دخترهای دارابکلا 6

دخترهای دارابکلا

7- دو تا تخم مرغ نیمرو ( نه نه. نیمرو پِک! می ده " خوب پخت" کردم) خوردم. آخه او یعنی زن، همان موجودی که کالا نیست! جلای منزل و منزلته و جدار قلب و انقلاب مرده، رفته جایی تفسیر بشنَوه. راستی من که دراخبار خانوادگی بسیار بسته نگرم، چه راحت سه خبر تا اینجا درز دادم؟ اینم آقا عارف باعثه!

آری، باری، جناب عارف آهنگر که در تدیّن و خلوص اش هیچ شکی ندارم، در نقدش نیز گفته چرا دخترها در عزا تماشاچی اند. در محل در گوشه اند .در مراسم فاق دمسئولیت اند. در هیچ حلقه ای دعوت نمیشن. و از " دوست پسر " (من از ساحت شما پوزش می طلبم این واژه های حوزه خاص را که ممنوعه هم نیست، در دامنه منعکسش کرده ام)ممنوعه ای ساخته اند و دخترها وارد تونل وحشت اند. و سیاهی لشکرند. و از این قبیل چیزها... که در متن آقای عارف موج میزنه. و حتی تموّج داره! و البته گفت و "قص! علی هذا" که غلطه. قِس علی هذا (قس ازمقایسه است و فعل امر!) درسته. یعنی قیاس کن... این هم مزاحی! درلابلا، که البته لالایی نیست ها!

جناب عارف دوست جوان و داننده ی من، راستی اینهایی را که گفتی و فهرستی!(و راحت، راهت را رَستی و یا که بستی) به منِ دور از جغرافیای محل، به منِ دور و حتی اَبعد!از تصمیمات محل، به منِ فاقد قدرت محل، و به منِ شیدا اما سوته دل و سوخته قلب و سویداءی محل، چه ربطی ؟چه وجهی؟ و چه باز پُرسی یی دارد!؟ من کجای فرهنگ محلم؟ کجای کمیته ی  بررسی نابسامانی های عقیدتی و هنجاری محلم؟ این به جای خود. حالا این را بگم که ارجح است و رجحانش عقلی و بطئئاست. راستی دختری که تو از او حقوق مدار و در زنجی رو حجاب و... می سازی، می تونه روز عاشورا برای حسین (ع) سخنرانی کنه ؟اصلا این دختر موصوف تو  لیاقتشه داره برای دیگری خط  و نشان، نشانه کنه؟

راستی درانجمن محیط زیست شماها که نو رَسه و مَیمونه، چنین دخترهای کشف حجاب کرده و مدلی و ساپورت پوش! می تونن عضو گردن و محور بشن و میدان دار؟ کی مانع حلقه ی دخترها شده؟ کجا نمی ذارن دختر هم در عزا فعال ما یشاء باشد؟ نکنه معتقدی پسرها بشینن سر سکو و دخترهای در زنجیر شده ی موصوف تو، زنجیر و دهُل  و سنج بزنند؟ و کُتل و علَم بگردانند؟؟ زنان مومن ما در کف مرطو ب و نَمین تکیه و مسجد، به زو رننشسته اند. حتی دعوت هم نشده اند .عشق و اقتدای به حسین (ع) و زینب (س) این اسوه و قله ی بلند آزادی و فریاد و حیات طیبه و شجاع و ضدظلم است، که دختران محل ما را ساعتها زمین گیر کرده تا عزادار و عزاداری را ببینند.

در منطق شماها که دیدن عیب نیست. حتی دم از " دوست پسر " هم می زنین. پس چه عیبی داره دختر در کف تکیه تماشاگه راز باشه؟ چرا به وَجَنات زن توهین می کنید که این زنان تماشاگرند .تو چه می دانی تماشا چیست! تماشا، راز بشره. نیاز آدمی ست .سخت و صَعب نگیرید که در تناقض شدید گیر می کنید.

زن گفتی در گوشه است. خوب در وسط گود باشه؟ زن موجود مقدسه. حاشا و حاشیه نکن. دختر، دُخت هستی است. دوشیزه هست، اما دوزنده ی طهارت جهانه. مرزی که زن می آفرینه، نُرم و فُرم دنیا و عُقباست. که اگر این مرز را زن نیافرینه، همه میزان ها و ترازوهای عالم فرو می ریزند. زن اختیارا" و طبعا" باید در مقصوره اش باشد .نه اینکه زن هم مثل عدیدی از مردها در هر جایی بی پروا شود و بی تقوا. زن حتی در اداره کارش مناره و برج نیست. یک حریم حرمت دار مرجح و منزه است .و هیچ مرد طماع و نفاق زیست و هرزه بینی حق ندارد از زن د رمحیط کارش، کالایی برای استثمار و اَمیالش بسازه. هر گاهی که زن از این ساحت قدسی و نظیفی و ظریفی و لطیفی و طهوری اش بیرون خزید، بدان که او مساحتش را کم کرده، کم .حتی به ارزانی، عرضه کرده است. این هم ارزانی تو و مخاطبان ذی شعور و ذو علم من.

راستی عارف تو اگه خواستی زن بگیری ازکدام دسته از زن ها کام می گیری؟ خدای ناکرده ازهمین ها که مواجب می گیرند مانکن می شوند؟ پول در کیف می کند مُد شرکت های صهیونیستی فلسطینی کش !می شوند؟ و هر شب همباش کسی و ناکسی اند؟(دور باد دور باد )حتما و حتما نه.

سراغ پاک دامن ها می روی. تو هم خدای ناکرده اگه یاغی! بی غیرت شوی (فرضه فرض) باز مادر پاکت و پدرغیور در عرصه ی ناموسی ات ( که هنوز دارابکلا کسی نگفته محمدحسین نگاهی کج و معوج به زنی و به ناموسی انداخته. و نیز مادر پاکت در حُجب و حیا زبانزد همه است) نخواهند گذاشت به این ورطه و کژ راهه بروی.

عارف هشدارت میدم! هوشیارت می کنم> هم عارفی کن، هم " کاوه "گری! که خودت، هم به عارف، نام گرفتی. و هم درفامیلی ات، آهنگر شدی. آهن گر. نکنه از نامی که پدر و مادرت قَسرا" بر تو نهادند اِعراض داری! (مَزاحیدم! عارف جان) نیز مُزاحمیدم. بس است.

پس ای عارف و عارف ها! اول هی بخوانید و بخوانید و بخوانید سپس بگویید و بگویید و بگویید. این راه سدید اسلامه .ماها 40 سال سکوت و سکوت و سکوت کردیم. تازه کم کمَک به مدد نیمچه عقل مان به حرف آمدیم تا شاید پخته گوییم .از کالی تا پختگی راهی ست طولانی .که هم تکامل و تحرک می خواهد و هم حرکت جوهری : مثل سرخ شدن پوست زیبا و دلربای میوه همیشه دوست و همراه سیب. آری همین سیب که از باغات محل ما و سفره حیاط ما رخت بر بسته  است. 26 .

/ 30 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید ایمان هاشمی دارابی

1- تعریفی که از کاریکاتوری بودن در نفد نوشته ها توسط آقای طالبی و آقا عارف بیان شد رو قبول ندارم.آقای طالبی فقط از خوبی ها گفتند وآفا عارف هم فقط از مشکلاتی که به نظرشون وجود داشت صحبت کردند.همه چیز رو باید با هم در یک کاریکاتور ترسیم نمود تا دید عدم توازن در کجا رخ مینماید. 2- آقا عارف در جایی این گونه نتیجه گرفتند کردند که : با این اوصاف مرد حق دارد بعد از مدتی که این آب و آتش فرونشست، بروند سراغ یکی دیگر! ابن آب وآتشی که در متن آمده همان آب وآتش عشق است.اگر انتخاب درستی انجام شده به چه دلیل این آتش عشق باید خاموش گردد که نیاز به برافروختن آتشی دیگر باشد.منکر حقایق جامعه نمی شوم.این مساله چند زنه بودن در جامعه ما وجود دارد.نحوه ی بیان شما به گونه ای بود که چون این حکم در اسلام آمده و به نوعی دست مردها را باز گذاشته پس ما با معضل ! تعدد زوجات و مشکلات آن رو به رو گردیده ایم.مگر در غرب که این قوانین وجود ندارد مردها به همسر خود وفا دار مانده اند؟ به نظر شما تعداد کسانی که خارج از چارچوب ازدواج هم زمان با فرد دیگری رابطه دارند (به حکم و مجوز دین با هر دلیل دیگری) در داخل بیشتر است یا خارج؟

سید ایمان هاشمی دارابی

ادامه 2- خلاصه ی کلام این که مشکل همان طور که عباس اشاره کرد در همه جا وجود دارد و مختص جامعه ی ما نیست. 3- آقای طالبی در نقد نقد خود (قسمت 2 دختران دارابکلا) مقدمه ای بیان کردند و همچنین در قسمت 6 که نظر عارف را در مورد همسر آینده جویا شدند, بحث پاکی و یا ناپاکی زن را مطرح نمودند.انتظار میرفت تمرکز بر نقد مطالب عارف باشد.جایی از متن عارف را ندیدم که حرفی در این مورد بیان شده باشد تا بخواهد مورد سوال قرار گیرد.بحث عارف در مورد دختران پاک دارابکلا بود نه خدای نکرده مانکن های امروزی که اصلا دراین مباحث محلی از اعراب ندارند..... 4- دوست خوبم آقای امین آهنگر تو نظراتشون گفتند که : بعید میدانم دختری که در یک جامعه ی 5000 نفری محدود شده است بتواند مثل انسانی آزاد زندگی کند. گمان نکنم دخترانی که در دارابکلا زندگی میکنند محدود به این محل باشند و خدای ناکرده چشم وگوش بسته.مگر میشود در این عصر ارتباطات کسی را محدود و از همه جا بی خبر لقب داد.اگر در جایی فرصت ابراز عقیده نیافته اند نباید انان را محدود فرض کرد. این مطلب رو آقا حمید رضا هم خوب بیان کردند.

سید ایمان هاشمی دارابی

5- ناهید خانم هم نظرات زیبا و قلم برنده ای دارند.ولی نفهمیدم بالاخره ایشون میخوان از چی دفاع کنن و یا چی رو بکوبند؟ شما که خوب به چالش می کشید اگر راه حلی دارید پیشنهاد بدید که ما هم استفاده کنیم ممنون میشم.

امین آهنگر

عمو ابراهیم شما بزرگوار و استاد ما بوده و هستین و خواهید بود..سوالهای تند من حمل بر گستاخیم نبلشه چرا حق رو به آقای طالبی دادین؟چون نظزش به نظر شما نزدیکتره؟عمو ابزاهیم من میدونم شما به چه اندازه باهوشید و متوجه میشید منظور شخص از سوال چیه؟آقای طالبی سوالیو پرسیدن که خودشون میدونستن!منظورش چی میتونه باشه ؟چو دانی و پرسی سوالت خطاست!من کجا به شخصیتشون تاختم؟اتفاقامن خودم این انتقاد از شما دارم که به جای نقد عارف به شخصیتش پرداختین که هرچنداشتباه بود.آینه ی تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه

امین آهنگر

واقعا براتون متاسفم آقای طالبی!شما به جه حقی به خانم ناهید آهنگر تهمت میزنید؟تمام حرفاشونو دروغ میخوانیدبا اینکه همه شو راست گفته؟من میشناسمش و تمام حرفاش درست بود چطور به ستایش مروارید در صدف میپردازید که جرئت نداره خودشو معرفی کنه گرچه مطمئنم کی هست که داره خودشو جای ی دختر با عقاید کاملا برابر با شما داره!شما با میدان داری خانم ناهید تخلیه کردین؟!فکرمیکردم اینجا مکان گفتگو و آزادی اندیشه هاست اما باز بهم ثابت شد که روشن فکر دینی یک پارادوکسه!من دیگر به این دامنه ی دگم نخواهم امد

ناهید آهنگری

فکر میکنم نسبت به من هیجان کاذبی ایجاد شده. میگن شفاف سازی بهترین سیاسته: 1- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَی أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاء مِّن نِّسَاء عَسَی أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ(حجرات/11) 2- دارابکلا روستای کوچیکیه بگردید توش فردی ناهید آهنگری نامی اگر پیدا کردید سلام منو بهش برسونید!برای اثبات حرفم نیازی به تایید کسی ندارم قبلا ثبت احوال اینو تایید کرده 2- با نهایت احترام خوشحالم که در نهایت همه به این نتیجه رسیدیم که اختلاف نظر داریم( من اختلافی در اصل دینمون نمی بینم) تنها در روشها و اجرای دینه و اینو بارها در کامنتام گفتم نمیدونم چرا برعکس برداشت شد 3- بدترین نوع نقداینه که برای اثبات خودت دیگری روانکار کنی. من علی رغم اختلافاتی که داریم هرگز به خودم اجازه نمیدم از حدود اخلاق انسانی خارج بشم و شروع به فحاشی و تخریب کنم اینو از همون قرآنی که در 1 اومده یاد گرفتم کاش همه یاد بگیریم... یاحق

علی اکبر طالبی

سلام به امین عزیز. قصدم از طرح سوال صرفا جا افتادن موضوع برای شما و دیگران بود. تا همه به معنای عرف که شما تو نظرتون بکار بردین پی ببرن.(هرچند همه استادن) بنده یک تعریف خیلی ساده از عرف ارائه دادم. بنده حقیر تحصیل کرده حقوق هستم. بنده در باره عرف کتاب خوندم. هم عرف داخلی و هم عرف بین الملل. خوب میدونم عرف چیه. عرف از منابع حقوقه. (نمیخوام تخصصیش کنم) به هر حال من و شما تعریفمونو تو دارابکلا 20 ارایه دادیم. قضاوت با خوانندگان. گردن من از مو هم باریکتره. نخواستم تخصصی نظر بدم تا خدایی نکرده بعضی ها فکر نکنند یارو 4ترم حقوق خونده داره به رخمون میکشه. ولی حالا میبینم با تعریف ساده ام متهم شدم به ویکیپی دیا. تازه به قول اقای طالبی مراجعه کرده باشم، مگه چیه؟؟. مهم اینه که واسه پیدا کردن معنی درست یه تکونی به خودم دادم نه مثل بعضی ها که فقط میخوان یه چیزی بپرونن. به نظر من اخلاق در گفتوگو خیلی مهمه. نمیخواستم این حرفا رو مطرح کنم. ولی چون دیدم مطرح شده، خواستم دفاع کرده باشم. اگه تند رفتم پوزش میخوام، هم از جناب اقای طالبی و هم از امین اهنگر عزیز.

عبدالعلی ترابی

سلام دوستان ارزشمند نادیده (آقایان :ابراهیم و علی اکبر طالبی و عارف و سرکار خانم ناهید ) درست فرموده اند که دینداری سه گو نه است :1- مصلحت اندیش 2-معرفت اندیش 3- تجربت اندیش نوع نگاه ما از دین بی شک در یکی از این سه گونه می گنجد و تضاد در این نگاه به دین است که آشوب می آفریند چون این سه باور و نگرش تفاوتی از زمین تا آسمان دارند و اما رجعت کنیم به گفتمان : ‌تلاش کسانی که در گفتگو شرکت دارند این است که چیری را با مشارکت یگدیگرخلق کنند نه آنکه ضرورتاَ اندیشه ها و اطلاعات پیشینی خود را به معرفت مشترک تبدیل کند به این لحاظ گفتمان کنشی فراتراز ارتباط است یاعلی

مهدی

سلام به دوستان- می بینم بعضی ها زیاد اهل تهمت شدن.ناهید قلابی توی اخلاق انسانی بارز ترین چیز دروغ گوییست تهمت وغیبت هست تو با کدام اخلاق انسانی دروغ گفتی(در نامت) تهمت زدی (بر جهلی سخنانت) غیبت کردی(از نبودن در کنار دارابکلایی و برایشان نسخه پیچیدی) وا قعا آزادی شما بادروغ معنا میگیرد؟ واقعا خودت از حرفایت چیزی فهمیدی؟ ناهید قلابی کرامت انسانی است کجاست؟ تورا به انسانیت دعوت می کنم به اخلاق اسلامی. تورا به آزادی دعوت می کنم به آزادی و آزادمردی حسین(ع). تورا به پرهیزگاری دعوت می کنم به پرهیزگاری فاطمه دخت نبی(ص) . تورا به صبر علی(ع) به بدانش باقر(ع) به ... دعوت می کنم. ناهید قلابی بر پاکی محمد رسول خدا درود و صلوات بفرست که خدا خواستهتا در دینش و در افکارش باشی. ناهید قلابی اسلام دینیست کامل ولی تو آدمی هستید و مرتکب گناه پسچگونه می توانی از اسلام بد بگویی؟ تو خودت خودت را رسوا کردی دروغگو- اهل تهمت- بی صبر- نا خلف- غیبت گو- منتظر باشد

تکواندوکا/رمضانی

سلام اقای طالبی از صبر وحوصله ات لذت بردم /انشا الله خدا قبول کند من از دور دستی برآتش دارم ولی جلوتر نمی ایم /به میدان داری شما ایمان آوردم موفق باشی //