیش برای دارابکلا نه فقط حوزه و مجالس وعظ که حتی حجره زیست طلاب ساخته. و این آیا جزء فرهنگ و دیانت ما نمی شود؟ چرا کسی نشانی از حجره ها نمی بینه؟ اتاق پیش یعنی اینکه این اتاقک های طلبه ها، آن چنان چشمگیر و مهم بوده که مناره نشانی مردم شده بوده مثل : آقا مدرسه پیش. مثل آق اسیو پیش. و مثل تکیه پیش.

و این رسم ما دارابکلایی هاست که اگر چیزی را مهم دانستیم همان می شود نشان آدرس و نشانی ما. و حجره های بالا محله همین نشان را در خود داشته که اینک نه فقط در جغرافیای محل دفن! شده حتی در ذهن مردم نیز دفن گردیده. حالا هشدارم اینه برای هوشیاری!... : این محل ما آن زمان که اروپا دوک نشینی داشت و شوالیه های خون ریز و سلطان های مستبد بر آن حکم می راندند (و هنوز هم در عصر مدرنیته بیش از 25 کشور اروپا، آری اروپا! آری هنوز هم پادشاهی اند!!) و به قول نویسنده کتاب "ما چگونه ما شدیم؟" شاهان اروپا حتی سواد خواندن و نوشتن نداشتند و اگه به شاه و ملکه میگ فتی بریم تهران فکر می کردند باید در کره زمین چاه حفر کنن تا به تهران!! برسند. حالا بماند 68 سال پیش همین  اروپائیان چنان با هم جنگیده اند که بیش از 33 میلیون آدم کشته شد! اما در همان عهد، این محل تاریخی و تاریخ ساز ما دارابکلا، آخوندی داشته این همه با سواد و متقی و دارای طلبه با حجره که شبیه خوابگاه دانشجویی الان ماست. آیا ما از دفینه های تاریخی مان حراست می کنیم؟ این اتاق پیش، قِدمت ماست تاریخ دینی ماست. چرا باید محلی از اِعراب! نداشته باشد؟ چرا حتی تابلویی هم بر نشانگاه آن نمایان نشده است؟ این هنر هیئت قمربنی هاشم بالا محله است که تا دیر نشده می توانه به خرج دهد و حداقل تابلویی در آن، با ذکر تاریخ و محتوای آن نصب کنه. پوزش می طلبم از این نقدم. یادتان آورم؛ اگر اروپا و غرب کلا یک کله خنزیری! در یک  کوره دیهی پیدا کنه در بوق جهان می دمه آهای بیایید سابقه تمدنی ما را ببینید. و فی الفور نیز به ثبت یونسکو هم میرساند! چون عالم دستشانه!! حالا ما راحت از کنار یک مرکزی که، آدم پرورش می داده و هنوز هم ازمفاخرات ماست می گذریم چه آسان و بی خیال. و شاید امروز هم با خواندن این متن من به ریشخند من هم برسن!! البته شاید... و این اعجابی هم ندارد! واقعا اگر یه روزی دارابکلا خدای ناکرده (دور باد! دور باد) زلزله ای 8 ریشتری بیاد! و همه جا را با خاک یکسان کنه، تو ، آری تو، ای دارابکلایی! غبطه کدام مکان تاریخی و هنری و قدمتی و ماندگار را می خوری؟ حمام قدیم مان مانده!؟ مدرسه تاریخی مان مانده؟ تکیه چوب ساخته پدر بزرگم مرحوم آخوند ملا علی طالبی مانده!؟؟ دیگه کم مانده مدرسه علمیه امام صادق (ع) هم که مرکز طلبه پروری منطقه بوده، آن هم به سرنوشت اتاق پیش منتهی و دچار شه. اعتبار یک روستا به تاریخ تمدنی و فرهنگی و دینی اوست. واقعا چی مانده جز همین سازه های بی معماری و بی معمای ماها؟ بیاییم در نگرش خود تجدید نگرش کنیم. اما شهید حجت الاسلام علی اکبر گرجی. اول در باره او بعد شهید حسین رمضانی سپس شهید حسینعلی مختاری و آنگاه شهید محمد حسین آهنگری و در نهایت به شهید دارای مصیبت ویژه (که می گم) رفیق محبوب و بی ادعای مان عیسی ملایی. اما شهید گرجی: او از روحانیون سیاسی و فعال اوائل انقلاب بود. طلبه مشهد بود.کانون ایجاد مبارزه هم بوده. می گم حالا. تا او را هم بشناسیم و بشناسانیم. 46 .

  
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٢
برچسب ها : شهیدان محل