لیف روح (22)

لیف روح بیست و دوم

در لیف روح بیست و دوم، به این پله صعود نماییم و باور کنیم که ترکیب اعتقاد با تردید، ذاتا ناپایدار است. آدمی باید در ایمان، تعبُّد کند. و تردید و شکّ بی جا، این وضع و حال را، از آدمی می رُباید. روح آدمی با اعتقادات دینی و تعبّدات شرعی از بربریّت و توحُّش بیرون می رود. هیچ اندیشیده اید که چرا اروپا، بی توجه به پیام حضرت مسیح (ع) و بی اعتناء به پاره ای از متالّهان و فیلسوفان مآل اندیش و درست کار خود، در طول 4 سال جنگ ویرانگر و هولناک در 69 سال پیش،(معروف به جنگ جهانی دوم) 50 میلیون انسان را به قتل و کشتار رساند؟ و خساراتی بس سنگین و غیر قابل فراموش شدن، در روی زمین و ذهن انسان به بار آورد؟ تمام این خوی و خصال ها، از بربریّت بشر ناشی می شود. که خوف از خدا را کنار نهاده و خائن به خود و ملت خود و دین خود و وجدان خود و خدای خود گردیده. و در یک کلمه، تردید ها را جایگزین اعتقادات راسخ خود نموده.

و لذاست با این خصال بدسگالش، تا می تواند از کشت و کشتار و شکار آدمی، واهمه ای در دل و تشویشی در عقلش ندارد. این انحطاط است یا انقلاب؟ این شکّ است یا یقین؟ این آدمیّت است یا سبُعیّت؟ این آزادی ست یا آوارگی؟ تا به حال کدام روح متعالی شده و قلب یقین یافته و روان رونق گرفته و وجدان خائف شده از محضر خداوند، جانِ انسان بی گناهی را، حتی انسان گناه کاری را به عبُث و بَخس و خَس، گرفته و خون رنگینش را بر کف بیابان ریخته؟ و حیاتش را تباه ساخته؟

کدام روح لیف زده  و پاک شده، گمان ها و شکّ ها و انکارها و تردیدها و زیر سوال بردن ها و سُخره گرفتن ها و بر همه چیز ایرادگرفتن ها را، به عناصر متعالی بخش آدمی، یعنی یقین به غیب و ایمان به آخرت و عشق به خداوند و اعتقاد به خبرهای انبیاء و تعبّد به شرعیات، معاوضه و معامله ی ننگین کرده؟ و وَهمیات به جای وحیّیات، بر دل و مُخ اش مُهر نهاده؟ حتی ایمانوئل کانت، فیلسوف بزرگ و قَدَر غرب، که بارها ندا داده، که ایمان با معرفت قابل جمع نیست؛ با فریادی رسا برای ماندن در صف عبودیت و میزانی از عشق به پروردگار عالم و نیز باقی و قرار یافتن در اعتقادات وَحیانی و فرار از شک و تردید و انکار های مُهلک گفته است : من لازم دیده ام شناخت را کنار بزنم تا برای ایمان جا باز کنم.

باور نماییم که کنار نهادن اعتقادات که بسی حکمت ها و اَسرار در آن نهفته و نهان است، و ما از کشف و فهم و درک آسان آن عاجزیم، انسان را از ظفر و فلاح و رستگاری، به بدترین وضع، به سوی ضرر و بلا و رسوایی می کشاند. مگر در همان سرآغاز سوره مبارکه بقره، یعنی آیات 2 تا 5 به جان و دل نسپُرده ایم که خدای رحمان تاکید نموده، مومنان و پروا پیشگان دارای 6 ویژگی اساسی اند؟

1- ایمان به غَیب. 2- اقامه ی نماز 3- اِنفاق رزق 4- ایمان به آنچه بر محمد رسول الله (ص) نازل شده یعنی تسلیم 5- باور به آنچه بر انبیای گذشته فرو آمده یعنی تصدیق 6- و نیز یقین آری یقین به آخرت و معاد یعنی بازگشت دوباره روح و جسم در قیامت. در همین شش وجه است، که بشر با بشارت قرآن، به هدایت می رسد. و نیز به فرموده ی حضرت حق تعالی ظفرمند می گردد. 77 .

/ 6 نظر / 6 بازدید
امیر

اگر مهمترین خصلت یک مؤمن را " ایمان " اوبدانیم دراین صورت عید مؤمنان نوکردن ایمان آنهاست . درمفهوم نوکردن ایمان باید قدری اندیشید ودید که آیا چنین چیزی به طور تصوری وتصدیقی ، ذهنی وخارجی ممکن است یا نه ؟ مامعمولاً ایمان را امرثابتی می انگاریم ومعتقدیم آدمی وقتی به کسی یا عقیده ای ایمان آورد، ایمان اوباید ثابت بماند وتغییر، مرادف باضعف ایمان است. ماتصدیق می کنیم که احوال آدمی ازقبیل غم ، شادی ، خشم ، وآرامش عوض می شوند،اما این عوض شدن وتغییر را درایمان او جائز نمی دانیم وسکوت وثبات رابرای ایمان فضیلت وخصلتی ثابت می شماریم . ازنظربسیاری ازمؤمنان گویی نوکردن ایمان بدان معناست که آدمی دین خودراعوض کند ودین دیگری برگیرد یاازایمان به کفربرود اما نوکردن ایمان فقط این نیست ، معنای مثبتی هم داردواین معناست که باید مورد توجه ماقرار گیرد. شاید عید یک فیلسوف ، پیداکردن وکشف یک نظریه ی فلسفی تازه وبناکردن یک جهان بینی نوین باشد، ولی برای یک مؤمن عید هنگامی دست می دهدکه وی تحولی به ایمانش بدهدوآن راتازه وبا طراوت کند . منظورازمطالب فون؛ایانوشدن ایمان شک وتردید است؟

حسین

ايمان از مراتب معرفتي بشر است که براي کمال بخشي به آن، افزون بر نياز به تقويت پاره اي عوامل ، شناخت و جلوگيري از برخي موانع نيز ضروري است . عرفا در پرتو جهان بيني اسلامي و ژرفاي تأملات دروني خويش، نگاه خاصي به اين پديده دارند . ازمنظر عرفا ايمان، تصديقي است که در ساحت معرفتي، عاطفي و تجربي انسان نمود پيدا مي کند و همين موجب شده که در باور ايشان عواطف و تجربه داراي جايگاه رفيعي در دين و ايمان ورزي باشد.

تکواندوکا /رمضانی

سلام اقای طالبی روحم را لیف زدم تشکر ........میخام از یک زاویه دیکه توحش وبربریت روببینم که نظر شخصی امه / انسان باپناه بردن به انسانیت که در وجود و فطرت ما خداوندقرارداده ازبربریت وتوحش بیرون می اید نه دراعتقادات دینی وشرعیی که با تعصب امیخته باشه /از جنگ گفتین به زمان دورتربریم به جنگ ایرانیان یکتاپرست بااعراب دیندارکه با بااعتقادات دینی خود وبااجرای احکام خدایشان انجور که فهم کرده بودندایرانیان رااز پیر جوان تاطفل و زن ومردبه خاک خون کشیدندبه روایت تاریخ ایرانیان واعراب وروم این اعراب دیندار بودند ولی انسانیتشان مرده بود وهنوزم مرده ! جنگهای صلیبی که بین دینداران صلیبی ودینداران اسلامی سالیان دراز به طول انجامید وبسیاری رابه خاک وخون کشید و لکه ای سیاه برای بشریت شد از روی انسانیت نبود بلکه بالباس شرع و دین بود وهمه شان خود رادر دین وشرع به مرحه یقین میدانستند که اگر بکشند یاکشته شوند درمحضر عدل خدا رستگارند !!!!!!!!!!!!!!! اگر سری به تمدن ایلام وبه تمدن عاشور وبه تمدن بابل قدیم برگرفته از تاریخ بزنیم همشان بنیانگذاران دینی ومردمی دینداربه خدای خود داشتنداماانسانیتشان کمرنگ بود وبیرحمانه تر از مغول

تکواندوکا /رمضانی

دست به کشتار میزدند هر چه برایشان ورق خورد برایمان ورق خواهد خورد دین ها وایین ها در گذر زمان تغییر پیدا خواهد کرد اما انسانیت ونوع دوستی هنوز تغییر نکرد ونخواهد کرد به قول رهبر ازادگان حسین /ع/اگر دین نداری آزاده باش که آزادگی از انسانیت تراوش میکن و بس /تشکر اقای طالبی /

دارا

جناب تکواندوکا /رمضانی. انسان بین دو بی نهایته ، خدا و شیطان. هر کدام که غالبتر باشه! رفتار انسان هم بر همان گونه خواهد بود. اینکه گفتی باید انسان بود در حقیقت معنی حرفت این میشه که باید رفتار درست و اعمال خوب انجام داد و از بدیها بدور بود. و هر وقت یک چنین شخصی را دیدی بدان که او دیندار هست اگرچه خودش هم نداند. چون خداوند امر بر نیکی دارد. و بر عکس اگر دیدی کسی اعمال و رفتاری دارد که زشت و ناپسند هست بدان که شیطان بر او غالب هست اگرچه خیال کند که دیندار هست.اوج دینداری یعنی حاکمیت خداوند بر روح انسان. و اگر کسی به چنین مقامی برسد تمام اعمال انسان خیر و به صلاح است.پس تلاش برای رسیدن به یک چنین مقامی ...

تکواندوکا /رمضانی

سلام دارا//ازاینکه لطف کردی ونظرم راخاندی وتحلیل کردی تشکر درست گرفتی نظر کلی ام حرکت به سوی خوبی ودوری از بدیست .....................