دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢

نخواستن و نداشتن 

به نام خدا. جمله ای دعاییه از مرحوم دکتر علی شریعتی ذهنم را به اینجا هدایت کرد که آنرا کمی بسط دهم : " خدایا! مرا با خواستن و نداشتن، روئین تن کن. " می پرسم چرا؟ بحث مقدماتی : در این جمله نیایشی چهار مفهوم وجود دارد : خدا ، خواسته ، دارایی  و روئین تنی. علاوه بر آن اراده هم از مفاهیم پنهان این دعاست. چرا آدمی اراده کرده از خدای دهنده و گیرنده طلب کند تا به او از طریق نخواستن ها و نداشتن ها روئین تنی عطا کنه؟ شرح این جمله و به عبارت علمی امروزه  هرمینوتیک ( تفسیر متن و کشف قصد دقیق نویسنده ) این گزاره ی دعایی، محتاجِِ هم، زمان شناسی عصر شریعتی ست؛ هم نیازمند زمینه های شکل گیری آن؛ و هم درک زمین و مکانِشِ آن. یعنی : زمین، زمانه و زمینه ی اندیشه سخن. زمین سخن، ایرانه. زمانه اش، عصر مبارزات دهه ی پنجاهه. و زمینه اش نفی طاغوت. این سنخ شناسی بحث. که در تحلیل هر گفته ای کاربرد دارد.البته اگر کسی این تکه بحث  دامنه را برای خود ضروری نمی بیند، مختاره از اینجا به بعد بحثم را مورد مداقٌه ( یعنی دقت اندیشی فکورانه منتهی به نتیجه) قرار بدهد. و زیاد هم با ذهنش در مقدمات بحث کلنجار نرود.

بسط و شرح : فهم مفهوم خدایا : چون آدمی شریف است و کرامت دارد فقط از خدا باید طلب  کند. حتی از دوم شخص عالم، محمد مصطفی (ص) نیز، نمی توان طلب جُست. مگر آن که وسیله ی طلب نزد خدا گردد. این یعنی توحید. پس تو ای آدم، دامنت را دامنه دِه و وسیع و عمیق شو و فقط بگو : خدایا. فهم مفهوم نخواستن : ما آدمها موش نیستیم که حرص و طمع، طُعمه ما شود. انبار و انباشت مال موشه. هی برای خود خواستن، یعنی هی از خودت کاستن ! به قول آیت الله حسن حسن زاده آملی خدایا اگر دو باره حساب کنی سهم حسن زیاد می آد. گاهی عده ای، نمی دانم قلیل! یا کثیر! بهای خود را به قیمت بََخس ( یعنی ناچیز ) و به خَس، نه فقط معامله می نمایند، که حراج نیز می کنند. درسته معاش، هم راستای معاده؛ اما نه با چنین خُسر و عُسری. کجا به این شتابان!؟ فهم مفهوم داشتن : انسان از مفاخرات خدا ست. اَشرف هم گردیده. داشتن ها، گاه از او می کاهد. داشتن قدرت زیاد، سوی فسادش می برد. ثروت کثیر، به کسرش می انجامد. و داشتن حتی علم انبوه، اندوهش می دهد. سراغم دهید کی سمت فرعون، کی سوی قارون، و کی نزد بَلعم باعورا ( عالم دینی دغل باز و فریب کار که تزویر را به زور و زر آراست) هست؟ بله که  بوفالو باید هم زورمند باشه تا شیر هم ازو زَهره بترکاند! اما طاووس چی؟ او که باید جای زور، زیبایی و ذُخره، ذَخیره کند! مگر مهاتما گاندی در کرباس نماند؟ و ملتی را از یوغ نرهاند؟ که روحش هم در تاریخ باقی ماند؟ ( مهاتما عنوانی ست که شاعر نامی هند بر او نهاد : یعنی روح جاویدان ملت ) هان! حال به چه حالی!؟ فهم مفهوم روئین تن : آهنین شدن، کنایه از این است که چنان سدّی شو، که هیچ سیلابی (یعنی پول و پُست و پَستی یی! ) خرابت نکند. و نیز هیچ خیراتی هم، تو را به ریا و ربا و زنا نکشاند، حتی نمازت. هیچ نداشتنیی و هیچ کمبودی از تو کم نکند. نکاهدت. دنیا محل کمیابی هاست، ( که عاملی برا ی نزاع ها و جنگ هاست ) کیمیایی پیشه ساز نه کمیابی ها، که بیشت می کند. اون پسر سعد ابی وقّاص، ری خواست. آن هم نه از خداش، که از پسر زیاد علیه اللعنه و پی این خواست تا آنجا پیش تاخت که حتی علیه عقیده اش نیز برخاست. و ستیزش با امام حسین(ع) را که اُسوه ی خدا روی هستی ست، در سر گذاشت. آری، نمونه ی روئین تنی نه فقط رُستم فَسانه ایران، بلکه اغلب، روئین تنی به رَستن است؛ رَستن! برای خوب رُستن. آری، رَستن از هر چه تو را از روئین تن بودن، دور می کند. دور. درود و بدرود. 4 .

کدهای اضافی کاربر :