دامنه دارابکلا
طوفان فکری
نویسنده: ابراهیم طالبی دارابی - چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢

تُربت و شمشیر

به نام خدا. اوایل مهر سال 1356 که هنوز انقلاب مردم ایران به نتایج روشنی نرسیده بود، و هیچ کس قادر به برآورد درست از عاقبت آن نبود، با فشار شاه ایران و حکم صدام حسین حاکم دیکتاتور عراق، امام خمینی پس از قریب 14 سال تبعید و زندگی بسی سخت در نجف اشرف، از خاک عراق اخراج گردید. او و همراهان از راه زمینی با ماشین های دستگاه جاسوسی صدام به مرز کویت و احتمالا منطقه بیطرف این کشور رانده شدند. هیچ کشوری جزء لبنان، به امام خمینی اجازه ورود نداد. که البته در نهایت با رایزنی آسید احمد خمینی و دکتر ابراهیم یزدی، دولت فرانسه اجازه داد ایشان و همراهان به منطقه نوفل لوشاتو، روستایی در حومه پاریس ساکن شوند. که این حضور چهار ماهه امام در آنجا خود یک بحث مستقلی ست که شاید در آینده ماجراهای پشت پرده ی آن را در دامنه بیاورم. اما مطلب من در جُوف همین منطقه بیطرف مرزی کویت جا خوش کرده که می گویم. ماموران استخباراتی، همان اطلاعات جاسوسی صدام، خود را به امام خمینی رساندند و تطمیعات! و تهدیدات! صدام حسین را به ایشان به اصطلاح گوشزد کردند. که امام خمینی در اوج این در به دری ها و سختی ها و در دل آن کویر برهوت و لم یزرع کویت،به جای سازش و هراس و تسلیم و ساخت و پاخت، جوابی کوبنده، حکیمانه، و بسی ماندگار و تاریخی به آنان داده، که به نظر من، این جمله ی امام خمینی یک ایدئولوژی سیاسی و نیز نکته ای آسمانی یا کراماتی و الهاماتی محسوب می شود. امام به آنان گفت: خمینی هم تُربت حسین(ع) را برای شفا می خورد! و هم شمشیر حسین(ع) را بر کمرش می بندد.

تحلیل و تفسیر این سخن و نیز سیر تاریخی و عکس های دیدنی این دوره ی مهم امام خمینی که به استقرارش در فرانسه و 313 مصاحبه مهم در آنجا انجامیده، کار شما خوانندگان دامنه است، که همگی فرهیخته و با اختیارید. اما تشریح مصادیقی و فرضیاتی آن اینک در دامنه بر عهده ی من است. از نظر من برای تطبیق این جمله با مصادیق فرضی آن با آحاد جامعه، هفت وجه وجود دارد: 1- آدم هایی که فقط تُربتی اند. 2- آنهایی که فقط شمشیری اند. 3- آنانی که هم تربتی اند و هم شمشیری. اما با رُجحان تُربت. 4- کسایی که هم شمشیری اند و هم تُربتی اما با ارجحیت شمشیر. 5- برخی که هیچکدام اند اما با ترجیح به خنثایی. 6- بعضی که هیچکدام اند اما با رغبت به تردید و شک. 7- و عده ای که هیچکدام اند اما با تهییج به مخالفت و ضدیت.

اما تشریح هفت وجهدسته اول : اینان صرفا تُربتی اند. یعنی فقط به گوشه ای از دین چسبیده اند. و لذا گنج و کنز شان در کُنج و گنگ شان است. در کلام معصوم (ع) اینان جاهلان مُتنسّک اند. و در ادبیات سیاسی امام خمینی، خشکه مقدّسان دین فروش. که به قول صریحش این پدر پیرتان از اینها بسی بیشتر از شاه، خون جگر خورده و رنج کشیده. اینان یک بُعدی اند و مخاطره سازان دین و خرافه گردانان آئین. دسته دوم : این جماعت، تماما" مهیای رزم و جنگ و ستیزش اند. و دائم هم، ندای اشدّاء اشدّاء ( اشاره است به آیه آخر سوره مبارکه فتح ) سر می دهند. که حکمت عمل و ضرورت اقدام به آن، نه فقط در اختیار مطلق شخص نبی مکرم (ص) نبوده، بلکه به اذن الله است این حکم قهریه، و لذا در فهم سریع هیچ عالم دینی هم هرگز نیست، چه رسد به تازه واردهایی در حوزه دین و آئین که هنوز ضربَ ضربَ را و اَمثله را به ذهن و عین نبرده اند.یعنی این دسته گویی، رُحماء رُحماء ( اشاره است به دنباله حکیمانه آیه بالا ) را پاک و بکلی فراموش کرده اند. این نگرش هم یک بُعدی و انحرافی ست. و در اسلام این مشی رد شده است. چرا که خسران های جبران ناپذیری می آفریند. و نیز از حکمت و عزت خداوند نیز به دور است. سبحان الله. دسته سوم : این دسته اما چگونه اند؟ تشریح 5 وجه و نیز نکته های اشاراتی! ام در قسمت دوم. ان شاء الله تعالی.من فقط یک اشارتی به نوع گرایش خودم نسبت به این هفت وجه میگم که گاهی امام هم در برهه ای یا بُحبُوحه ای این اشاره را تمثیل می کرد. و آن اینه که ایده ام شده سخت : بُزک نمیر! بهار می آد! خربزه و خیار می آد! 70 .

کدهای اضافی کاربر :