سه نکته

سه نکته ی دامنه

به نام خدا. نکته اول : عید غدیر. من این رویداد چندین جنبه ای غدیر را بسطش نمی دهم. که جنبه ی اهمش نصب الهی امامت علی (ع) است. من به جای مکرٌرات گویی و دامن زدن به پاره ای نِقارها و نفاق ها، دو سخن از امیر منصوب، علی (ع) مطرح می کنم و بس. سخن اول : سازش را تا زمانی که درآن ضرری برای اسلام نباشد، سودمندتر از جنگ یافتم. سخن دوم : زمانی فرا می رسدکه آدمها همانند گورخر پشت هم را گازمی گیرند. پس ما رهروان علی(ع) نه باید ستیزش کنیم. و نه گازش. البته در وقت مقتضی، دفاع و مقاومت برای عقیده و مقدسات  بسی هم لازم است. و دامنه از این اصل خارج نمی شود.

نکته دوم : دامنِ دامنه . همه موجودات از دامن بر خاسته اند. آدم (ع) از دامن خاک. و ما از دامن مادر. این دامن نخست ماست، ماندن در دامنه ی مادر. دامن دوم مان کرامت است. خود را، اگر خودمان  گرامی بداریم، یقینا گرامی داشته خواهیم شد. اما اگر خود را به بازی بگیریم، بازیچه ی این و آنیم به حتم. دامن سوم مان حرمت و حریمه. مثل حریم کعبه، حریم اخلاق، حریم خانواده، حریم دارابکلا، حریم تکیه. شکاف این حریم ها به خرُدی و تُردی مان می انجامه. دامنه چهارم مان اما وجدانه. که در گوشه ای از حیاط خلوت درونمان لانه گزیده. فریفته ی  قالب مان اگر باشیم او ما را غالب! می کنه. اما چناچه به قلب خود شیفته باشیم، نه به پیش داوری جلودار مان می کنه و نه در داوری ها جریحه دارمان می سازه. چه زیبا آمده در مثنوی مولوی (دفتر سوم ابیات 2274 تا 2278) : هر کرا دامن دُرستست و مُعد -  آن نثار دل بر آن کس می رسد. دامن تو آن نیازست و حضور -  هین مَنه در دامن آن سنگ فجور. تا ندرّد دامنت ز آن سنگ ها -  تا بدانی نقد را از سنگ ها. سنگ پُر کردی تو دامن از جهان -  هم ز سنگِ سیم و زر، چون کودکان. از خیال سیم و  زر، چون زر نبُود - دامن صدقت درید و غم فزود.

نکته سوم : یادی از یوسفِ دارابکلا. آن روان شاد یوسف رزاقی را همه می شناسید. گزافه نمی گویم. دو یاد کرد او مرا و شما را تخلیه می کنه و از حسرت غیابش آرام. اول : او اگرنبود سیل، دارابکلا را برده بود. و اکنون دارابکلا در طاق بلادی از درٌه پنجشیر افغانستان مانده بود. قفل نوسازی محل با دوندگی های بی نظیر او باز گردید.  همه را آب می بره اما بعضی ها را خواب!  یوسف این سدّ را شکست. دوم : او که بود، هر که با او مانوس بود روزهایش رونق داشت. و شب هایش رمق. همین و بس. 3 .

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاصم طالبی دارابی

سلام عمو اصغر جان. از اینکه متن منو خوندید و خوشتان آمد خیلی خوشحال شدم. از رفقای ( رفیق که چه عرض کنم؟! برادر ) بابام جزو کسایی هستید که همیشه احساس راحتی میکردم و میکنم.متشکر.

فضل الله فضلی

سلام به برادر عزیز و متعهد و دانشمندم جناب آقای طالبی ، خوشحال از آنم که دامنه افکار بلندت رابر فضای مجازی گسترش دادی تا هم دیگران از شما بهره ببرند و هم در دامنه افکار دیگران قرار بکیری و از نطر ات آنان استفاده نمایی . چون هیچ کس نمیتواند ادعا کند که از دیگران بی نیاز است جزء کسانی که خودپسند و کم خرد باشند . عید سعید قربان و غدیر خم که از بزرگترین اعیاد مسلمین و شیعیان هست رو به شما و مومنین راه مولای متقیان و شیعیان تبریک میگم و از حضور آقا عاصم گل که مدت زیادی زیارتش نکردم و دلتنگش هستم خوشحال شدم و عرض ارادت دارم . اما آقا یوسف دارابکلا . من واقعا بعضی اوقات دلتنگش میشم چون بواسطه نسبت فامیلی با شما خیلی به ما محبت داشت و شرمنده مردانگی و ادب و اخلاقش بودم خدایش بیامرزد .

عاصم طالبی دارابی

سلام و عرض ادب و احترام خدمت عمو فضلی جان و تبریک عید بزرگ شیعیان به خوانندگان این پیام. یاد دوران کودکی ام در منزل شما افتادم که همیشه در خاطرم میماند. گذر زمان بس ناجوان مردانه نا مرد است! ما بزرگ میشویم،رابطه ها کم میشود یا رابطه ها کم میشود،ما کوچک میشویم؟! 2 نکته در مورد شما: 1.همت و اراده ی شما برای ادامه تحصیل در هر سنی همیشه میتواند سرلوحه ی زندگی ام باشد. 2.رشادت های شما که در عکس های جبهه در ذهنم مانده است،.... پوزش به خاطر طولانی شدن سخن و تشکر مجدد از بابای گلم به خاطر مسبب بودن این ارتباط. به امید دیدار.

صفرعلی قلی زاده

چقد داره جالب میشه ! من که گفته بودم وبلاگ درست کن.لااقل یکی از مزایایش همین احوال پرسی های فامیلی هست.دارین راحت از احوال هم با خبر میشین-اینه!!

سیدعلی اصغرشفیعی

قربان عاصم جونم نوشته های شما مرایاد معنویت نوشته های بابات که استاد من است می اندازد. فرجام وبلاگ خوش واره این است که چنانچه تراکمتر می بینم ،که ببوسمت ازهمین جا می بوسمت نه ان عاصمی که مزه بوسه رادرکودکی نمی دانست ازاد مردی دانشمند که ازدور بوسیدن راهم مزه اش رامداند ومه می داند که چقدردوستش دارم

فضل الله فضلی

درود به عاصم گل ، دوری فکری و عقیده ای و احساسی نداریم فقط بدلیل شرایط زمان و مکانه که فاصله جسمی داریم هر کجا که باشید در قلب مایید و همیشه براتون دعا خیر و آرزوی پیشرفت و موفقیت دارم از خدا سپاسگزار باش که پدری خوب و مومن عالم و با کمال دارید و شما برادران نیز با مراقبت و توجه خاص ایشان توانستید به سوی رشد و کمال هدایت شوید انشااله در تمام امور زندگی موفق و پیروز باشید دوستدار شما هستو

عاصم طالبی دارابی

از همه تان به خاطر ابراز احساسات و آرزوها متشکرم و بوزش به خاطر تاخیر ( درگیر امتحانات دانشگاه هستم ). امیدوارم با دعای خیرتان راه صوابی را که همواره ثواب هم برایم داشته باشد طی کنم. تشکر.

سیدعلی اصغرشفیعی

عاصم جان امتحانات را باموفقیت پشت سر بگذار محرم اومد ازهمین الان جواد مقدم رادارم باایشان حال میکنم

الضار

اره در مورد اقا یوسف خاطرات زیادی شنیدم...روحش شاد و یادش گرامی حتما یادش ملکه ی ذهنته و اهش در قلبت تیر میکشه که اینگونه با اوردن نامش گوشه ای از اتش درونت که نبود اون داره شعله ورش میکنه رو به تحریر در می اوری...

الضار

به احترام اقا یوسف لااقل جوابه این کامنتو میدادی...دلیل سکوتت مبهمه واسم