دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢

نشست حلقۀ تکیه

غروب دوشنبه 9 دی 92 از تهران به دارابکلا رسیدم. پس از زیارت قبر مرحوم پدرم و دیدار مادرم و... با اقامه و اقتدای نماز جماعت در مسجد جامع دارابکلا به دعوت آصادق به دیدار پدرش همرزمم در جبهه مریوان و فرزندش مداح متدین اهل بیت (ع) محمدباقر که از زیارت اربعین کربلا بازگشته بودند، رفتم.

عزاداری بود و شام مفصل. با علی اکبر کنار هم بودیم. درست روبروی من تابلوی نقاشی مهتاب زهرا نصب بود که دو ماه پیشتر عکسش را در وبلاگ باباش دیده بودم. و این تابلو گویی مرا به یاد شب شام غریبان کربلای امام حسین (ع) می برد که گفته اند قتلگاه را تا صبح نور باران کرد.

بلافاصله با علی اکبر، خودمان را به تکیه رساندیم که هم شب رحلت نبی مکرم(ص) بوده و هم یادبود شهید محمدجواد طالبی. با اتمام روضه ی حجت الاسلام والمسلمین آشیخ محمد نجفی، دیدار های سر پایی درون تکیه که دیده بوسی و احوال پرسی ست انجام گرفت. و چشمم به ته تکیه خورد، و دیدم عارف و امین و علی هاتفی نیا هم در عزای نبی مکرم (ص) حاضرند. و من خودم را با اشتیاق به هر سه رساندم و روبوسی و تسلیت و تاکید بر حضور در نشست حلقه تکیه و ابراز محبت، که همیشه در دلم تلنباره. و این از برکات تکیه و مسجد است که زمینه ی تلاقی افراد و قرار بستن های فوری و فوتی بعدی می شود.

ما نیز با ندای قبلی، پنجمین نشست حلقه تکیه را با حضور 22 نفر برگزار کردیم. این مباحث هم تبادل شد : موضوع محور و کتاب محور شدن حلقه. خوش بینی به هم. کمی گلایه از روند نقد های گذشته. عذرخواهی متقابل. هر نفر 5 دقیقه سخنرانی اختیاری. نظرخواهی از شکل و شمائل حلقه. انتخاب حاج سید رسول هاشمی به عنوان مسئول حلقه. سید ادریس صباغ به عنوان پیگیر ایجاد نشست های حلقه. و من هم همچنان بدون رای گیری و صرفا بر حسب تمایل فرضی افراد حلقه، همچنان مُبصر نشست های حلقه. (من اساساً ضد دمو کراسی نیستم ولی گویا اینجا در حلقه، این اصل را زیر پا گذاشتم! و خود مختارانه خودم را کردم مُبصر! راهی بیابید دوستان حلقه، و در نشست بعدی با رای که این روزها غوغا می کنه در جهان سیاست، یا مرا ابقا یا کلّه پا کنین و براندازین!) و سید احمد هاشمی هم شده کارشناس حلقه.

از همین جا اعلام می کنم در ورودی به حلقه تکیه که صرفا آغشته به مباحث دینی است؛ بر روی همه افراد دارابکلا خصوصا اهل مطالعه و دانشجو با هر گرایش و تفکری باز باز است. ما منتظر شرکت همه هستیم.

راستی بگویم جلسه حلقه سه سانس 45 دقیقه ای ست. هر کس هر 45 دقیقه مختار است نشست در حال اجرای حلقه را ترک کند یا بماند.

روز بعد سه کار صورت گرفت. 10صبح در مراسم عزاداری دسته روی هیئت قمر بنی هاشم بالا محله در گرامی داشت رحلت نبی مکرم(ص) و امام مجتبی(ع) و امام رضا(ع) به اتفاق چند تن از دوستان شرکت کردیم که چند سالیه این خلاقیت از این هیئت بروز کرده. و بازتاب معنوی و هنجاری خوبی هم داشته و دارد. تا مزار رفتیم و هر کس سر قبر مانوس و انیس خود جلوسی کوتاه داشته. خاصه همه عزاداران به امام زاده باقر و شهدای عزیز ادای احترام مناسب کردند.

با اقامه و اقتدای نماز جماعت ظهر و عصر به امامت آشیخ محمد نجفی در مسجد جامع، به منازل بالا محله ای ها رفتیم تا ناهار نذری خوش طعم را تناول کنیم. ما منزل حاج سید رسول هاشمی وارد شدیم. امسال نوبت این کوچه و منازل واقع در این کوچه بود. هر که نبود از طعم خوش زعفران و ترش مزگی حال آور آلو و دوغ نعنایی خنک، دلش آب! هیات بالا محله و مردم عزیز کوچه سید رسول و خیّرین گرامی تقبّل الله.

عصرش با کمی دم گرفتن به اتفاق پنج یار خوب و خوش ذوق به جنگل رفتیم برای کمی گپ. کمی گشت. و کمی کیف. تا نزدیک های روستای سرتا هم پیش تاختیم.

غروب هم بعد نماز مسجد شخصا با یک شاهد صحنه شب خونین دارابکلا که در4 اسفند 58 رخ داده مصاحبه مفصلی کردم در دو مرتبه. که بزودی در تاریخ سیاسی دارابکلا قسمت سوم تحلیل خواهم نمود. و خواندنی هم هست.

شبش با دل سپردن به روضه ی آقا ابا عبدالله (ع) توسط حجت الاسلام و المسلمین  آشیخ مهدی شیردل که اتفاقا منبر خوبی هم رفتند و سخنرانی مهمی نمودند و بسی هم مسلط بودند، ششمین نشست حلقه تکیه را در همان مکان برگزار کردیم.

مباحث اصلی و عمده این نشست، شناخت و تحلیل شخصیت همه جانبه نبی مکرم (ص) بوده که حاضرین به نوبت کنفرانس داردند. شبی پر بار بوده و همه افراد حلقه با دستی پر هم آمدند و هم برگشتند. از مصوبات ششمین نشست حلقه، این بوده که شب بعد، هفتمین جلسه حلقه را در تکیه پایین و در حضور حجت الاسلام والمسلمین آشیخ جواد مهاجری برگزار کنیم. که به لطف خدا با حضور پر شور افراد با اشتیاق حلقه و با مشارکت بیش از 40 نفر از عزیزان حلقه و جوانان پایین تکیه و چند تن از علاقمندان مذهبی تکیه ی پایین  تشکیل شد.

و بالاخره شب آخر در عزاداری امام رضا (ع) در تکیه شرکت کردیم. و در این چندشبی از بیانات خوب حجت الاسلام والمسلمین  آشیخ محمد نجفی یادگار مرحوم آقا بهره مند شدیم.  و بلافاصله به صورت حرکت جمعی به تکیه پایین رفتیم و هفتمین حلقه مشترک دو تکیه را راس ساعت 8 و 30 شب منعقد کردیم و تا 12شب ادامه یافت. خوشبختانه دو روحانی جوان و خوش فکر و مسلط و صبور و توانمند در جوابگویی و دارای طمانینه بالا، حجج اسلام آقایان آشیخ جواد مهاجری و آشیخ علی اکبر دارابکلایی در حلقه تکیه حضور یافتند و به این مباحث، پاسخ هایی مستدل و منطقی و مناسب دادند که طرفین نشست در پایان نشست شدیدا اظهار رضایت نمودند. الحمدلله و المنه.

مباحث شامل این نکات بوده: نقش روحانی در محل. محبت در دین. رابطه گفتار و عمل دینی. علت پر شور نبودن نماز جماعت ها. نکات متعدد تربیتی. ثروت خدیجه (س). فقر و دین. اجتهاد و تسری آن به آحاد دینداران. فرقه ها. امر به معروف. هجوم فرهنگی. رابطه دینداری و قانون. ثبت خروجی های نشست حلقه. و...

در اینجا دو خبر را برای فرهنگ سازی و ایجاد روحیه و دمیدن شوق و ذوق علمی و دینی بر ملا کنم. اول آنکه برادر گرامی مان آقا احمدعلی مهاجر رسما اعلان کرد هزینه های حلقه تکیه را با طیب خاطر و عاشقانه در راه امام حسین(ع) تقبل می نماید. احمد آقا تقبل الله. حبذا احسنت. و خبر دوم برادر فاضل و روشن بین جناب حجت الاسلام والمسلمین  آشیخ علی اکبر دارابکلایی هم رسما تهیه فلش رایانه برای همه افراد حلقه را تقبل نمود. از ایشان بسی سپاسگذاریم و به وجودشان مفتخریم. حقیقتا نشست پر برکت و پر آثاری بود.

روز بعد ساعت 10 صبح 12دی 92 همزمان با عزاداری شهادت حضرت رضا (ع) در امام زاده جعفر حاضر شدیم. زیارت و نماز در داخل بارگاه بجا آوردیم. در سبزه زار محیط مصفا و آرام بخش آنجا حلقه زدیم چند عکس دوستی و محبت انداختیم. بعد دایره زدیم آقا حمیدرضا قرآن تلاوت نمود. همه کمی خود را تا جایی که خود صلاح می دانستند معرفی و نکته پردازی کردند. اسامی مستعار مجازی هم گفته شد. خرما و شکلات خوردیم. و من به رسم یادبود این روز خوب و با نشاط، به همه حاضرین یک جلد کتاب نفیس و قابل مطالعه و استفاده (نه البته باد کرده) هدیه نمودم. بعد خدا حافظی و عقد اخوت و تعهد برای سامان بخشی به حیطه وبلاگ ها و... نیز غیبت موجه 8 نفر را به جمع گفتم که علت نیامدن شان چی بوده.

در اینجا این نکته را بگویم برای دیدن تصاویر هفتمین نشست مشترک حلقه در پایین تکیه به وبلاگ خوب و حرفه ای چترم خداست با مدیرت خوب آقا مقدس دوست جوان و خوش ذوق ما یکی از عزیزان حلقه تکیه مراجعه کنید (در سمت چپ همین دامنه بخش لینکستان روی چترم خداست کلیک کنید). و نیز برای دیدن عکس های روز رضا هم به وبلاگ دوست جوان و مستعد و پر طرفدار علی آقا طالبی داراب بوی مراجعه کنید که در سمت چپ دامنه مثل بالا پیوند دارد.

برای اطلاع همگان بگویم داراب بوی به لحاظ تعداد بازدید کننده از میان همه وبلاگ های دارابکلا مقام اول را دارد. با روزانه حدود 800 بازدید، آن هم فقط با یک وبلاگ و به صورت کاملاً عادی و بدون کلک. که وبلاگ ها جدیداً شگردی شده تا آمارشان را بالا نشان بدهند. مثل چندین کلیک سازی روی مثلا چند تا عکس بی مزه و بی خاصیت. و یا افزودن همه وبلاگ های شخصی یک فرد به وب اصلی.

اما داراب بوی بی هیچ فن و دوزی خود به خود از همه پیش افتاده. پیشتازی ات مبارکه علی جان که مزد صداقت و روراستی ات را داری می گیری. داراب بوی خوش تیپ و خوش فکر و متدین حبذا احسنت.

چهار مسئله دیگر هم ماند که به آن می پردازم. (البته یک برنامه دیدار با باشگاه تکواندو دارابکلا هم داشتیم که به علت مریض شدن استاد این باشگاه آقا عزت الدین رمضانی عملا لغو شده که همآهنگی کردم با ایشان که در سفر بعدی عملی شود)

در غروب پنج شنبه با زیارت قبر مرحوم پدرم و شهدا و دیگران از جمله روان شاد یوسفعلی رزاقی و نیز شرکت در نماز جماعت مغرب و عشا در نشست صالحین بسیجیان با مدیرت و دعوت سید ادریس صباغ به عنوان مستمع حاضر شدم. 15 نفر از عزیزان نظراتشان را پیرامون موضوع تعیین شده قبل ارائه نمودند. و من هم به اصرار حضار به 10 نکته در باره مسئله مورد بحث مطرح کردم.

ساعت 7 و 30 شب به اتفاق همه دوستان به کلبه رفتیم که محل بحث های مهم دینی و قرآنی و جهانی ماست. در این شب هم مباحث متعددی را با حجت الاسلام والمسلمین شیخ ابو طالب وحدت (اخوی بنده) به بحث و نظر گذاشتیم. همه در این نشست بودند و فقط مرحوم یوسفعلی رزاقی جاش خالی بود. همین و بس.

این موارد مطرح شد: مفهوم این سخن نبی مکرم (ص) احثوا التراب فی وجوه المداحین. عشق پسر و دختر به لحاظ شرع. وجوه تمایز دو حوزه علمیه قم و مشهد. تیپولوژی هاشمی رفسنجانی. عصمت پیامبران (ع). بررسی گذشته طلایی فقها و شرائط فعلی جهان اسلام. انفال. اجنهاد مراجع و سبک های تفاسیر. مکتب تفکیک. وحدت برهان قرآن و عرفان. و...

این مباحثات تا 11 شب ادامه یافته بود درکلبه. شب بعد هم همگی پس از دیدار با زائرین کربلا در اربعین امام حسین (ع)، یعنی برادران گرامی آقا قاسم و آسید حسین و آقا مهدی، به کلبه رفتیم و هیچ غائبی نبوده مگر فقط عمو یوسف رزاقی. همین و بس.

این شب هم بحث های فراوانی حول این موارد شکل گرفته: مفهوم وصایت. شرح نهج البلاغه. تحلیل شخصیت عمر. فعل سیاسی علی (ع) و فاطمه (س). کرامات و برخی عرفان های دروغین. شریعتی و دیدگاهش در باره زندگی سه دروه ای علی (ع). مفهوم لعن ها در زیارت عاشورا. اختلافات شیعه و سنی. و راه های تقویت اشتراکات دینی و فرقه ای. و بحث های متنوع و شاد به مناسبت حلول ماه منور ربیع. سحر روز شنبه هم حرکت کردم 8 صبح رسیدم تهران محل اشتغالاتم. و شب هم به منزل.

از همه کسانی که 5 روزی با هم بودیم ممنونم و دعا گوی. ناگفتی ها هم بسی هست که صلاح نیست گفته آید. تا سفر بعدی ام به محل التماس دعا. راستی اگر این گونه گزارش نیمچه تحلیلی مفید یا غیرمُثمر است به من بگویید تا یا ترکش کنم و یا استمرارش دهم؟ پایان. 66 .

کدهای اضافی کاربر :