فرهنگ لغات دارابکلا

رخف

به قلم دامنه : قسمت 30 : رَخِف : به نام خدا. در دارابکلا تلفّظ بیشتر لغات یا می شکند و یا با تغییر حروف همراه است و گاهی حروف حتی جابجا هم می شود. همین لغت و واژه ی رَخِف یعنی رفیق. دوست و همراه و همدم و هم بازی. حالا رخف چیست و کیست. دامنه کمی این را می شکافد:

رخف یعنی یار و یاور و دوست و همدل و همراز و همباز هم.

رخف یعنی دوری از دشمنی و اوج محبت و مهربانی به هم.

رخف یعنی با یک سوت حاضر و با یک سوت غایب به هم.

رخف یعنی دفتر ثبت خاطرات حضور و غیاب برای هم.

رخف یعنی دست در دست هم و جیب در جیب هم

رخف یعنی کمک به هم بی کاست و کم و در هم.

رخف یعنی غمخوار هم، مُعین هم، وفای هم.

رخف یعنی نگهبانی از حیثیت هم.

رخف یعنی ایثار دست و دل و پول و پر و نون و خون به هم.

رخف یعنی لینک و پیوند هم.

رخف یعنی پمپاژ خون هم.

رخف یعنی دو جسم و دو روح در اتحاد هم.

رخف یعنی گزارش صاف عشق هم به هم.

رخف یعنی سایه ی هم.

رخف یعنی رِفق و مدارای هم.

رخف یعنی آماده باش به یک چشم به هم زدن برای عِرض و آبروی هم.

رخف یعنی فتوکپی هم.

رخف یعنی انعکاس دو یار در چشم هم.

رخف یعنی تکیه پیش باهم و قبر دله هم با هم.

رخف یعنی جنگ با دشمن برای قلب هم.

رخف یعنی سنگ صبور هم.

رخف یعنی بی دفتر حساب و کتاب بودن برای اعتبارات هم.

رخف یعنی واریز حُب به حساب هم.

رخف یعنی وام و ضامن و پشتوانه ی هم.

رخف یعنی با یک قاشق قورت دادن برای شکم هم.

رخف یعنی گِلس هم را خوردن برای دوری از غم هم.

رخف یعنی کورَک هم را برافکندن برای شادی هم.

رخف یعنی تا گفت: داری بدی؟ بگی: آری دارم و می دم باز هم.

رخف یعن مَل انجیلی دار برای پشت و پشتیبانی هم.

رخف یعنی یک آه و خنده و درد مشترک داشتن واسه ی هم.

رخف یعنی رفیقیم، شریکیم،باهمیم باز هم.

و رخف یعنی نه چکّال و نه بنکال علیه ی هم.

همین و هم

/ 3 نظر / 16 بازدید
حضرت اسمعیل

سلام نشان دادید بر خلاف کلمه آزادی بیان که در ایران معانی مختلفی دارد و شما گفته بودید که ........برای رخف بیش از 30 بار هم میتوانید معنی بیاورید.

ارشد

سلام به دامنه بزرگوار خیلی خندیدم از معانی رفق از نگاه شما مگه باز هم معانی رفق باقی موند همه راگفتی خیلی قشنگ و ساده رفق را باز کردی وتوصیف کردی

محمد عبدی

سلام وای به روزی که رخف بهت پشت کنه ! رخف مگس دور عسل نیست !رخف اونه که رخف باشه در یک کلام