پنج دقیقه با شما معلمان

پنج دقیقه با شما معلّمان

به نام خدا. روزتان مبارک است حقیقتا". تعارف نیست این سخن. همه ی روزهای تان برکت است. چرا؟ حداقل به پنج دلیل از نظر دامنه: یکی این که؛ کارتان انبیایی ست. انبیاء علیهم السّلام خبردار بودند و شما هم خبر دارید. دوم این که؛ زندگی انسان ها با شما زنده می شود زیرا زنده بودن واقعی انسان به دانایی ست. سوم این که؛ اساس تفکرتان، فضیلت است و فضیلت یعنی اضافه و اضافه سازی و اضافه داشتن. و شما خود فضیلت دارید و دانش آموزان خود را نیز فضیلت می دهید. یعنی اضافه سازی دانش و ارزش. چهارم آن که؛ بهترین نام را در شغل تان دارید. نامی خدایی. زیرا اولین معلم، خود خداوند است. الرّحمنُ. عَلَّمَ القُرآنَ. خَلَقَ الاِنسانَ. عَلَّمَهُ البَیان: " خدای رحمان. قرآن را تعلیم داد. انسان را آفرید. به او بیان آموخت. " ( آیه ی 1 تا 4 سوره ی مبارکه ی رحمان ). و پنجم این که؛ متاسفانه با این همه امتیازات تان، فقط حقوق و مزایای تان کم!! است؛ که این کمبود موجب خسارات زیادی شده است که زبان و قلم دامنه در شرح و نقد مطوّل این آسیب و اجحاف به شما آموزگاران بشریت و بشیریت اَلکَن!!! است؛ آری اَلکن. بگذارم و بگذرم. 820 


پرشور و شعورترین معلم ایران و جهان اسلام؛ مرحوم دکتر علی شریعتی مزینانی روحش شاد

/ 5 نظر / 19 بازدید
طبیعت زندگی

با یاد معلم شهید ، استاد مرتضی مطهری ومرحوم شریعتی روز معلم را گرامی می داریم

..........

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيم دفتر ِ خط خورده ي ِ مشق ِ الفبا داشتيم کفشهايي وصله دار و کوچک و شايد گِلي يک دل اما بي نهايت مثل ِ دريا داشتيم صبح ميشد عطر ِ نان ِ تازه و چاي و پنير سفره اي هرچند ساده.. دلخوشي ها داشتيم زندگي يک ده ريالي بود در دست ِ پدر پول ِ توجيبي که نه، انگار دنيا داشتيم بوسه ي پُر مهر مادر وقت ِ رفتن هايمان راه ِ خانه تا دبستان شور و غوغا داشتيم نم نم ِ باران که ميشد مثل ِ گنجشکان ِ خيس از پي ِ هم مي دويديم و تماشا داشتيم برگ بود و خش خش و باباي ِ پير ِ مدرسه باز هم پاييز ِ رنگارنگ و زيبا داشتيم زنگ بود و صبحگاه و صف گرفتن هايمان ناظم و يک خط کش و دلواپسي ها داشتيم باز هم بوي ِ گچ و تخته سياه و نيمکت تا معلم تو ميامد شوق ِ برپا داشتيم شور حاضر، شوق حاضر، عشق حاضر، غم؟ نبود باز حاضر غايبي دستي به بالا داشتيم درمياورديم دفترهايمان از توي ِ کيف مشق ِ شب هايي پُر از تصميم ِ کبرا داشتيم ريزش ِ کوه و قطار و ريز علي ِ مهربان آتش ِ پيراهنش در سوز ِ سرما داشتيم مُهرهاي آفرين صد آفرين يادش بخير دفتري از بيست هاي ِ زنگ ِ املا داشتيم.. يادش بخير...

..........

ياد ِ آن روزي که ما هم "آب بابا" داشتيم دفتر ِ خط خورده ي ِ مشق ِ الفبا داشتيم کفشهايي وصله دار و کوچک و شايد گِلي يک دل اما بي نهايت مثل ِ دريا داشتيم صبح ميشد عطر ِ نان ِ تازه و چاي و پنير سفره اي هرچند ساده.. دلخوشي ها داشتيم زندگي يک ده ريالي بود در دست ِ پدر پول ِ توجيبي که نه، انگار دنيا داشتيم بوسه ي پُر مهر مادر وقت ِ رفتن هايمان راه ِ خانه تا دبستان شور و غوغا داشتيم نم نم ِ باران که ميشد مثل ِ گنجشکان ِ خيس از پي ِ هم مي دويديم و تماشا داشتيم برگ بود و خش خش و باباي ِ پير ِ مدرسه باز هم پاييز ِ رنگارنگ و زيبا داشتيم زنگ بود و صبحگاه و صف گرفتن هايمان ناظم و يک خط کش و دلواپسي ها داشتيم باز هم بوي ِ گچ و تخته سياه و نيمکت تا معلم تو ميامد شوق ِ برپا داشتيم شور حاضر، شوق حاضر، عشق حاضر، غم؟ نبود باز حاضر غايبي دستي به بالا داشتيم درمياورديم دفترهايمان از توي ِ کيف مشق ِ شب هايي پُر از تصميم ِ کبرا داشتيم ريزش ِ کوه و قطار و ريز علي ِ مهربان آتش ِ پيراهنش در سوز ِ سرما داشتيم مُهرهاي آفرين صد آفرين يادش بخير دفتري از بيست هاي ِ زنگ ِ املا داشتيم.. يادش بخير...

موسوی

با سلام ممتاز ونمونه شدن برای یکسال است. و ماندگار شدن برای یه عمر سلام بر معلمانی که هر سال نمونه اند ویه عمر ماندگار هفته معلم بر همه معلمان و خصوصا معلمان محل مبارکباد

د مثل دامنه

یاد آن آموزگار ساده پوش ، یاد آن بارها که بودش روی دوش ، ای دبستانی ترین احساس من باز گرد این مشق ها را خط بزن