گزارش حج

می کنند و از فلسفة تشریع آنان غافلند. به هر حال اوّلین گام در عرصة انجام مناسک عمرة تمتّع (که خود بخش آغازین از حجّه الإسلام محسوب می شود)، چیزی جز «مُحْرِم» شدن زائران بیت الله الحرام از یکی از میقات های مشخّص شدة در دل روایات و کتب فقهی مربوط به حجّ نمی باشد. پیرامون عمل ارجمند «إِحْرام»، مباحث فراوانی شایستة طرح است؛ که اینجانب به صورت فشرده به ذکر 8 نکته بسنده می نمایم:

نکتة اوّل: در پرتو واژة «میقات»: واژة «میقات»، برگرفتة از ریشه لغوی «وقت» است، این واژه که دو بار در قرآن به کار رفته است (أعراف: 142 و واقعه: 50)، در اصل «مِوْقات» بوده و واو به جهت مکسور بودنِ میم، به یاء مبدل شده و «میقات» گشته است. معنای لغوی آن، «وقت داشتن». ارباب فنّ گویند: همین معنی حکایت از این دارد که بطور مسلّم «زمان» در انجام یک عمل، نقش حتمی دارد و لزوما باید در یک مقطع زمانی خاص، فعل یا عملی صورت پذیرد. کاربرد واژه میقات در مکان، به خاطر قرابت مفهومی آن با زمان و یا به جهت کاربرد استعاره‌ای آن در مکان، به معنای لزوم امری در مکان مشخص است؛

نکتة دوّم: مفهوم اصطلاحی «میقات»: مفهوم کاربردی واژة «میقات» در فرهنگ حج عبارت است از «مکانی که انجام فعل، مثل احرام، در آن مکان مشخص، ضرورت دارد». طبق باور مسلمانان، تحقق وعدهٔ خدایی برای گام نهادن در بارگاه خدایی، ضرورتاً از آن مکان آغاز می‌گردد. و همانطوریکه قبل و بعد زمانی در ماه حج مُخِلّ به حقیقت و عبادت حج است، همچنین قبل و بعد مکانی نیز اخلال به مناسک حج وارد می‌سازد، و بدون توجه به آن، هرگز حج به پایان نخواهد رسید؛

نکتة سوّم: انواع میقات: با توجّه به مفهوم کاربردی «میقات» می توان گفت: میقات بر دو قسم است: میقات زمانی و میقات مکانی؛ مقصود از اوّلی این است که پوشیدن لباس احرام برای عمره تمتع و حج تمتع و حج قِران و حج اِفْراد، باید در زمانی خاصّ صورت پذیرد؛ و مراد از دوّمی این است که می بایست عمل مذکور در مکانی ویژه و مشخّص محقّق گردد؛

نکتة چهارم: میقات های دهگانه: مستفاد از روایات این است که شمار میقات‌ها بطور اجمال عبارتند از: ۱ ـ مسجد شجره ۲ ـ جحفه ۳ ـ یلملم ۴ ـ قرنالمنازل ۵ ـ عقیق ۶ ـ محاذات مواقیت ۷ ـ أَدْنَی الْحِلّ ۸ ـ محل سکونت ۹ ـ مکّه ۱۰ ـ فخّ ۱۱ ـ مسجد تنعیم ۱۲ ـ جَعْرانَهْ ۱۳- حُدَیْبِیَّه ۱۴ ـ مکانی که با نذر باید از آنجا احرام بسته شود؛ البتّه میقات های پنجگانة مسجد شجره، جُحفه، وادی عقیق، قَرْنُ الّمَنازِل و یَلَمْلَم»، به عنوان میقات های اصلی یاد می شود؛

نکتة پنجم: حضور در میقات جُحْفَهْ: زائران ایرانی که مدینه بعد هستند، می بایست از طریق فرودگاه بین المللی جدّه وارد عربستان شوند؛ و پس از انجام امورات مربوط، به سمت میقات «جُحْفَهَ» حرکت کنند و از آن جا محرم شوند؛ اینجانب که به جهت مشکل تأخیر در ویزا و رو به پایان بودن حضور زائران کاروانم در مدینه، مجبور بودم تااز طریق فرودگاه مذکور وارد عربستان شوم، توفیق داشتم در حدود ساعت 5/8 شب جمعه 13/ 6/ 94ش (مطابق با بیستم ماه ذی القعده الحرام 1436ق، همراه با کاروان هائی از دو استان قم و مرکزی (ارا ک)، به سوی سرزمین مقدّس «جُحْفَهْ» حرکت نمایم و ساعت11 به آن سرزمین همیشه در یاد برسم؛ این میقات، میان مکّه و مدینه و در فاصله 150 کیلومترى مکّه قرار دارد که فعلا با جادّه اصلى مقدارى فاصله دارد؛ در آنجا مسجد بزرگى ساخته اند؛ که زائران پس از انجام غسل مستحبّی احرام و گرفتن وضو و پوشیدن لباس احرام، وارد آن می شوند؛ و پس از اقامة 6 رکعت نماز مستحبّی احرام، استماع سخنان توضیحی و نصایح خوب روحانین کاروان ها، و نیّت احرام؛ به گفتن ذکر خاصّ معروف به «تلبیه» (لَبَّیْکَ الّلهُمّ لَبَّیَکَ.....)، روی می آورند؛ که با گفتن آن، مُحْرِمْ می شوند وعمل مقدّس احرام به پایان میرسد؛ 

نکتة ششم: پیوستن به حلقة خوش زائران: اینجانب که زائری در اختیار نداشتم؛ ابتداء به انجام اعمال فردی مربوط به احرام روی آوردم؛ ولی برای اداء نیّت احرام و گفتن «تلبیه» به حلقة زائران اراکی پیوستم؛ و همانند زائران این کاروان به نصایح و تذکّرات بسیار سودمند روحانی این کاروان گوش فرادادم؛ نصایحی که موجب گردید تا فضای معنوی خوبی بر جمع حاضر سایر افکند، و همگان به توبه و استغفار و اشک و آه و سردادن ذکر معروف «اِلهی اَلْعَفْو» روی آورند؛ 

نکتة هفتم: سخنان کوتاه در جمع زائران: در پی تقاضا و اصرار روحانی کاروان، اینجانب در کنار او و برابر زائران ایستادم و به ایراد سخنرانی کوتاه پرداختم؛ که عصارة سخنانم با آنان چنین است:

الف- زائران عزیز، امتیاز کار شما این است که در شب جمعه مُحْرِمْ می شوید؛ زیرا طبق روایات معصومین، ثواب أعمال در شب و روز جمعه افزایش پیدا می کند؛

ب- قدر این حالت را بدانید و از دست یابی به آن بر خود ببالید و شاکر خداوند باشید؛ زیرا در رویات آمده است: «کسی که مُحرم میشود، خداوند از سر تقصیراتش می گذرد، و پروندة مُحرم از آلودگی با زنگار گناه پاک می شود؛ و همانند فرزندی است که تازه از مادر متولّد شده است»!!؛

ج- قدر این لباس آمیخته با سفیدی و رو شنائی و همراه با نور احرام را بدانید؛ زیرا در روایات آمده است که امام باقر (علیه السّلام) به فرزندش امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «هرگاه من از دنیا رفتم و خواستی بر بدنم کفن به پوشانی، مرا در آن لبالسی کفن نما که با آن محرِ م گشته ام و...»؛

نکتة هشتم: نجواهای سه گانه با خداوند: ایجانب در وقت محرِم شدن، توفیق داشتم همانند سایر زائران نجوائی با خداوند داشته ام، و با حالتی آراسته با حالت زیبای «خوف» و «رجاء» به محضرش سخنانی رل عرضه بدارم؛ مهمترین آن ها نجواهای سهگانة ذیل است: 

نجوای اوّل: خدایا ممنونم که بار دیگر اجازه فرمود تا به میقات بیایم و به أمر تو مُحْرِم گردم و به جمع و حلقة زائران خانه ات به پیوندم؛ و امید وار به بهره مندی از غفران و رحمتت هستم؛ امّا خدایا تو خود میدانی که خوفی بس سنگین در دل دارم؛ چه آنکه می ترسم: تو در برابر ذکر «لَبَّیْکْ» (خدا یا آمدم) این بندة بندة گنه کارت، چنین پاسخ دهی «لا لَبَّیْکْ»؛ زیرا در روایت می خوانیم: کسی دید امام صادق علیه السّلام در حال مُحْرِم شدن و به وقت گفتن ذکر «تلبیه»، بدنش می لرزد؛ علّت آن را از حضرتش جویا شد؛ آن بزرگوار اینگونه پاسخ داد: «می ترسم من بگویم «لَبَّیْکَ»، ولی خداوند بفرماید: «لا لَبَّیْک»؛ 

نجوای دوّم: دیگر نجوای مهمّ اینجانب با خدای متعال این بود: «خدا یا توفیقم دادی و کمکم نمودی که به میقات بیایم و لباس همیشگی را از تنم در آورم و در ظاهر مُحْرِمْ گردم؛ پس کمکم کن که از آلودگی به خصلت های زشتی همچون: ریاء، خود پسندی و خودستائی، حِقْد و کینه و بغض به اشخاص غیر مستحقّ و دیگر رذائل اعتقادی، اخلاقی و سیاسی نیز بیرون آیم و آن هارا به کنار اندازم و در باطن هم مُحْرِم شوم؛ زیرا اگر چنین نشود خوف آن می رود که اصلا مُحرم نشوم؛ چه آنکه در روایات میخوانیم هنگامی که امام سجاد ( علیه السلام ) از سفر حجّ بازگشت شخصی به نام «شبلی» که او نیز حج گزارده بود، به استقبال امام شتافت. امام ( علیه السلام ) از او پرسید: ای شبلی! آیا حج گزاردی ؟؛ شبلی گفت: آری فرزند پیامبر !امام ( علیه السلام ) فرمود: آیا به «میقات» فرود آمدی و جامه‏های دوخته را از تن درآوردی و غسل کردی؟؛ شبلی گفت: آری. امام ( علیه السلام ) فرمود: آن گاه که به میقات فرود آمدی و جامه‏ هایت را درآورده، «غسل احرام» کردی و خواستی «لباس احرام» بپوشی آیا چنین نیت کردی که «لباس گناه» را نیزاز خویشتن دورگردانی و «جامه اطاعت خداوند» را در برکنی؟؛ شبلی گفت: نه! امام ( علیه السلام ) فرمود: آن هنگام که جامه‏های دوخته را از تن بیرون می‏آوردی، آیا قصد کردی که از ریا و نفاق و امور شبهه ‏ناک نیز به درآیی ؟؛ شبلی گفت: نه! امام ( علیه السلام ) فرمود: هنگامی که آلودگی‏های بدن خویش را با غسل می‏زدودی، آیا در این اندیشه بودی که خویشتن را نیز از رذیلت‏ها و گناهان بشویی؟؛ شبلی گفت: نه ! امام ( علیه السلام ) فرمود: «فما نَزَلْتَ المیقاتَ وَ لا تَجَرَّدْتَ عَن مَخیطِ الثِّیابِ وَ لا اغْتَسَلْتَ» :«پس، نه به میقات فرود آمده‏ای و نه از لباس دوخته جدا شده‏ای و نه غسل کرده‏ای»! (نک: عبد الله جوادی آملی، صهبای حجّ، ۳۴۴ ـ ۳۴۷؛ به نقل از: سید عبداللّه‏، سبط محدّث جزایری، شرح النّخبه).

نجوای سوّم: نجوای مهمّ دیگرم با خدای علیم و حکیم، دعا در حقّ خویش و دیگران بوده است؛ اعمّ از منسوبین، آشنیان، دوستان عزیز دارابکلائی و غیر دارابکلائی؛ به ویژه در حقّ آنانیکه ملتمس دعا بوده اند؛ چه در قالب پیامک های ارسالی، چه به وقت خداحافظی، چه در قالب تماس های تلفنی، و چه در لابلای کامنت های خوب و یا از طریق ارتباطات مجازی «واتساپ» (whatsApp)، «تلگرام» (Telgram) و «ایمو»imo ) )؛ امیدم این است که دعاهایم در حقّ دیگران و خودم به اجابت برسد. ان شاء الله. ضمنا از همة خوانندگان ارجمندی که مترصّد مطالعة این مجموعه از نوشته های حقیر هستند، از تأخیر ناخواستة در تهیّه، تدوین و ارسال این بخش از سفرنامه عذر خواهم؛ زیرا حجم اقدامات کارهای واجبی که می بایست نسبت به زائران کاروان انجام دهم، بسیار گسترده و سنگین است. تا گفتمانی دیگر خدا حافظ و نگهدارتان باد. حوزةعلمیّة قم: سیّد حسین شفیعی دارابی

/ 3 نظر / 33 بازدید
یا علی

سلام قبول باشه.مطالعه کردیم.ممنونم

محمد عبدی

سلام قبول حق باشه حاجی التماس دعا خواندن این متن با حالی که انسان تجربه اش را دارد بسیار دلنشین و قابل حصول می باشد و حالت عرفانی عمیق آن موجب تکان در ارکان ماهیچه های بدن می گردد و روح را از درونش کنده و رهسپار آن وادی مقدس می کند و گویی بدن شاهد و ناظر و در حال انجام اعمال میقات است و منم قدری توفیق این ره یافتم و ... خدایا برکت مال و دارایی ناچیز ما را چنان کن تا ضمن رد هر گونه حق الناسی به دیدارت بشتابیم که آنگاه حقوق دیگر قابل گذشت خواهند بود و ما طلب عفو داریم و ...

..........

واقعا این مردم..... البته تجاوز عربها به ایرانیا،قتل وغارت ،عوض کردن فرهنگ اصیل ایران،وجدیدا کمک به داعش وسایر گروهک ها که با پول این مردم داره انجام میشه . واقعا