حلقه ی تکیه

حلقه ی تکیه

به نام خدا. به برکت محرم و امام حسین (ع) در انتهای عزاداری و مجلس وعظ و روضه، حلقه تبادل اندیشه دینی در داخل تکیه دارابکلا برگزارشد.و 4 شب ادامه یافت. مباحثات گاه تا نزدیک اذان صبح به طول می کشید. بی آنکه پِلک های کسی به هم هشته! گردد. آفرین به این عشق و جستجو گری. کانون و گرانیگاه ( مرکزثقل ) این حلقه، دانشجویان بودند. و پیرامون حلقه را هم دوستداران مباحث دینی تشکیل می دادند. ایمان مهدی موسی صادق ادریس علی اکبر عباس حمیدرضا عارف امین و شفیعی و ... عزیزان دیگری هم بودند که نامشان در ذهنم باقی نماند. پوزش. و ذکر اسامی سایرین حلقه هم مقدور نیست، همه و همه شان حتی شنوندگانی که تا آخرین لحظات حلقه را یاری دادند، دمنده ی روح این حلقه شدند که بسیار بانشاط، دارای عمقی پر بار، شائق به کشف و شناخت، مایل به رفع شبهه و ایضاح ذهن و د رعین حال پایبند و راسخ در اعتقادات دینی و مبانی اخلاقی و پیوند عاشورایی بودند. این سیره ابداعی نیست. بلکه ادامه روش انبیا و ائمه (ع) است که محیط عبادی شان پر از حلقه های متعدد بود. شنیده ایم نبی مکرم (ص) روزی از میان حلقه های متعدد درون مسجد، نشستن درحلقه علمی را ارجح دانستند و میانشان حاضر شدند.

تحلیل ساده و خلاصه ام از این حلقه این است : 1- دانشجویان حلقه تکیه سعی دارند عشق و اشک حسینی خود را به شناخت تحلیلی حرکت عاشورا پیوند بزنند. 2- آنها در پی آسیب شناسی ها نیز هستند.چون معتقدند اندک اندک جای متفکران در این دامنه، تنگ شده. و همین غیاب، میدان را برای سطحی نگرها وسیع تر و آزادتر ساخته است. 3- در درون این جوانان که بسیار هم عمیق و پر سوال بودند امواجی از مسائل ساطع است. باید این موج فکری شان، طوفان اندشه ای بیافریند. که راه نخستش امتداد بخشیدن به این حلقه است. 4- من خود تعجب کردم از این همه دانش، روحیه، تدین، و توانایی بیان و طرح عالمانه سوالاتشان. در طول 4 جلسه در 4 شب متوالی، این مباحث به اختصار و گاه هم به طُوال تبادل اندیشه ای شد : لفظ جلاله ی  الله. بحث انسان. ابعاد مکتب امام حسین (ع). مفهوم امامت و نبوت. آرمان شهر. آزادی و آزادگی. اخلاقیات امروزی. سهم عقل و وحی در تفکرات انسان. اهمیت قرآن. گفتمان های دینی و جهانی. مساله جبر و اختیار. آسیب شناسی عزاداری. مصائب عاشورا. نقش تکیه در کادر سازی. ترجیح رجوع به بعد اخلاق و عرفان عاشورا. تاکید بر ضد ظلم بودن در ابعاد جهانی. شیعه و سنی. حکومت اسلامی. نظریه سیستم ها و داده ها و بازخوردها. محتوای مجالس عزاداری. تاکید اکید بر استمرار حلقه اندیشه در تکیه و مسجد و نحوه جهت دهی موضوعات. نقد اخلاقیات اجتماعی. و چندین مساله ی دیگر که بدان اشارتی گذرا گردید. غایت بحث: اما اینجا دو دوره ما و شما داشجویان را به روش فهرستی و نمایه ای آشکارمی کنم تا کمی به آن خیره شده و بیندیشد و نظر دهید : دوره ی ما عصر شور بود. اما دوره ی شما عصر شعوره. دوره ی ما عصر خون دادن بود. اما دوره ی شما فصل خوبی کردنه. عصر ما انقلاب و انتقال رخ داد. اما عصر شما اثبات و تمدن در حال رخ دادنه. ما رژیمی را به زیر کشاندیم. اما شما نظامی را دارین به زبَر می رسانین. عصر من عصر جنگ و دفاع بود. اما عصر شما عصر صلح و صفاست. ما عصر شک بودیم. شما اما عصر یقین اید. ما اوائل انقلاب مجبور به ستیزش و استماع انواع تهمت ها (مانندتهمت های مظلومانه به شهید مظلوم بهشتی که امروزه همه تاسف می خورند کاش بهشتی و مطهری و.. زنده بودند تا...) بودیم. اما شما حالا در دوره سازش و شنیدن کرامت آدمیان اید.

و خلاصه بگویم دوره ما دوره احساس دینی بود .ولی اینک شماها در دوره شناخت دینی هستید. به نظر شما با تطبیق و مقایسه ای که ارائه نمودم. ما باید منحرف تر از حقایق و دورت راز دیانت می شدیم! یا شماها؟ ما بیشتر در معرض امواج خروشان انواعی از فتنه ها و آشوب ها بودیم یا شماها؟ با این همه ماها در کوران آن دوره از کودنی رهایی یافتیم و اسیر امواج نشدیم سوالات شما در 4 نشست حلقه تکیه نشان داد که شماها خیلی خیلی از دوره جوانی ما عمیق تر و پر دامنه تر و پر مطالعه ترید. قدر خود را پاس دارید و به عمق بینش دینی تان باز نیز بیفزایید. که خدا انسانی آگاه و عارف و عابد و در عین حال مختار و متفکر و آزاد و آزاده می طلبد. دوره شما مهیاست برای با سوادتر شدن تان. با اعتقادتر شدن تان. با ایمان تر شدن تان. 8 .

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناشناس

با سلام و خسته نباشید خوشا به حال دارابکلاییها که چون شما رو دارن که اینگونه عاشقانه برایشان وقت می گذارید.به امید هر چه بر بارتر شدن دامن دامنه ی داراب.موفق باشی.

سید ادریس صباغ

سلام علیکم و درود باعث بسی شادی درونی بود که در عزای مولایم حسین در خدمت شما ، برادران بزرگوار و دگر دوستان فرحیخته بودم . جان کلام را با قلم زیبایتان بیان نمودید که انشااله ذخیره قیامتمان گردد.امید قلبی آن دارم چنین حلقاتی باعث پویایی محلمان شده و بتوانیم از دوستان ونخبگان و بسیجیان .... در جهت پرورش فکری ودینی وفرهنگی محلمان استفاده کنیم و زیباتر زندگی کنیم. ارادتمند صباغ دارابی

رضا

سلام برادر شفاف امدم در خدمت شما هم بودم و بهره هم بردم ممنونم به خاطر جوابتون ارادتمند شما رضا.

علی اکبر طالبی

سلام. آن شب اولی که به اتفاق ایمان و صادق حلقه کوچک اما پر باری رو در محضر شما تشکیل دادیم،(البته به کوشش خودتون که نشون میده چقدر دغدغه ی ما جوونا رو دارین.) فکر نمیکردم اینطور ازش استقبال بشه. این استقبال عالی نشون میده که جونای دارابکلا چقدر متعالی هستند. امیدوارم این جلسات ادامه پیدا کنه تا من نوعی از دانش و معرفت شما و بقیه دوستان بیشتر استفاده کنم.

حمیدرضا

باسلام ب آقای طالبی دلسوز. من قبلا هم تو نظراتم ازتون تشکر کردم وهرچقدرم این کارو بکنم بازم کمه!! بله عصر ما واقعا عصرشعوره،عصر اثبات وتمدنه،فصل خوبی کردنه و ... ولی جوونای عصر من باید این ارزشهای تغییر کرده رو از اندیشمندای عصرشما یاد بگیرن و باید کسی باشه ک با ساپورت فکری و علمی ب این جوونها مسیر بده.(مثل کاری ک شما دارین میکنین). فقط امیدوارم این جلسات و حلقه ها ادامه پیدا کنه و گسترش داشته باشه.

حمیدرضا

شما ب من لطف دارین آقای طالبی. من هر چند روز یه بار میام سرووقت اینترنتم واسه همین سعادت نداشتم زودتر ازین یه کامنت بذارم، معذرت میخوام ازتون. بله عکسهارو دیم و ازکسی ک زحمتشو کشیدن هم تشکر کردم. -آقای رمضانی دوست خوب و استــاد بنده هستن و ب من لطف دارن و من هم ارادت دارم خدمتشون. از ایشونم معذرت میخوام، راستش اون کامنتارو ندیده بودم!!

عباس مهاجر

به نام خدا به همت برخی از جوانان و دلسوزان محل، نشست هایی تحت عنوان "حلقه آزاد فکری تکیه" در ایام محرم امسال برگزار شده است. طبق بیان اکثر بانیان اصلی می توان گفت تشکیل این سری از جلسات کاملا بر حسب تصادف بوده است. (علی رغم اینکه مدت ها به وجود چنین جلسات احساس نیاز می شده). علی ایحال، باید تشکیل چنین جلساتی را به فال نیک گرفت، آن را از حالت تصادفی در آورد و شکل منظمی به آن داد، بر محسناتش افزود و از کمبود هایش کاست. ودر عین حال توجه کرد که: در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کنند خار مغیلان غم مخور همان طور که می دانیم روستای ما همانند هر جامعه روستایی یا شهری دیگر دارای معضلات عدیده فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی می باشد. شاید بتوان گفت مقاومت یک جامعه روستایی در برابر ناهنجاری های مختلف کمتر از جوامع دیگر است و سریعتر درمعرض آسیب قرار می گیرد. بنابراین از همه ساکنان آن روستا اعم از مسولین محلی، نخبگان، جوانان، بانوان و.. انتظار می رود با اتخاض تصمیمات مناسب شدت آسیب پذیری از این معضلات را برای خود به حداقل برسانند. شاید به همین خاطر باشد که وجود چنین حلقه های لازم به نظر می رسد. در جا

صفرغلی قلی زاده

و از جمله حلقه های مفقوده جامعه یکیم همین هس-ببینیم چیکار میکنین! یعنی ادامه ادامه

صادق

(بخش اول) سلام و خدا قوت با انگیزه این پستتون به سراغ دامنه اومده بودم، ولی پیداش نکرده بودم تا الان... راستش خیلی وقت بود جویای احوالاتتون بودیم و با یکی از دوستان تو این فکر بودیم که چطور میشه به شما نزدیک شد و ازتون بهره برد. تا اینکه با ورودتون به دنیای مجازی و در امتدادش تشکیل حلقه تکیه، شما پیش دستی کردید... انتظار همچین استقبالی رو از جانب شما نداشتیم واقعا! خوشحالم! و امیدوار! ضمن تشکر از شما. چیزی که لازم و واجب بوده رو دوستان مطرح کردند. و پر واضحه. 4-5 سالی رو یادمه هر از گاهی جلساتی شبیه به این با کیفیت های متفاوت تشکیل میشده که بعضیشون عمری تا چند ماه رو داشتند. حتی آخریشون که قبل از ماه مبارک رمضان آغاز شد میشه گفت همچنان ادامه داره! بزرگترین آسیب این جلسات همینه که تقریبا همه دوستان اشاره کردند. عدم هدف مندی، انتظام و استمرار. تو عصری که اگه با چشم بصیرت به اکثر ما جوونها نگاه کنید مارو به شکل یه علامت سوال میبینید دیگه جائی برای مونولوگ برای توجیه جوونها باقی نمونده و استلزام هدایت و شکوفائی جوان نیاز به یه فضای دیالوگ داره! ادامه در (بخش دوم)

صادق

(بخش دوم) چیزی که مشهوده متاسفانه هنوز بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان به این درک نرسیده یا اونو جدی نگرفتند و همچنان سعی میکنند جوان رو با روشهای سنتی در مسیر نگه دارند که آثارش هم کاملا آشکاره! برگزاری این نشست ها به صورت مقطعی قطعا خالی از لطف نبوده و نیست ولی برای مترقی شدن و پاسخگو بودن به نیازهای جوان و پر کردن این خلا بزرگ جامعه امروزمون باید هدفمند، بابرنامه و مستمر بود. من با شرکت کردن تو این جلسات می فهمم که چقدر بی سوادم و یادم میفته که چندین ساله که از مطالعه فاصله گرفتم... باید هزینه کرد! از همه چیز! قبل ازینکه بیشتر ازین دیر بشه!! باید از خواب غفلت بیدار شیم! چه ما جوانان و چه شما بزرگواران به عنوان رهنایان ما! یا حق