آسیب شناسی عزاداران تکیه ی دارابکلا

آسیب شناسی عزاداران تکیه

به نام خدا. چیستی بحث : ابتدا از جسارت این آسیب شناسی ساده و روان و خودمانی ام از همه پوزش بطلبم. سپس به یادآورم که من به دسته های زنجیر زنان نقدی ندارم. آن عشق پاک را نمی شود با قلم مادی بررسی کرد. من مستقیم می روم درون تکیه و صاف و بی پوشش عزاداران را از سرعشق و احترام نقادی می کنم. نه نیت پاکشان را، که خود امام حسین (ع) از زیر سوال بردن عزادارانش سخت ناراحت خواهند شد.می روم روی غفلت هایی که شدیدا به آن دچار شده اند. من نه فقط امسال، بلکه همه سال مشاهده می کنم و حتی اجبارا به گوشم می رسد اینهایی ( البته نه همه شان بلکه تعدادی زیاد) که در تکیه نشسته اند، چه قبل از روضه آقا و چه پس از آن، این چیزها را هی تکرار می کنند. من به جای عزا داری، دارم خود عزاداران را استیضاح می کنم. تا شاید سال بعد از این حالت کاسته شود:

اَره چایی چِوه بو کانده. شخ شخ شخه ره هارش هارش. و چند تا لُغز و ناسزا که اینجا نمی شه گفت. امشوه سین زنی ره بد بخوندسه. اَه بلندگو چنده صدا دنه. ته باغ دله گوسفن دکته؟ خله نارنگی ها امسال شته بزوهه. گندم ره چنده بروتی؟ پیمون دوَسی؟ چن هکتار؟ بامشی هم دیگه گَل (موش) جِه هم ترسنه. هع اَه یاد تکیه قدیم به خیر قیلون و سیگار کشیمی. این تکیه تازه درس هاکاردنه درازه. نیه؟ اوف اوف اوف چنده طبل صدا کانده. امسال حج دیی؟چه خبر؟اره. موز خله قشنگ بیه. این منبر اتا کمه گتّه بوشت ووشه بهته بیه. امشو قشنگ روضه نخوندسه! نیه؟. این ریکا کیه اینجه نیشته؟ شروع کانه  جیک و پیک این ریکا ره در بیاردن. ته کُت رنگ بورده؟ چنده بخریهی؟ مه لینگ چِوه امسال پلندر  گنه؟ 3 کیلو غذا بخارده بیموهه تکیه دله اسا هی نالنه. یعه یعه ون سبیل ره! هارش. رنگ کانده؟ وه چه لاغر مغ مغو بیه؟ گمون کامبه قند دانه. نیَه؟ اره کود بیهتی؟ لِسَک دوا چی؟ اون پنجره ره واز هاکون بَمردمی گرمی جه شش تا کیک بیته قورت هداهه. حلوا ره بیار اینوری. هی. هی. هوی.حلوا ره بیار دیگه؟ باکّله پَته پس کو بیه؟ اینجه ره اینجه ره هارش. وه تا الان تکیه نیمویه. چی چی بیهه امسال بیموهه؟ هِره هره بوریم سره. خو مه ره گج  و کلافه هاکارده تازه ساعت 9 است. تازه مهم تر اینکه روی هر یک از جمله های نمونه ی بالا ساعت ها داد و بیداد هم می کنند. و قانع به خلاصه کردن هم نیستند. حتی فردا شب نیز همان را باز به یکی دیگه می گن. آنقدر می گن تا دو ماه مهم و الگو ساز محرم و صفر پایان پذیرد!

راستی بحث : حالا به نظر شما جای چه چیزهایی خالی ست؟ من چند تا را می شمارم. شما هم به این آسیب ها فکر کنین : سکوت عرفانی. حالت غم و اندوه منتهی به الهام. تفکرکردن. گوش دادن. یادداشت ذهنی حتی کتبی کردن. حلقه تبادل فکری کردن. دور آقای روضه خوان حلقه زدن و از او بهره بردن. کمی صبوری. مقدار زیاد شب زنده داری کردن در همان تکیه. اشک ریختن. حتی اگر نشد حالت تَباکی به خود گرفتن. در روایت تاکید شده بر مصایب حضرت سیدالشهداء تباکی کنید. یعنی شکل گریه گرفتن. درهای تکیه را فوری قفل نکردن. کمی خنده را کنترل کردن. هی پچ پچ پچ پچ نکردن. مودّبانه و آرام نشستن. ازخدا دور نشدن. ذکر الفاظی یا ذکر درونی داشتن .تلاش شدید برای کمتر حرفهای کم مایه زدن. کوشش برای حرف های حکیمانه گفتن. دراطراف عاشورا به صورت ذهنی و عینی ماندن. و در این قضیه گفت وگو کردن. و نیز کمتر هیاهو و داد و فریاد زدن. برای چای و نون خشک و قند و کیک و نذری ها نیم خیز نشدن. و نیز هر آنچه بالا گفته شد را از شئون خود در داخل تکیه دور ساختن. این نقدم نه از سر انتقام و عقده، بلکه فقط برای عقیده و غفلت زدایی از حیطه ی عزاداری و حفظ شئون تکیه و فصل عظیم عاشوراست. با نظراتتان به من یاری دهید. تشکر و پوزش از همه عزاداران و اعتذار از محضر ملکوتی حضرت امام حسین (ع). 9 .

/ 9 نظر / 5 بازدید
حمیدرضا

اول باید بگم آفرین ب این جراتتون!! جمله هایی ک ب زبون محلی نوشتین واقعا تو این مکان ردوبدل میشن و نمیشه انکارشون کرد. تموم اینها نشون میده ک اصل و هدف عزای حسین(ع) روی بعضیا تاثیرشو نذاشته و نخواهد گذاشت!! راستش نظر من دقیقا همونیه ک تو پست اخطارو اکراه نهج قرآن گذاشتم. سطحی نگری و نگرش درست نداشتن نسبت ب این مراسم ها کاملا توی رفتار بـعـضــی از افراد دیده میشه ک علاجش هم فقط بالا بردن معرفت نسبت ب امام حسین(ع) و تفکر درمورد اون تراژدی وحماســهء بزرگی هست ک خلق کرد.

سید ایمان هاشمی دارابی

سلام بحث و خوب پیش بردید.منم میخوام بی پرده نظر بدم. 1-باید توجه داشت که این موارد بیشتر در رفتار افراد میانسال و سالخورده دیده میشه.اکثر این افراد مطالعه ی چندانی ندارند و منبع اطلاعاتیشون روضه ای هست که روی منبر خونده میشه. اینجا این سوال پیش میاد که عزاداری امام حسین با این تعریفی که شما بیان کردید برای این افراد تعریف شده هست یا نه؟ روضه ای که خونده میشه افراد رو به تفکر وادار می کنه یا نه؟ 2-مسجد مکانیه که افراد از حال و روز هم با خبر میشن و اخبار روزمره زندگیشون رو رد و بدل میکنن.ولی تکیه وحسینیه شان و جایگاه دیگه ای داره.تماییز بین این دو مکان هم هنوز شفاف سازی نشده.البته رفتاری که در مسجد دیده میشه کم از تکیه نداره ... 3- در مورد جوانان هم که افرادی پرسش گری هستند باید گفت که وقتی بعد مراسم کسی رو برای پاسخ دادن به سوالات پیدا نمیکنن مسلما رو به این مسائل میارن.

صفرغلی قلی زاده

فعلاً ادامه بدین تا ببینیم چی پیش میاد دیگه

ادریس صباغ

با سلام حرفهایتان درست است .چه می شود کرد.با نظر ایمان موافقم .آگاهی دادن مخاطبان بصورت مستمرر راه حل می تواند باشد! بهترین راه روحانی بالای منبر است که می تواند بیشتر کمک کند و موعظه شان نمایند . انشا اله به گوش برسد.خدا بیامرد شیخ مهاجری را که بیانی شیوا و...داشت و مردم را جذب میکرد. .من شخصا عزاداری سینه زنی بعد از روضه را در مسجد می پسندم و عشق حسینیان محسوس تر وپاک. ولی من نقدی دارم بر دسته های زنجیر زنی که رقابتی شده. که مطالب زیادی است که باید بازگو کنیم و راه را مستند نشان دهیم. آسیب های زنجیر زنی افزایشی است.البته دستبوس عزاداران هستیم .بیشتر بر مسولینشان نقد داریم . با تشکر صباغ

دارابی

متاسفانه جو روستاهای مازندران که دارابکلا هم یکی از اوناست طوری شده که هدف از مسجد اومدن دور هم نشستن و کسی رو دیدنه. من مخالف آفا ایمان هاشمی هستم ببینین شما جوون هستین و از خیلی از چیزها و جنبه ها خبر ندارین فکر کنین یک روحانی میخواد تو جمع این افراد به علاوه حداکثر 4 تا فرد تحصیل کرده مثل شما صحبت کنه واقعا می تونه دو طرفو راضی نگه داره؟ یکی از آقایون که چند سال پیش اومد تا یکم وارد مباحث علمی شد صدای همه در اومد و عذرشو خواستن. و اینو بدونید یک روحانی حداقل تو مباحث اعتقادی و مذهبی از ماها خیلی بیشتر اطلاعات داره. شما می تونید این مباحثو بصورت جداگانه یا جمع هایی مخصوصا جوونا بذارین که براتون صحبت کنن. و خدا رو شکر روحانیون دارابکلا اکثرا محققان کشوری در زمینه های مذهبی هستند.

الضار

الان همه ی این چیزا رو خودتون شنیدین یا با هم فکری دیگران نوشتین

سید

شرمنده آقای طالبی که نظردادن دیر شده ولی من که هرهفته با دوستان هیات برپاداریم اگرنیت خالص باشه در چنین موارد باید سکوت کرد چون طرف مقابل ناآگاه وفکر قدیم رادارد.ماجوونا هم ازدست فکرهای قدیمی بزرگترهاخسته شدیم.یاحسین زده به سرم انگار. هرچی که داروندارموم ببرم بفروشم میدونی چندسالیه. جام توصحنت خالیه مگه بقیه چی دارن

اتش

یعنی من یک هفته گشت زدم یه نقشه بافت دارابکلارو یدا نکردم ....یعنی من چی بگم حالاباز یه کارایی کردین دمتون گرم.؟

فیلسوف

فوق العاده بود... تازه خیلی از چیزا رو نمیشه گفت. آدم شاخ در می یاره از حرفای تو مسجد که مردم میزنن