جامه و جامعه دارابکلا 7

جامه و جامعه دارابکلا

به نام خدا. در صف بندی سیاسی این آسیب جامعه دارابکلا را تهدید می کنه که مصلحت جناح خاصی را فدای مصالح و ضروریات متعدد دارابکلا کنیم که می کنن. آن زمان گذشت، وقتی مسکو برف می آمد،حزب توده در اینجا چتر باز می کرد! نیز گذشت فضایی که بیشترین هنر برخی این بوده علیه یکی پرونده سازی کنن تا او را از اداره ای (تو بگو از معاش نان و رزق برای خانواده ایی) بیرون کنن و یاحتی مانع اشتغالش شوند. الان همه دریافتند که دارابکلا از این انسداد بازی در آورن ها بسی متضرر شده و جبرانش زمانبر گردیده. جناح بندی اگه این سمت و سوی مجدد را طی کنه آسیبه و الاّ از علائم ارتقای سیاسی روستاست. کما اینکه محل ما در طول انتخابات دور و نزدیک هم خاتمی رای داشت هم روحانی هم رفسنجانی و هم سایرین...این نشانه گونه گونی تفکرات سیاسیه. 

3- عدم تلاقی صنعت با کشاورزی سومین آسیب جامعه دارابکلاست. که موجب تاخُّر فرهنگی گردیده است. منظورم صرفا صنعت کشاورزی نیست. صنعت کتاب، صنعت تولید، صنعت کارآفرین و... چون صنعت از صُنع (ایجاد)است و صنع ازصفات خداست و محل ما از این صناعت بی بهره است. و لذا کارگران تخصصی شکل نگرفته تا مطالبه گر باشن. کشاورز درد و دلش را مانند چوپانان که به نی می گن او به زمین و درخت و ثمراتش می گه و این او را فردی راضی به وضع موجود بار می آره. اما درفضای صنایع و کارگری تبادل افکار و خواسته ها و حقوق و رایزنی ها و اعتراضات رخ می ده که فضای جامعه را سر زنده و دینامیک نگه می داره. نه البته آشوب زده.

4- بیکاری جوانان (اعم از دختر و پسر) که معضلی عظیم و ملی ست. کار توام با فراغت به شادکامی و رفاه و رشید شدن جامعه منتهی می گردد .اما بیکاری همراه با فراغت اجباری و تحمیلی مصیبتی ست که آثارش تا بی نهایت مخرّب و ویرانگر است. و این می شه آسیب و عارضه بزرگی که هم دامن حال دارابکلا را و هم آینده اش را آلوده می سازه.

5- میزان بسیار پایین  کتاب خوانی آسیب ریشه ای و آینده سوز جامعه دارابکلاست. همانطوری که بی سوادی گذشتگان آتش خرمن ما را مشتعل کرد ، کم کتابخوانی جوانان، آینده ی درخشان محل ما را به خاموشی و پس افتادگی همه جانبه مبتلا خواه دساخت. نگویید قدیمی ها چرا بی سوادند. بگوید ما چقدر کم مطالعه ایم. این آسیبی عمیق و موزی و نامرئی ست که تار و پود محل را از هم می گسلد. که من همین جا اعلان کنم قصدم از  حلقه تکیه فقط ورود عاشقانه و تکلیف مدارانه به همین آسیب است. در بقیه آسیب ها رایزنی را تا بلدم جواب می دم. اما در حّلش نه تخصص دارم و نه لیاقت و نه اقبال و تمایل و عُلقه . اگه همه به من و ما مدد کنند من به اتفاق برخی یاران این نیت الهی را با تربیت فعلا حداقل 40جوان متفکر با ویژگی چهارگانه دینی قرآنی معنوی و اجتماعی (متضاد منزوی) به مدد و توصیه ها و آموزه های دینی روحانیون محل مان، برای دارابکلا باقی خواهم گذاشت. که آثارش غیر قابل تصوره. البته ان شاء الله تعالی. این هم آمادگی صد در صد بنده.

6- میان روحانیون محل و سایر آحاد جامعه دارابکلا هیچ هم اندیشی و بحث و نظر و مشاورات شکل نمی گیره و این انجماد و انشقاق می آورد. هیچ کس نمی تواند(و البته هم نمی خواهد) روحانیت دارابکلا را از پروسه ها (روند دائمی دور و دراز) و پروژه ها(برخی اقدامات اجرایی و فکری و زود بازده و نزدیک) محل دور کنه. بنا بر این باید برای این آسیب برون رفتی جستجو کرد.

7- تکیه و مسجد محل ما فاقد برنامه های کادرسازی و نیروی فکری پدیدآورنده است. مسجد فقط برای سحرگاهان و ظهرگاهان و شامگاهان برای چند رکعت نماز نیست. که این البته که کاری پرشور و عشقه .اما این تمامی فلسفه مسجد نیست. مسجد نبی مکرم (ص) را باید کانون آدم سازی کنیم.

و تکیه ی ما هم، دردی هم پای درد مسجد داره. دو ماه روضه و روشنگری و 10 ماه بستن این مکان عظیم برای خاک و غبار و نم و رطوبت. تکیه را مکانی برای همایش ها و جلسات مفید کنیم. تکیه محل آموزش مکتب حسین (ع) است.این مکان را دانشگاه امام حسین (ع) دارابکلا کنیم. همه با هم. نه همه علیه هم. ما برخلاف گفته توماس هابز گرگ هم نیستم. ما دارابکلایی ها هم کُفو هم ایم.

8- جوان روستای ما از آموزش و پرورش معیوب و کم امکانات و فاقد معلمان بزرگ و تاریخ ساز و سرنوشت آفرین رنج می برد. معلمان عزیز و فرهیخته ی ما دارای انواع مشکلات هستن .و با پوزش شدید از همه معلمان گرامی که شغل انبیا (ع) را دارند برخی شان متاسفانه هزار دغدغه و... دارند و بدبختانه هزارمی آن معلمی و تدریس و دانشجو سازی است .آخه این معلم است که دانشجو پروره. نه موسسات تجاری و طمّاع(بعضا) اما و صد اما که..

9- میدان فعالیت زنان در محل یاید بیشتر شود. در صورتی که آنان وارد این نوع امور شدند باید حمایت گردند. من حتی هیچ عیب نمی دانم سال آینده یک زن مومن و با اندیشه در درون تکیه و درمیان ما برادران و پدرانش پشت تریبون تکیه و کنارمنبر دین ،متن و مقاله ای ارائه کند . واین راه را ای خواهران مومن ا زفردا آغاز کنین. که تکیه و روحانی ما هیچ جمودی دراین راه درست ندارد. و به یقین پشتیبان شماست. بیایید یک بار شما ما را موعظه کنید. من این را آسیب می دانم که دارابکلا از توانمندی فکری و اندیشه ای زنان محروم باشد .و این البته همراه است با نزاکات و عفاف که از شما هرگز دور نبوده و نیست.

10- بسته نگری و فَقد تصمیمات و هرمی بودن این محافل رسمی آسیب بزرگ دارابکلاست. این روند باید با حضور همه، منجر به نُرم و تصمیمات محل گردد.

به یقین آسیب های دیگری هم هست و من نیز فهرست کردم اما انتشارش را نادرست می دانم. و من برای رعایت ایجاز و خلاصه گویی به همین مقدار بسنده می کنم. تا به پسندتان آید. ناگفتی فراوان دارم اما سزا اینه هم اینا د رمرئی و دید همگانی باشد. نکته پایانی ام این است که خوشبختانه دارابکلا بر برکت غلظت دینی، هنوز به شکرانه خدای رحمان به شکافهای متراکم کشانده نشده. شکافهای جزیی هم معمولا متقاطع بوده و از هم عبورکرده و بحران نساخته. ما نه نزاع دسته جمعی داریم. و نه تقاضای قومیتی.

این هم اجابت من به جناب آقای عارف آهنگر که متنش را در دارابکلا 20 و این بار هم غافلگیرانه و بی اطلاع و مشورت منتشر ساخته بود. به من از سویدای دلتان دعای خیر کنید که محتاج دل صاف و قلب مومنانه تان هستم دارابکلایی های بزرگوار و عزیز من. به یاد شهیدان صلوات. پایان. 41

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منتظر

سلام خوبان. آقای غریبه آشنا سلام.نمی دانم از کدام نسلی ولی اگه از نسل مایی می دانی جوان امروز دارابکلا با همین جماعت چطورن. زمزمه هایشان را میشنوی؟دوست عزیز منه جوان برام قابل درکنیست که او را جدای از خود ببینم.راستی چقدر به دکترهای ما و به مهندس های ما در همین مسجد احترام میذارید؟چرا غذا رو اول به آقایون میدین؟ببینم میشه بگی چرا همه واسه میت نماز میخونند ولی بی مزد ولی طرف بی مزد نمیخونه؟مگه راهنما نیست؟دوست عزیز عدد 1 به هزار میدونی چیه؟تاحالا فکر کردی چرا منه جوان باید واسه تحصیلم خرج کنم ولی آنان برای تحصیل پول میگیرند؟کجا نوشته از 1000تا دانشجو یکنفر هم به هزار پارتی کاربگیره و از 1000روحانی 1 نفر بیکار نباشه؟ببینم چه بر روز دارالمومنین آوردید که دار بی مومنین شده؟کجایند پرچم داران آقا دارابکلایی؟خیلی دوست دارم آقا سید حسین شفیعی بیاد جواب بده.موفقییت این استادان راهنما ومعلمان رودر چی میبینی؟ما هرروز برتعدادمان افزوده میشه ولی آنان چطور؟عزیز پیامبر بین مردم بود،مگه مردم به پیامبر احترام نمیذاشتن؟چطور واسه شخصی به این بزرگی سروصدا نمی شد؟عزیز واسه دعا خوندن کار رومیدن به بزرکتر یا کسی که واردتره.مثل آقای

ابراهیم طالبی دارابی

سلام جناب مهدی متن نقدگونه تو به مسائل مه دارابکلا و اشاره به مسائل سال قبل تکیه را خواندم هرچند خصوصی نفرستادی اما من با اجازه تو که احتمال میدم به من اجازه میدی این کامنتت را که متضمن کمی چالش افکنی است وشاید چون نام یه شخص را ذکرکردی بارحقوقی داشته باشه پخش نکردم. همه توجه داشته باشن اگه کامنتی را پخش نمیکنم درذیل همان پست با این شیوه پیام براش میذارم.ممنونم مهدی جان که به خلوص وتقوای تو باوردارم.

غریبه ی آشنا

سلام بر مهدی منتظر و آقای طالبی آقای منتظر مثل این که شما کمتر به مسجد و تکیه می آیی و یا بهتر بگم هر وقت می آیی زمانی است که ختم هست هفت هشت تا آقا می آن و گرنه تو بقیه ی اوقات نه اونا هستند و نه جوونای محل مگر افرادی انگشت شمار. آقای طالبی شما گفتید فعلا هم آوا نیستید! روشن تر منظورتان را بگویید من از نسل آقای طالبی هستم و دیدم زمانهایی را که به مرحوم حاج آقا دارابکلایی همین مردم بد و بی راه می گفتند اگه اعتراضی می کرد مردم می گفتند پیر شده نمی فهمه یا مرحوم آسید مهدی را چقدر بهش بی احترامی با مرحوم افاقی را چه ناسزاها ... حالا که رفت می گویید کجایند پرچم داران داربکلایی؟ ما ها مرده پرستیم حالا هم می گویند چرا باید اقای محل روی صندلی بشینه و پدرای ما رو زمین خوب اونا هم پاهاشون درد می کنه وقتی این آقا رو هم از دست بدیم شروع می کنیم به تجلیل و تعریف. بحث داره جدلی می شه و بی احترامی توش زیاد به همین دلیل چون نمی خوام دلیل بی احترامی به روحانیها بشم دیگه ادامه نمی دم. به همین دلیل تو هشدار به روحانیت پیامی نذاشتم آقای طالبی به جای گذاشتن بحث اینجا بره به خود روحانی ها این حرف ها رو بزنه خودش که از خود اوناست

غریبه ی آشنا

جناب آقای منتظر نکنه شما از اینها می خوای مشکلات همه مملکت رو حل کنن یا اینکه صحبتهای من باعث شده که هر چی تو دلت هست نسبت به کل مملکت بگی. آقای طالبی کسی به شما بی احترامی کرده؟ راجع به احترام گذاشتن به دکترا و مهندسا و کشاورزا و جوونا و پیرها فقط می تونم بگم ان اکرمکم عند الله اتقیکم. گرامی ترین شما پیش خدا با تقوا ترین شماست. چند بار مثل من اومدی پیش اونا و سوالاتت رو پرسیدی چند جلسه تو این محرم و ماه رمضون اومدی پا صحبتا نشستی من ریاضیم خوب نیست اما می دونم من اهلش نیستم که روزی هفت ساعت برم درس بخونم و آخر برج سی صد تومن بذارن کف دستم با ماهی چهار صد تومن کرایه خونه و ماهی صد تومن قبضای مختلف و کلی خرج و مخارج چند تا شونو برات مثال بیارم اونوقت تو همه رو با پول داراش مقایسه کردی حالا من که از روحانی ها دفاع می کنم می گید چه برسر دار المومنین آوردید. اسا خار بییه حاج آقایی که دو شب یک شعر می خونه علمش سنتی می شه آین نیاد اون نیاد اون طول می ده اون عصبانی می شه اون یکی بلد نیست حرف بزنه حالا هر کدومشون برا خودشون محقق و استاد هستند. هزار تا جوونی که ده تاشون بیشتر نمیان از کجا فهمیدن که این آقاخوب نیست

ابراهیم طالبی دارابی

سلام غریبه آشنا. آنچه رساندی نکته های درخوری بود من هم به شما نه فقط ارادت که اطاعت دارم. ترمیمش کردم. شناسه ات برام اطمینان بخش بود.محتاج نُصح و نوای تان هستم. بیشک همه به روحانیت اقتدا داریم وآنها هم دلشان درتپش هدایت ماست. نقدهایم ازسرشوق وعشقه.چون روحانیان را دارای شرح صدر میدانم.التماس دعا.

منتظر

جناب غریبه آشنا یادت بیاورم همین آقایان بودن پشت حاج آقا دارابکلایی را خالی کردن. یادم باشد یادت بیاورم همان شب قدر های ما واسه تشخیص جوانان ما بس هست. یادم باشد یادت بیاورم آنچه که می بینید را قضاوت کنید (تعداد جوان در مسجد،جلسات روحانیت با جوانان،بد اخلاقی ها در محل،عزیز چرا باور نداری جوان دوردور دور شده از آنچه دوران آقای طالبی ها بوده؟)باید واقعیت ها را قبول کنی.من در حال حفظ قرآنم و در اینزمینه فعالیت دارم ولی میبینم روحانیت خودش را جدا کرده از. بیا باور کن آنان 55 نفرند بخدا 10 تاشون آستین بالا بزنند میشه کاری کرد.(شنیدم همین آقایان نذاشتند جوانان امسال کارفرهنگی انجام بدن. راستی مطالب صادق را خواندی از سد گفته؟ این همان سد بود. برایت ثابت می کنم. یکم واقع بین باش. عزیز آشنا فرزندان همینایی که میاند مسجد چندتاشون میاند مسجد؟بچه هایشماها چطور؟کاش میشد اسم ببرم.واقع بین باش.من هم با حرفای تندم میخواهم تلنگلری در آنان بوجود آید. روزی را می بینم که مسجد و تکیه خالی از هم جوان و هم روحانیستو کاری که چند سال تجربه کردیم در مسجد.والله مسجد دارابکلا بی روحانی باعث بیچارگیست.

ابراهیم طالبی دارابی

سلام منتظر.راستی یادم رفت درکامنتت گفتی در حفظ قرآن داری....باورکن بیش ازحد به وجد آمدم .چه کار عظیم وبا مثوبتی.حبذا احسنت منتظر.منو هم دعا کن عزیز که نمیشناسمت.نمیدانم گوهرهایی مانندتو چرا با نام قرضی!!میآن جلو؟ تبریک تبریک.بابت قرآن

منتظر

سلام آقای طالبی. همانطور که وعده دادم در روز رضا خواهم آمد. منتظر باشید!!!

داراب دارابی

صحبت شهری بیازارد مرا ،،،،، خوب دیدم شهر و کار اهل شهر گفته ها و روزگار اهل شهر ،،،،،صحبت شهری پر از عیب و ضر است پر ز تقلید و پر از کید و شر است ،،،،، شهر باشد منبع بس مفسده بس بدی ، بس فتنه ها ، بس بیهده،،،،تا که این وضع است در پایندگی نیست هرگز شهر جای زندگی ،،،،، زین تمدن خلق در هم اوفتاد آفرین بر وحشت اعصار باد ،،،،، جان فدای مردم جنگل نشین آفرین بر ساده لوحان ،‌آفرین ،،،،، شهر درد و محنتم افزون نمود راست گویند این که : من دیوانه ام ،،،،، در پی اوهام یا افسانه ام زان که بر ضد جهان گویم سخن ،،،،، یا جهان دیوانه باشد یا که من فقط خواستم منظور رسونده باشم...

داراب دارابی

د آقای طالبی دارابی با ین افکارت کمی زیاد آشنا شدم که با طعمه های خودت کاری میکنی که خودشون بیان جلوت...صبر زیادی داری و با افکارشون انقدر جلو میری که فک کنن یکی مثل خودشون داره باهاشون حرف میزنه و در لحظه ی غفلت...پرواز!!!!آقا من در تصدیق گفته های یاران میگم که : کبوتر با کبوتر باز با باز!!! این جوونا کنش و واکنش شیمیایی نیستن که شما بخواهین روشون آزمایش افکار و تفکرات داشته باشین و بازخوردش رو از دست رنج خودتون ببینید...