دامنه دارابکلا

حرف حق، در جغرافیای باطل معنی و مفهومی ندارد

اطلاعات درون سازمان 1

اطلاعات درون سازمان (1)

به نام خدا. در درون سازمان مجاهدین خلق، و به تعبیر امام و مردم انقلابی ایران منافقین، که دیگر مطلقا هم به سیاهی رسیده و هم در سیا مانده! ( اشاره است به ماموریت ویژه آن سازمان از سوی سازمان جاسوسی آمریکا در درون ایران و منطقه عربی) یک سری رموز و اسرار و اصطلاحات خاصی وجود دارد که دانستن شما دامنه خوانان به پاره ای از آن موثر و لازم است. و من در این متن، فقط به چند نمونه ی آن اشاره ای تحلیلی و کوتاه و موجَز می کنم. اول :خود اعترافی. یعنی گفتن و نوشتن شرح حالِ خود و تدوین تمامی اعمال غیر اخلاقی افراد و اعضای سازمان از زندگی شان؛ تا به عنوان عضو " انقلاب کرده "ی سازمان پذیرفته شوند. همه اعضاء موظف اند آنچه بدان مرتکب می شوند و یا حتی به آن فکر می کنند را به مافوق ارائه کنند.  این نکته را بیفزایم که در دین مبین اسلام و سیره معصومین (ع) این گونه اعترافات و فاش سازی گناهان و اعمال اشتباه و یا آلودگی سهوی و عمدی اخلاقی، مطلقا ممنوع است. و این از اموری ست میان بنده و خداوند. این روش سازمان منافقین در نهایت، به تقدیس سرکرده و تقبیح خود منتهی می گردد. دوم : استثمار رده. یعنی تصاحب مقام و پست توسط اعضای سازمان که صلاحیت آن رده را ندارند. هدف اصلی این روش، تصفیه درونی سازمان است. فیلتر گذاری های  دائمی میان عقاید و عملکرد رده از بازتاب قطعی این شیوه است. یعنی اگر کسی مطابق تز سرکرده ی سازمان نبوده ؛ در حقیقت آن پست (مثلا نگهبانی در آشپزخانه) را استثمار نموده است. فقط سرکرده و زنش از این انطباق فرد با مسئولیت اش مبرّا و استثناء هستند. چون بر اساس ایدئولوژی سازمان، خداوند هرگز! نمی گذارد، سرکرده ی  آنان استثمار گر شود. همان نوع تفکر سیاسی و دینی در حول فتحعلی شاه قاجار که مدعی بود: فتحعلی شاه عقل کل و جلوه ی نور قدس است! / نعوذبالله. سوم : پرداخت و دریافت. منظور فدایی کلیه ی اعضای سازمان در پرداخت است. شامل: خون و همسر و مال و عشق و هستی و نیستی و هر چیز مادی و غیر مادی فرد. اما فدایی سرکرده ی سازمان، فقط و فقط دریافت است. او از هر پرداختی حتی پاسخ به سوال (که البته سوال اساسا چیز بسی خطیر و دردسر ساز است در سازمان) معاف است. چون او مستظهر به خداست! در تاریخ سیاسی ایران، این یک رسمی مالوف و کثیفی بود؛ که همگان در زیر نامه یا گفته ی خود، می بایست به شاه و شاهنشاه میگفتند: فَدَوی اعلی حضرت همایونی. در این سازمان نیز این ادبیات و فرهنگ (بهتر است گفته شود ضد فرهنگ و ناهنجاری و بردگی مدرن) باب گردید. مثل جریان بهائیت؛ که اول گفتند علی محمد شیرازی باب! دین است. سپس گفتند او خود امام زمان!!  است و در نهایت به الوهیّت رسیدند و گفتند او خود خدا !!! است. چهارم : آنتن دار نشده. در این سازمان مَخوف استالینی و هیتلری، شاخک های حسگر و درون کاو ،علیه اعضا، چنان دقیق کار می کند، که لحظه لحظه و آن به آن، وضعیت همه جانبه ی افراد، به مافوق گزارش می شود. که مشخص شود که  آیا فرد عضو سازمان هنوز به سرکرده وفادار و سرسپرده هست یا نه؟ آیا به مسائل درونی سازمان حساس نشده؟ و لذاست با این طریق در می یابند که هنوز می توان همچنان از او بهره کشی در جمع آوری ها و تخلیه ها صورت داد. در درون این سازمان، همه برای سرکرده  آن، جاسوس و مُخبرند. و در واقع همان نظریه مشهور وضع طبیعی توماس هابز در آن حکمفرماست که در چنین حالتی به گفته هابز همه علیه هم، و گرگ هم اند. هر که به سرکرده ذوب شود، او حقیقی تره و الّا در حد مظنون و بهره کشی ارزش دارد. پنجم : کوهنورد. این رمز و اصطلاح، تشبیهی میان سرکرده سازمان یعنی مسعود رجوی با همه نیروهاست. به این معنی که سازمان در حال یک کوهنوردی دائمی در مبارزه دائمی با انقلاب اسلامی ایران است. لذا همه ی اعضا و حامی سازمان باید از او اطاعت محض داشته باشند. چون تقدم ،همواره با راهنمای کوهنورد است. و در سازمان نیز همیشه تقدم باید با مرکزیت باشد نه قاعده. مثلا مهدی ابریشمچی نفر سوم سازمان (که زنش مریم را به سرکرده، فدایی و هدیه کرده، و البته همه می دانید، بدون رعایت عِدّه چهار ماهه شرعی) برای سرکرده ی سازمان، با همراهی مسعود کشمیری متن و کتابی با عنوان زیارت نامه نوشته که همیشه، میان شان قرائت می شود؛ و همچنین در باره رئیس سازمان می گوید : " خدا در آسمان هاست و مسعود رو زمینه ". یعنی همان خلیفه و جانشین که در قرآن آمده است! متن این زیارت نامه در دسترس من هست. در سفر بعدی به محل می توانم محتوای آن را برای اهل نظر و متفکر فاش و باز کنم. فقط یک عبارت را در اینجا عیان می کنم: السلام علیکَ یا مسعو .. علیکِ یا مر.. اشهدُ انّک کلمه التقوی.. و وارث امیر المومنین. 71 .

  
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ پنجشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٢
برچسب ها : سیاست