سید باقر سجادی

را انتخاب نمودند .جناب مرحوم سجادی بعد از رجعت از تحصیلات علوم دینی از قم ، به کشاورزی وباغداری پرداخت  وحاصل دست رنج خویش را استفاده می بُرد ، در سه دوره جزو پنچ نفر اصلی شورا بوده وتا آنجا یاد دارم در بیشتر مواقع ازنظر  دیدگاه در تصمیمات محل با مرحوم یوسف رزاقی  هم عقیده بودند ،همیشه براین عقیده که آنچه به نفع مردم هست انجام شود نه آنچه مربوط به سیاسی کاری است انجام گردد در مجموع دلسوز محل ومردم بود.  با توجه به یافته ها ،موقعی که مسئولین استانی ازهر رده ای، از بخشداری ،اداره گاز و غیره ......در محل بودند، پذیرایی از آنان را با اشتیاق قبول می کردند آنهم با بهترین پذیرایی. چون مرحوم چون مرحوم سجادی در منزلش خودکفا بوده وهمه چیز در منزلش مهیا بوده ،همه چیز پذیرای از امکانات سنتی ومحلی بوده (هر کس افتخار مهمانیش داشته گفته بنده تصدیق می نماید ،بنده چند بار مهمان ایشان بودم ).

همچنین بدون استثناء پذیرایی از ضابطین سر صندوق انتخابات  بالا مسجد را  شخصا به عهده می گرفت.  جناب مرحوم سید باقر سجادی از مخالفان سر سخت احداث مرغ داری در دارابکلا بودند ،همچنین از اولین اعضا شورا حل اختلاف دارابکلا بودند و در شورا کشاورزی هم فعالیت می کرد .خواندن دعا در شب های ماه مبارک رمضان وصدای خواندن زیارت وارث وعاشورابرای نسل ما قابل فراموش شدنی نیست وهمچنین بعد صرف غذا در مراسم،ذکر حمد وسپاس وشجره خوانی مرحوم سجادی، خاطرهایست که فراموش نمی شود. مرحوم سجادی به امام حسین علاقه وافری داشته ودر محرم در چند شب اول محرم،بنام ابا عبدالله با دیگر هم ولایتی ها به مدت ده شب صرف شام هدیه می نمایند ،همچنین در مراسم اعتکاف پذیرایی معتکفین هم شرکت می کرد.  روحش شاد ،انشاالله با صاحب طعام شهید کربلا محشور شود."

پاسخ دامنه: به نام خدا. اول سلام دارم خدمت شما جناب تنسر که طبق معمول این بار سلام یادت رفت چون به خیال آن شام های پرسخاوت مرحوم سجادی افتادی.! این از این. دوم تصدیق می کنم مردی سخت کوش بود. از ایراد و اشتیاهات بری نبود مثل همه ی ماها. دامنه نه فقط بر سر سفره ی طعام شب عاشورایش در تکیه چند سال متوالی حاضر می شد بلکه ایام نوروز شبی را با وی طی می کردیم و از بیانات طنزآمیزش ما را به وجد و شادی می آورد. بله روانشاد یوسف رزاقی به او احترام داشت و بزرگی و سیادتش را همواره مراعات می نمود. در مجموع یک روحانی خدوم و مردمی و دوست داشتنی بود. آخرین روزهای حیاتش به عیادتش رفتم و برای مریضی یکباره  و از تکلّم و هوشیاری افتادنش کمی گریستم. خدایش بیامرزدش که فامیل درجه ی یک خاندان مرحوم پدرم بود. از تو جناب تنسر خیلی ممنونم که قلم را به سمت و سوی یادی از ایام چرخش دادی. خوب می نویسی چون قلبی صاف و بی کینه داری. و این را بدان که دامنه هم در بی کینگی و صافی و عشق به خوبان و مردمان نیکنام قلبش عین توست تنسر و سخت بی کینگان را دوست می دارد.

/ 1 نظر / 38 بازدید
محمد عبدی

سلام خدایش بیامرزاد و حقیقتا انسان وارسته و شوخ طبعی بودند و با کمال خضوع و افتادگی بله شجره دانی و بیان اسامی درگذشتگان هر چند برای برخی سخت و دشوار می نمود و موجب بیان برخی جملات نا مربوط اما در حقیقت کار فوق العاده درستی بود که ایشان ذکر خیر و یادآوری درگذشتگانمان می کرد و اکنون ما یاد ایشان را گرامی می داریم خدایش بیامرزاد