گزارش حج

«مَعَ ما فیهِ مِنَ التَّفَقُّه‏ِِِ وَ نَقْلِ أَخْبارِ الْأَئِمَّةِ (عَلَیْهِمُ السَّلامُ) إِلى کُلِّ صُقْعٍ وَ ناحِیَةٍ»: «همچنین در حج براى مردم آگاهى دینى حاصل مى‏شود، و اخبار امامان (علیهم السلام) نقل مى‏گردد و به هر ناحیه و کشورى مى‏رسد؛ و این همان است که خداوند گفته است: «فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ» (توبة : 122) : «باید تنى چند، از هر گروه (به این سوى و آن سوى) کوچ کنند، تا دانش دین بیاموزند، و تا مردم خویش را- هنگامى که نزد آنان بازگشتند- بیم دهند (و آگاه سازند)، باشد که آن مردم نیز از بدیها بر حذر مانند». و گفته است: «لیشهدوا منافع لهم‏ تا مردمان در حج به منافع و «لِیَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ» (حجّ : 28) : «سودهایى چند دست یابند ...» (صدوق، علل الشّرائع / ج‏1 / 273 / 182 باب علل الشرائع و أصول الإسلام ....). 

به صورت طبیعی، هریک از زائران بیت الله الحرام پس از محرم شدن در یکی از میقات های مشخّص شده به سمت مکّه حرکت می کنند تا به انجام مناسک مربوطه به پردازند؛ اینجانب نیز پس از مُحْرِمْ شدن در میقات «جُحْفَهْ» در شب جمعه (13/ 6/ 94ش)، ساعت حدود 30/ 11 شب، همراه با جمعی از زائران به سوی مکّه حرکت نمودم؛ سر انجام در حدود ساعت 2 بامداد وارد این سرزمین مقدّس گشته و در محلّ سکونتم (هتل دار هادی) مستقرّ گردیدم؛ با آنکه غالب زوّار پس از استقرار در هتل تلاش می کنند تا هرچه زودتر به مسجد الحرام روند و عمل ارزشمند طواف و دیگر مناسک باقی مانده را انجام دهند و هرچه سریعتر از حالت احرام خارج گردند؛ امّا اینجانب توفیق داشتم تا صبح بلکه عصر روز شنبه (41/ 6/ 94 ش) در لباس احرام باقی بمانم، و انجام مناسک مذکور را تا آن زمان به تأخیر اندازم؛ البتّه اگرچه ماندن در حال احرام، دشواری هائی را برای شخص بنده بدنبال داشته است، امّا چشم داشت به درک دو فایدة بسیار مهمّ موجب گردید تا عاشقانه، ماندن در لباس احرام را بر خروج از این وضعیّت ترجیح دهم؛ یکی درک ثواب الهی بیشتر و دیگری همراه شدن با زائران کاروان خویش به وقت انجام مناسک باقی مانده؛ زیرا معتقد بودم: حال که تأخیر یک هفته ای در ویزای پاسپورتم از سوی سفارت عربستان، موجب گشت تا اینجانب از همراهی با زائران در مدینه محروم شوم، پس شایسته این است که دشواری های در حال احرام را تحمّل نمایم و پس از وردو آنان به مکّه و همراه با آنان به انجام مناسک مورد نظر مشغول گردم؛ به هرحال با کمک خداوند متعال، در انتظار زائران ارجمند کاروان باقی ماندم؛ تا اینکه آنان پس از محرم شدن در میقات مسجد «شجره» مدینة منوّره و در فاصلة زمانی 12 تا 30/ 2 بامداد شب شنبه (14/ 6/ 94ش)، همراه با روحانی معین (حجه الإسلام و المسلمین محمّد رحمان پور)، مدیر، و معاون کاروان (آقایان: احسان آبیار قمصری و غلامحسین أسدی) وارد هتل گردند؛ پس از انجام مراسم خیر مقدم توسّط مدیر ثابت هتل (آقای علی نقی وریدی خراسانی) و اینجانب، از زائران غیر معذور و غیر مسنّ خواسته شد تا پس از استقرار در اطاق های خویش و گرفتن وضوء به قصد انجام طواف، در نماز خانة هتل اجتماع نمایند تا پس از شنیدن نکات ضروری و توجیهات مناسب، به صورت دست جمعی به سمت مسجد الحرام حرکت نمائیم و در جوار کعبة مکرّمه حضور یابیم؛ خوشبختانه این پیشنهاد مورد استقبال جدّی زائران قرار گرفت؛ همین موجب گردید تا در کمترین فاصلة زمانی آمادة حرکت به سوی مکان مذکور گردیم؛ در نوشتة بعدی به بیان ادامة این گزارش خواهم پرداخت؛ اکنون به ذکر سه نکته در جهت آشنائی با نام های مختلف «مکّه»، برخی از فضائل «مکّة مکرّمة»، و «آداب ورود به مکّه» بسنده می نمایم:

نکتة اوّل: نام هاى مکّه در قرآن و روایات:

نام مکّه تنها یک بار در قرآن آمده است، ولى در چهارده آیه از قرآن کریم، از این شهر با نام هاى دیگری یاد شده است که عبارت اند از: «بکّه»، «اُمّ القرى»، «البلد»، «البلد الامین»، «البلدة»، «الحرم»، «قریتک»، «من القریتین» و «واد غیر ذی زرع»؛ و...

در روایات اهل بیت علیهم السّلام نیز به پنج نام از نام هاى این سرزمین مقدس، و وجه نامگذارى آن بیان شده است؛ که عبارت اند از: «مکّه»، «بکّه»، «اُمّ القرى»، «البسّاسة» و «اُم رحم»

برخى دیگر از نام هاى مهمّ مکّه مکرّمه عبارت است از: «المعاد»، «الصلاح»، «الحاطمة»، «الرأس» و «القادس»، و...

 شاید سبب فراوانى نام هاى مکّه، اهمیّت آن نزد همه قبیله هاى گوناگون عرب باشد که هر یک با نام خاصّى از این نام ها، آن را مى شناختندک

در خلال روایات، وجوه مختلفی برای این نام گذاری (به ویژه نام های قرآنی) این سرزمین مقدّس بیان گردیده است؛ برخی از آن ها چنین است:

 الف- آن بزرگوار در پاسخ کسى که پرسید: «جایگاه مکّه نسبت به بکّه چیست؟» چنین پاسخ داد: مکّه، اطراف حرم است و بکّه جاى خانه خدا (کعبه) است؛ پرسید: چرا «مکّه» نامیده شده است؟ فرمود: چون خداوند متعال، زمین را از زیر این شهر گسترده است؛ پرسید: پس چرا «بکّه» نامیده شده است؟ فرمود: چون که این شهر، چشم جبّاران وگنهکاران را گریانده است؛ 

 ب- عبدالله بن سنان: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: چرا به کعبه، بکّه گفته اند؟ فرمود: به خاطر گریه مردم در اطراف آن و در خود آن؛ 

 ج- امام صادق علیه السّلام : مکّه را از این جهت «بکّه» گفته اند که مردم در آن (هنگام طواف) به یکدیگر فشار مى آورند (و یکدیگر را هل مى دهند)؛ 

 د- امام رضا علیه السّلام : مکّه را از این رو مکّه گفته اند که مردم در آن جا (در جاهلیّت) سوت مى کشیدند. کسى را هم که آهنگ این شهر مى کرد، مى گفتند قَد مَکا (سوت کشید) و این همان سخن خداوند است که فرمود: «و نمازشان کنار خانه خدا، جز سوت کشیدن و دست زدن نبود» مُکاء، سوت کشیدن است و تصدیه، کف زدن »؛  

 ه- امام صادق علیه السّلام : «نام هاى مکّه پنج است: امّ القرى، مکّه، بکّه، بسّاسه یعنى نابود کننده، چون مردم وقتى در مکه ظلم مى کردند، آنان را بیرون مى کرد و هلاک مى ساخت و امّ رُحم، چرا که هرگاه معتکف مکه مى شدند، مورد رحمت قرار مى گرفتند».

 نکتة دوّم: فضیلت «مکّه»

در خلال آیات و روایات، فضایل فراوانی برای شهر «مکّه» بیان گردیده است؛ از باب نمونه، از برخی از آن ها یاد می شود:

 الف- پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : «مکّه شهرى است که خداوند، آن را و حرمتش را بزرگ داشته است. مکّه را هزار سال پیش از آن که چیزى از زمین را بیافریند آفرید و آن را پُر از فرشتگان قرار داد و مدینه را به بیت المقدس وصل کرد. آنگاه پس از هزار سال، در یک آفرینش، همه زمین را آفرید»؛ 

ب- راوی گوید: دیدم که پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله در «حَزْوَره» (جایى در بازار مکّه) ایستاده بود و خطاب به مکّه چنین فرمود: « به خدا سوگند تو بهترین زمین خدا و محبوب ترین سرزمین نزد خداى بزرگى و اگر نبود اینکه مرا از تو بیرون کردند، بیرون نمى رفتم».

 ج- شخصی بنام «مُیَسَّر»: حدود پنجاه نفر بودیم که در خیمه، در محضر امام باقر علیه السّلام نشسته بودیم. پس از سکوت طولانى ما، حضرت فرمود: «... آیا مى دانید منزلت کدام سرزمین نزد خدا بیشتر است؟»؛ هیچ کس سخنى نگفت. حضرت خود، جواب خویش را داد و اینگونه فرمود: «آن، مکّه است، مکةُ الحَرام که خداوند آن را به عنوان حرم خویش پسندیده و خانه اش را در آن قرار داده است»؛.

 د- امام صادق علیه السّلام : «ابراهیم علیه السّلام در صحرایى در شام فرود آمده بود. خداوند به او وحى کرد ... سپس فرمانش داد تا اسماعیل و مادرش را بیرون ببرد. ابراهیم علیه السّلام گفت: خدایا به کجا؟ فرمود: به حرم من و جایگاه امنِ من و نخستین قطعه اى از زمین که آفریدم و آن مکّه است».

 نکتة سوّم: آداب ورود به مکّه: 

یکی از محورهای بسیار مهمّ در باب زیارت مکّه، آداب ورود به این سرزمین مقدّس است؛ گو اینکه اهمّیّت این مسئله موجب گردید تا محدّثان ارجمندی همانند علّامة مجلسی (ره)، باب مستقلّی را تحت عنوان «آداب‏ دخول‏ الحرم‏ و دخول‏ مکة» به آن اختصاص دهد و روایات متنوّعی را در این راستا نقل نماید؛ فقهاء شیعه نیز با توجّه به مفاد این روایات، در کتاب های مناسک خویش، از آداب گوناگون ورود به شهر مکّه خبر داده اند؛ از باب نمونه از سه مصداق این آداب یاد می نمایم:

 الف- احرام: امام صادق (علیه السّلام) : «خداوند مسجد الحرام را به خاطر کعبه، حرام قرار داد و حرم را به خاطر مسجد الحرام و احرام را به خاطر حرم واجب کرد»؛

 ب- غسل: امام صادق (علیه السّلام) : «خداوند به حضرت ابراهیم علیه السّلام فرمان داد، تا حج گزارد و اسماعیل را هم همراه خود حج دهد و او را ساکن حرم سازد. هر دو به آهنگ حرم بر شترى سرخ سوار شدند، در حالى که جز جبرئیل همراهشان نبود. چون به حرم رسیدند، جبرئیل به او گفت: اى ابراهیم! فرود آیید و پیش از آن که وارد حرم شوید، غسل کنید. آن دو فرود آمدند و غسل کردند»؛

 ج ـ تواضع و خشوع: معاویة بن عمّار از امام صادق (علیه السّلام) چنین روایت کرده است: «هر کس با آرامش وارد مکه شود، آمرزیده مى شود. پرسیدم: «چگونه با آرامش وارد آن شود؟» فرمود: بدون حالت تکبّر و غرور وارد شو».

بار پردگارا، حال که توفیقم دادی تا به همراه جمعیّت انبوه زائران خانه ات وارد این سرزمین مقدّس گردم؛ پس کمکم نما تا از همة رذائل اخلاقی؛ به ویژه از خصلت بسیار زشت «تکبّر» و تمامی مظاهر آن رهائی یابم؛ چه آنکه در فرازی از خطبة نورانی 192 نهج البلاغة امام علی علیه السّلام می خوانیم: «فَاعْتَبِرُوا بِما کانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِاِبْلیسَ اِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّویلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهیدَ وَ کانَ قَدْ عَبَدَاللهَ سِتَّهَ آلافِ سَنَةٍ ..؛ پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد، در آن هنگام که اعمال و عبادات طولانی و تلاش و کوشش های او را که شش هزار سال بندگی خدا کرده بود... به ساعتی تکبر ورزیدن بر باد داد... ››.

نکتة شایان ذکر اینکه: تدوین فراز پایانی این نوشته، از سوئی همزمان شد با طنین انداز شدن صدای پیاپی و بسیار مهیب رعد و برق در فضای شهر مکّه و بارش تند باران در این سرزمین، و از ناحیة دیگر، نزدیک شد با شنیده شدن اذان مغرب روز جمعه 20/ 6/ 94 ش مطابق با 27 ماه ذی القعده الحرام 1436ق؛ هم زمانی بروز این دو پدیدة مهمّ در نظام تکوین و تشریع را به فال نیک می گیرم، و در این وقت عزیز و هنگام اقامة نماز مغرب و عشاء خدا را میخوانم که بیش از پیش، به همگان توفیق بندگی خویش را عطا فرماید. آمین یا ربّ العالمین. "

توضیح : عکس های زیر طبق توضیحات ارسالی آقای حاج سیدحسین شفیعی به دامنه، در این موقعیت ها و حالات عبادی واجب و یا استحباب است شامل: در حال ورود به محل سعی و مسجد الحرام. پس از ورودبه محل سعی برای ورود به مسجد الحرام. پس از ورود به مسجدالحرام و مشاهده کعبه معظمه. آماده شدن برای شروع طواف. پس از شروع طواف. در حال طواف و هنگام عبور از کنار حجراسماعیل. در حال طواف و قبل از رسیدن به رکن یمانی. آغاز دور دوم طواف از مقابا حجر الاسود. در حال نزدیکشدن به مقام ابراهیم. در حال تبرک و بوسیدن و تبرک مقام ابراهیم. بر پایی نماز در سمت راست و پشت مقام ابراهیم. دعا در جوار کعبه معظمه. در حال طواف ونزدیک شدن به رکن یمانی. "

و

وو

 

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

وو

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

و

وو

و

و

و

وو

/ 4 نظر / 161 بازدید
سيدعلي اصغر

سلام باديدن عكس هايك نفس راحت كشيدم سيد بي واسطه وبي وابستگي به مرام ونظم عمومي با چهره بسيار نوراني وپرفروغ ،پركشيده وتجلي يافته است يك عكس بسيار هزاران نكته درآن نهفته كه برق عشق ازدرون اشكش منورنمود چشم مخاطب را ،مجنونم نمود ... سيد !بندگي ات قبول

قاصدک

با سلام ای دامنه عزیز. از دیدن تصاویر دلم آرام گرفت وبسیار زیبا بود.یک رنگی وسادگی وخلوت کردن با خدا را میتوان احساس کرد.خوشا به سعادت ایشان که در چنین ایامی در کنار حرم امن خدا حضور دارند..تشکر از حاج آقا که تصاویر حضورشان در این سفر معنوی را برای ما به تصویر کشیده اند .امیدوارم ادامه دار باشد.واانشاالله قسمت شما بشه دامنه پر مهر وبی کینه

محمد عبدی

سلام و صلوات چه سعادتی توفیق مشترک داشتیم درک معنوی و همراهی با حاج آقا که بهمن 92 عمره مفرده هتل دار هادی بودیم و در نتیجه همراهش شدیم گام به گام او با همه وجود و من حقیر با روحم و ...خدایا از او قبول و به ما نصیب فرما که مکه و اعمال حج به جسم است و نیاز ضروری و ... قبول باشه انشائالله البته چه عکاس ماهری به همراه دارین که لحظه ای را از قلم نمی اندازه برایم بسیار جالب توجه بود پرده کعبه با لا بود و سنگ دیوار کعبه قابل لمس خیلی جذبه آفرید و روح انگیز بود اسامی مکه و شرح دحوالارض که مورد تحقیق دقیق علمی ام بود چند ساله را خوب بیان قرآنی و روایی فرمودند در مجموع استفاده بردیم حاج آقا خداروشکر به سلامت هستید با آرزوی توفیق بیشتر و قبولی طاعات و عبادات سعیکم مشکور و حجکم مقبول التماس دعا تا نصیب گردد