دخترهای دارابکلا 1

دختر های دارابکلا (1)

طرح بحث : به سراغ شما آمده ام دختران امروز، همسران فردا، و مادران پس فردا. و نیز یحتمل مهندس و دکتر و متفکر و نویسنده و مجتهده و نقّاد و... آینده. چرا شما مهم و ناموس خلقتید؟ چرا جسم تان باید در حجاب باشد؟ چرا مرد بر شما نامحرم است؟ اساسا چرا شما حرمت و حریم دارید؟ چرا نگاه به شما گناه دارد؟ و نیز چرا خدای رحمان این همه شما را مورد حمایت و حفاظت قرار داده؟ به همه این سوالات که نیم شه اینجا پاسخی درخور داد. با این روش پرسشی خواستم راه گفت و گو با شما را باز کنم. خواستم از همین ابتداء گفته باشم چقدر در نظام خلقت خدا زیبا و زینت داده شدید. چقدر بر سر انتخاب شما میان مردها غوغا بپاست. چقدر برای رسیدن به شماها، مردها به آب و آتش و هیمه و هیزم می زنند.

شرح مطلب : راستی هیچ می دانید عشق پاک به خدا، از عشق ناب و خاص به شما تمرین می گیره!؟ شما اگر نبودید، هستی ابتَر بود. شما نبودید مرد عقیم بود. شما نبودید هیچ نسلی، نو و هیچ عصری تازه نمی شد. بَطن پاک شما،رحِم هستی ست. شما زُهدان خلقت اید. می دانید شما " اُمّ " جهان و جان اید؟ شما اگر پاک نباشید، نسل ها ناپاک می گردند. شما اگر در پوشش مناسب و در عیار و شئون اُناث نباشید، ذکور عالم از هویت اِنسی و اُنسی می افتند.و حیوانی عیّاش می شوند. مردانی مخاطره ساز و آلوده گر محیط انسان. طمّاع و دَله دزد به ساحت مقدس شما زنان زمین. مردانی که حرفه شان همیشه عمیق شدن به حریم زیبا و جسم دلربای تان است. نه همه مردان، بلکه هرزه گران و عیّاشان شان. آنها که هرزه بینی دارند. از دیدنتان سیر نمی شن. حتی جسورند تا به عُنف شما را از بِکری و طیبه گی و طهوری بیندازند. ننگ بر این نوع مردان، که ناموس را نا امید و مایوس می کنند. و از هم نوعی گویی بیرون می روند. این نگاه نیست، این گناه است، گناه. کاری تنفر آمیز نزد حق و خلق. شما آنها را با حجاب و پاکی تان محصور و حسرت به دل کنید. خدا ما و شما را مکمل هم کرد. ما به قول سدید قرآن ازواج یعنی دو دو و جفت جفت خلق شدیم. و خلقناکم ازواج ( آیه ی 8 سوره مبارکه نباء) و نباء یعنی خبر عظیم. یعنی جفت جفت آفریدیم شما را .دو تا دو تا.  اگر تک تک و فرد فرد بودیم از غصه دقّ می کردیم. اصلا پدیدار نمی شدیم. زن و مرد " دم و بازدم " هم اند. زن و مرد عین ابر و بادند. باد اگر نباشد! ابری باردار نمی شه. تا ببارد. ابر هم نباشد! باد بر چی بدمَد تا بباراند؟ پس بدان، زن، قناتِ مرده و مرد قوام زن. این دو وقتی پاک و عاشقانه کنار هم شوند تازه سکینت آغاز می شود. زن آرامش دهنده است. و مردآسایش آورنده. زن جِلوه نازه و مرد اسیر نیاز. ناز و نیاز یک بار در نماز جمع می شود. یعنی : عشق حق و خلق. و یک بار هم در مرد و زن.که یعنی : عشق خلق با خلق. آن یکی آسمانی ست. و این یکی زمینی. که قنطَره (یعنی پلی) برای ذوب در خداست.

راستی زیاد سرتان را به درد آوردم. می خواستم این را به شما بگویم که دارابکلا را همچنان با پاکی تان با صلابت تان با عبادت تان و با پوشش دینی تان، که حجاب ناموس هستی ست، مثل همیشه، عین خودتان پاک و صاف و با هویت و نمونه و برتر از هر جا نگه دارید.

شما دارابکلا را پاک بدارید، داربکلا هم به حتم شما را پاس می دارد. چون شما " دامن " دارابکلایید. شما در دامنه ی عظیم و عمیق دارابکلا آرام دارید. این روستای ممتاز منطقه و جهان را آرام و متین و متدین و محجّب و مترقی و متناسب شئون الهی خود،باقی نگاه دارید. چشم ما به شماست ای دختران پاک روستا. پس چون دامن تان که پاک و پاک است، دامنه ی وسیع این محل را هم که دارالمومنین و دارالشرع ایران است منزّه و مطهر و مرتب نگه دارید. که می دارید. چشم مردان خوب محل چرا به شما دزدی ندارد؟ چرا متجاوز به نگاه متلذّذ به شما نیست؟ چون در خود خیانت و خباثت می داند پاکی شما را به هوس زودرس و زودمیر! خود بیالاید. نیز کسی جرات نمی کند این نگاه حرام را به سمت و سوی آکنده از نجابت تان بیندازد.

نتیجه متن : آخرین و اوج حرفم این است : دو چشم هر کس باید فقط دو چشم زن خود یا منتخب و معشوق پاک فردای خود را ببیند. هر انحرافی از این زاویه خیانت هر یک به دیگری است. چه راست گفت سهراب سپهری، البته با تعمیم آن به این حیطه : چشم ها را باید شست، طور دیگری باید دید. شاید در متنی دیگر، باز نیز سراغ پاکتان آیم ای پاکان و نُجبای محل من. که این محل بِکر و زیبا و باحیا و با وقار، عشق من و توست. محلی که محل کوچ و معراج چندین شهید پاک و اسوه است.  شهیدانی که خون (یعنی عزیز ترین پاره جسم)خود را فدا و هدیه و ایثار زیست ما کردند. تا آ زموده شویم که تا چه حدی یک مرد درست و یک زن ستُرگ هستیم. 17 .

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهید آهنگری 1

سلام... از ستایش هاتون نسبت به زنان به شخصه تشکر میکنم به نمایندگی از طرف هم جنسان خودم اما باید بی تعارف بگم با بخشهایی از مطلبتون مشکل دارم که عرض میکنم خدمتتون... البته میدونم هدفتون از نوشتن این مطلب پرداختن به مشکلات دختران دارابکلا نیست آنطور که آقای عارف آهنگر در مطلبشون ترجیح میدادند باشه! از همون اول بگم که با دختران امروز، همسران فردا و مادران پس فردا شروع کردید... خب همین؟ کلا طرف حساب شما همین گروهن که در سیر تکاملیشون از دختر به مادر میرسن؟ نقش دیگه ای ندارن؟ شما نگاه دیگه ای ندارید بهشون؟ در همین قالبها فقط باید دیدشون؟ مثلا نمیشه گفت: دکترهای فردا، استادان پس فردا؟ شاعران هفته بعد؟ نویسندگان ماه دیگه؟ و... در قسمت بعدی گفتید جسمتان باید در حجاب باشد؟ حجاب یعنی چی؟ جسم یعنی چی؟ نامحرم و گناه یعنی چی؟ در چه قالبی باید تعریف بشه؟ و از اون مهم تر در چه قالبی باید آموزش داده بشه؟ به چه کسی باید آموزش داده بشه؟ نگاهتون به قرآنه که در همون قرآن حجاب رو در درجه اول برای مردان و در درجه دوم برای زنان لازم دانسته... حالا اول باید به مرد آموزش داده بشه یا زن؟ البته من میگم هردو اما از اونجایی که در جامعه

ناهید آهنگری 2

بنظر من بدن مرد هم به اندازه بدن زن حرمت و ارزش داره نه کمتر و نه بیشتر، باکرگی فقط مختص دختر نیست و این نگاه تقدس گرایی به سمت زن و ساختن بت از او یکی از مهم ترین ریشه های عقب ماندگی زنان جامعه ماست. چرا نیاییم این چهره مقدس رو از زن بزداییم و او را در کنار مرد و پا به پای اون بسنجیم؟ با همه اشتباهاتی که می تواند مرتکب شود مثل مردها، با همه ضعف ها و قدرتهایش باز هم مثل مردها؟ همیشه پرنده تو قفس قشنگ نیست آسمون خدا بیکرانه با پروازشم جای کسی تنگ نمیشه... نمی خوام حرفهای آقای آهنگر رو اینجا تکرار کنم ولی یک زن قبل از جنسیتش باید با انسانیتش سنجیده شود و اگر این نگاه جنس دومی را از زن برداریم بیشتر مشکلات حل می شود نه کسی مجبور میشود در محدودیت بپوسد و نه کسی به دام گناه می افتد تنها لازم است راه درست را آموزش داد اگر به آموزشهای صحیح خود ایمان داشتیم هیچگاه مجبور نمی شدیم کنترل و خط قرمز تعیین کنیم چرا که همه اینها باید درون انسان باشد... گناه نکردن را باید به انسان آموخت، کنترل کردن را نیز و آزادی را هم... فارغ از اینکه این انسان زن باشد یا مرد

ناهید آهنگری

من در کامنتی که بر مطلب آقای آهنگر گذاشتم هم عرض کردم که دارابکلایی نیستم... درواقع مازندرانی نیستم! تشابه فامیلی ام با آقای آهنگر سوءتفاهم نشود

دختری از همین روستای دوراز آزادی

سلام یه همه ی دوستانی که دارن این مبحث دنبال میکنن،شاید کمی دیر وارد بحث شدم،البته قصد نداشتم نظر بدم چون میدونم تاثیری بر عقاید و افکار جمعیتی که به خودشون اجازه میدن راجع به نوع پوشش من،آرایشم،رنگ لباسم،نوع حضورم در جامعه،نوع حرف زدن و حتی خندیدنم و احساسم نسبت به قول شما جنس مخالفم نظر که نه تصمیم بگیرند ارزش هم کلام شدن ندارد،چرا آقای طالب که ادعای فضل و آداب میکنید و مثلااهل مطالعه هستیدامافکرمیکنم فقط در ظاهر قضیه صدق میکنه،انسان اهل مطالعه به خودش اجازه دخالت در کوچکترین مسائل خصوصی آدم نمیده!مگه اینکه کسی از شمابخواد!چراشما که به اصطلاح آدم تحصیل کرده ای استاد دانشگاهی به خودتون اجازه میدین راجع به نوع پوشش من حرف بزنید یعنی شما درکلاسای درستون به جنسیت شاگردتون نگاه میکنید و از روی ظاهروپوشش قضاوت میکنید؟خواهش میکنم با کلمات بازی نکنید وحرف ازآزادی نزنیدبه اینکه من حق انتخاب پوشش خودمونداشته باشم میگیدآزادی؟به اینکه من تو این قرن و زمان بایدتو این روستادرگیرجمع وجورکردن چادرم باشم میگید آزادی؟به اینکه من بایدجواب مقاله یک آدمو بدمم که هنوزدرگیرجنسیته میگیدآزادی؟

بابک آقاجانی

بنده داراب کلایی نیستم ولی به دعوت یکی از دوستان این مطلب را مطالعه کردم. نمیدونم اسمش را چی بزارم مقاله و طنز یا هجویات؟ نمیدانم استاد کدام دانشگاه هستید ولی بیچاره دانشجویانی که شما استادشان محسوب میوید. نمیدونم کجا درس خوندین که چنین طرز تفکر متحجرانه ای دارید. ما به زن به چشم کالا نگاه نمی کنیم. آنهایی این طرز فکر را دارن که در عصر حاضر هنوز هم به فکر تجدید فراش و صیغه هستن هنوز فکر میکنند بعد از ازدواج صاحب اختیار زن تفکرات طرز پوشش تحصیل معاشرت حتی بدن وی میباشند. چرا نمی خواهید بفهمید طرز فکر شما دیگر در این دوره زمانه خریدازی ندارد؟ چند در صد جامعه جوان این مملکت را همسو با طرز فکر پوچ خود میبینید؟

بابک آقاجانی

این که میگی بهت استاد نگن فرقی در اصل موضوع نمیکنه. من منظورم نظام آموزشی دانشگاهامون بوده که چنین طرز فکر پوسیده ای به استادی زسیده. بازم میگم وقتی میبینی درصد بیشتر جامعه بر خلاف نظر تو فکر میکنند پس مشکل از فکر متحجرانه تو نه مردم

صادق

سلام وقتی فضای جامعه بسته میشه یا فضای تبادل آزاد عقاید ایجاد نمیشه، نتیجه میشه اینکه یکی مثل آقا بابک که تا بحال فضائی برای ابراز وجود پیدا نکرده و حرفهاش به عقده های نا گفته تبدیل شده برای ابراز وجود و عقده گشائی دست به دامن هر وهن و توهینی و بدور از هر منطقی بشه!! شاید اگه این افراد حرف هاشون رو قبل از اینکه به عقده تبدیل شه میگفتن میشد بشون پاسخ داد. ولی در این شرایط دیگه نه! -------- یاد اون ماجرای انیشتین افتادم.. به هرحال افرادی که شمارو میشناسند، که میشناسند. و افرادی که شمارو نمیشناسند خوب نمیشناسند... یا حق

بابک آقاجانی

avalan agha sadegh man harfamo khili jaha zadam oghde ham nist ama dar morede zendegi khosoosi afrad ham nazar nemidam. dar zemn ma too asre hajar zendegi nemikonim ke aghaliato aksariat bashe dar doran demokrasi hastim nazaro aghide har kas bayad morede ehteram bashe agar aksariat bashe ke behtar. kasi ghasde tahrik nadashte. vaghti amsale dr soroosh kenari mishan shomam bayad ostad bashin. shoma chera be khodetoon ejaze midin baghie mardomo ershad konin? che chizi too khodetoon didin ke fekr mikonin az baghie bishtar mifahmin? pando andarzhatoono bezarin too khoone vase bachehatoon albate agar oonam ahamiat bedan

بابک آقاجانی

avalan man ba dr soroosh 9mah zendegi kardam. niazi be khoondane ketabash nist har chand ke chandtasho ba emzae khodeshoon hedye gereftamo khoondam. badam man fohsh nadadam. az ghadim goftan haghighat talkhe.in ke ba ki doostam be shoma ertebati nadare. badam agar in matlabetoon jahate ershado tazakor naboode mishe befarmaiin esmesh chie?

بارزان 2

این مطالبی از کجا میارین کپی پیس می کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//