دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٢

فرهنگ لغات دارابکلا

به نام خدا. توضیح : اول این نکته را تصریح کنم آنچه در این متن با عنوان فرهنگ لغات دارابکلا می نویسم، فقط بر اساس ذهن و تفهُم منه. نه بر پایه منابع مکتوب. در واقع من دارم در این متن، تحلیل می کنم؛ نه تحقیق و پژوهش. و نکته دوم اینکه بیشتر برای نسل جوان امروزی می نویسم که کمتر محلی صحبت می کند و ممکنه لغات بومی ما از اذهان خالی و پاک بشه. لذا، وارد این مبحث نشدم.

و در دامنه شعارم این بوده و هست : عرصه ای متنوع بر حسب مقتضیات. و نیز متن من شاید برای 100 سال بعد نیز خواننده و خواهنده ای داشته باشه و در تاریخ ثبت بشه. تا مثل ما که الان دچار فقر و فَقد تاریخ دارابکلاییم، نشوند. لغات هم به صورت ذهنی ست و ترتیب الفبا در آن رعایت نشده.

نرگس آمن : بالا محله را به سمت روستای پیله کوه ادامه دهید. به صحرای پر دامنه ای می رسین که آباء و اجدادمان اسمش را گذاشتن نرگس آمن. معنی این ترکیب اینه نرگس هامون.

یعنی هامونی که گل نرگس در آن انبوه است. پس نرگس آمن شکسته شده ی نرگس هامون است. و این یعنی دارابکلا صحرایی پر از گل نرگس بوده که بوی آن از بالا محله به بطن محل رسوخ می کرده. انار قلّت :  از داخل یور محله، اوسا صحرا یا همان اوس صرا را به سمت اوسا طی مسیر کنید. (مثلا روز تاسوعا پیاده طی اش کنید که ما رفقا چند سالیه چنین می کنیم) سمت راست تان قُله ای است به نام انار قلّت. خوب اینو هم بشکافیم که آباء و اجداد مان چرا این تپه زیبا را چنین نامیده اند. انار حاکی از اینه که  این قسمت دارابکلا انارستان ( انارباغی ) بوده.

و هنوز نیز چنینه. قلت دو مفهوم داره هم یعنی قله و هم یعنی قلعه. هر دو در این نامگذاری درسته. پس دارابکلا علاوه بر گل نرگس، که بالا محله معدنش بوده و نمی دانم هنوز هم چنینه یا نه!! انارستان هم بوده. این را هم بگویم تاج انار قلت که الان هم  انارستانه، مال ماست. و ارثیه و ما ترَک مرحوم پدرمه که به خواهرانم رسیده. که عزیز ترین جان جانان منن. و کف دستان و کف پای همه شان را می بوسم. خدا چه مهربانه که ارث را برای بشر شیرین و یادگاری و ماندگاری ساخته و چه مزه داره هم.

پلنگ اوه ذر : دارابکلای بسی زیبا را به سمت ساری طی کنید. ازپاسگاه جدید واقع در پایین صحرا که گذشتین، سمت چپ تان صحرای مزرعه ایی زیبایی است که همین ایام نیز بخشی از آن شالیزاره. این منطقه ی وصل به رودخانه عمیق دارابکلا را، پلنگ اوه ذر می گویند.

بنابرین آباء و اجداد نازنین  و خدا بیامرزمان، چه اسم با مسمّایی بر آن نهادند. این نام و لغت یعنی جایی که پلنگ از اوه ( آب ) گذر می کرده و از تپه جامخانه صحرا به تپه و جنگل لالیم صحرا و بالعکس جابجا می شده. پس این را هم بدانیم که دارابکلا مضاف بر گل نرگس و انارستان ( انارباغی ) پلنگ هم داشته.

لِمال : همین مسیر را کمی بیشتر طی کنین به آقا اسیو پیش (آسیاب گندم و جو و ذرت آسیاب می کردن اینجا) می رسین که سمت چپ شما می شه لمال. حالا لمال چیه؟ عجب آباء و اجداد با هوشی داشتیم.

خدا رحمتشان کناد! لمال یعنی لِه مال. زمینی که با لِه آب رودخانه مالیده شده است و به همین دلیل لمال صحرا برای کشاورزان زراعت مثمر تری می شه و با کیفیت تره. باز نیز معلوم گشته دارابکلا ازقدیم صحرای زراعی لِه آلوده داشته و این ثابت می کنه رودخانه عمیق فعلی که بعضا 11متر ارتفاع و عمق داره در گذشته هم سطح صحرا بوده و با کمترین سیلاب له آب (رسوبات مفید و مقوی و سرشار از فلزات معدنی که جای کود شیمایی را پر می کرده)به زراعات سرازیر می شده.

اون دون پیش : باز نیز مسیر را ادامه بدید؛ نرسیده به چهار راه اسلام آباد جنب دبیرستان کمیل (پسر مرحوم حاج آقا مهدی دباغیان که در رودخانه غرق شد و پدرش زمین را به نام او  هدیه کرد و نیز فرزند مرحوم حسینعلی رزاقی (پدر مرحوم یوسف رفیق ابدی و ازلی من و ما) که او نیز بخشی از زمین اش را به نام پسر جوانش هدیه کرده) این منطقه دارابکلا اون دون پیش نامیده شده است! این هم از مهارت ها و زیرکی های مردان و زنان گذشته ماست که این قسمت خاک دارابکلا را به این نام نامیده اند. دو حکمت داره:

یعنی آن دانگ دارابکلا. هر ملکی شش دانگه . و این قسمت محل ما را یک دانگ مجزا کردند که در دراز مدت مجاورین ادعای ارضی نکنن مثل اسرائیل! جعلی دروغ گوی آدم کش! و نیز به این معنا بوده که اینجا آب بندان دارابکلا بوده و لذا در محاوره به هم دیگه می گفتن اون دون پیش یعنی آبندان پیش. حالا باز یافتیم که دارابکلا دانگ دانگ بوده و نیز آبندان داشته.

پیرخُفته : این دیگه ازآن لغاتیه که من را به گپ می آورد. و می رم توی عرفان و معنویات. لیف روح! نه اینجا جای لیف روح اینجا نیست. میخ وام ذهن شما را فعال کنم که چرا پیر خفته ؟

حالا شما راببرم اول به مکانش بعد به علت نامش. امام زاده جعفر را زیارت کن و سپس به سمت اربابی صحرا و سیاه بول ( این هر دو نام را بعدا به آن می پردازم ) امتداد بده راهت را به قسمتی از آفتاب کش ( این را هم شرح می دم ) و دامنه لالیم و... لی لم (این هم بمونه مثل بنیامین!) و جنگل.. می رسیم که در دل این دامنه منطقه ای شیب داری است به نام پیرخفته. حالا می گم که این یعنی چه!؟ آری مطابق رسم مرسوم و معمول هر جایی که عارفان و اهل دلان به بئر ( چاه ) یی! به گوشه صحرایی! به درون نخلستانی ! به کلبه دور دستی

(می گن فیلسوف معروف آلمانی مارتین هایدگر واضع نظریه هستی و زمان ...طرفدار هیتلر در کلبه دور دست به فلسفیدنش می پرداخته و...) در دارابکلا نیز گویی عده ای عارف و اهل دل و معنا به این مکان برای رازگویی و کشف می رفتند.

و پیرخفته یعنی جایی که پیر دارابکلا ( عارف و سالک دارابکلا ) آن جا می خُفته و مکاشفات و عبادات می کرده. این هم از عجایب محل ما که از نرگس و لِه (که الان خاکش کیلویی فروش می ره) و انار گرفته تا پلنگ و دانگ و پیرخفته داشته.

دنباله ی فرهنگ لغات دارابکلا ( که آرام آرام به درون روستا و علت نامگذاری محلات دارابکلا می رسم و حتی لغات محاوره ای مردان و زنان محل و تاریخ مان را باز می کنم ) در روزهای آتی. آتی.آتی. 52 .

کدهای اضافی کاربر :