وعدۀ دامنه

وعدۀ دامنه

به نام خدا. چیستی و چرایی این نام را بزودی نزد شما مخاطبان فهیم و اهل نظر توضیح خواهم داد. اینجا در اولین دیدارمان، به شما سلامی به خلوصی اخلاص مظهر اخلاص ها مرد غدیر (بِرکه برکت) علی (ع) دارم. شما اگر حیّ و ناظر و ناقد دامنه نباشید، دامن ها آلوده می گردد. البته نقدهای منصفانه. نه دروغ و فریبانه و بلندپروازانه. دامنه این فضا را گشود تا گشایش هایی در ذهن، قلب و روح و عقل مان حادث شود. وعدۀ من همیشه همین جا. مرا از دعا نیز محروم نگذارید. ان شاء الله تعالی. 1.

آبشار دارابکلا. عکاس: سیدعلی اصغر

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صفرعلی قلی زاده

برای اینکه موتورهای جستجو مثل گوگل و... بهتر سایتت را پیدا کنند باید از یک اسم اختصاصی و منحصربفرد که عمومیت کمتری داشته باشن استفاده کنی-کلمۀ دامنه که انتخاب کردی وقتی تو گوگل نوشته شود هرچه این کلمه در هر جایی گه باشد برایت ردیف میکند مطمئناً اولیت با سایت هایی است که جستجوی بیشتری می شوند.بنابراین پیشنهاد می نمایم یک کلمه دیگه هم به آن اضافه کن مثلاً دامنه ی دارابکلا-اینجوری زودتر پیدا میشه.البته همین الان که آدرسشو در گوگل قرار دادم هنوز ناشناخته هست.کمی طول می کشد.

سیدعلی اصغرشفیعی

من آماده ام تا ترابخاطر شلوغی های کودکانه ام اذیتت کنم .بردامنه دمن امن توارامش بگیرم

سیدعلی اصغرشفیعی

ازیوسف عزیزمان چندسطری بنگار جون ایشان چنانچه زنده بود از ایجاد وبلاگت خوشحال می شد

کاظم آهنگردارابی

من هم به نوبه خودم به آقا ابراهیم طالبی تبریک میگم به خاطر راه اندازی وبلاگ جدیدشون وازخدای منان میخواهم که درلحظه لحظه ی زندگیشان موفق وپیروز باشند.وامیدوارم که مطالب وبلاگشان روزبه روزبهتروپرمحتواتربشودانشاالله تعالی.***درپناه ایزدمنان***

قلی زاده

از جانب ما هم سلام جناب آقای طالبی

سیدعلی اصغرشفیعی

آقای طالبی عزیز که در کسوت دکتری وسمت های کیفی درعرصه ملی وبین اللملی فعاتیت مفید وحرفه ای دارند سلام بیشتر نظریه پردازی نما ،باورکن ازاینکه شاگردشمابرادران طالبی هستم افتخار می کنم .صفرقلی زاده هم سهمش برای ایجاد عرصه مجازی جهت کنفرانس ازراه دور ،درنزدم بسیارزیاد است الحمدالله مخاطبینم اهل تقواوعلمند

سیدعلی اصغرشفیعی

شرحی برلیف 10.برای اینکه دارابکلا20دردریافت کمنت خوب عمل نمی کند مجبورشدم ازاین طریق این شرح راارسال کنم 2- دليل وجود روح و مکان آن معلومات اوليه فيزيکي روشن مي سازد که ذرات محسوس مادي از شبکه ي الکترون ها و پروتون ها ساخته مي شوند. الکترون ها و پروتون ها در فاصله بسيار زيادي از هم واقع شده اند به گونه اي که فاصله بعضي الکترون ها با هم، و نيز فاصله الکترون ها از پروتون ها، به نسبت حجم آنها فاصله ميان ستاره ها ، و يا ستاره و خورشيد به نسبت حجم آنها است! حتي اين شبکه الکتروني و پروتوني، وجود حقيقي اي به غير از آنچه حواس ما درک مي کند نيست! (الانسان روح لا جسد، ج 2، ص 56). بايد پرسيد که چه چيزي ميان الکترون ها و پروتون هاي بي جان و مادي که نسبت به حجم سلول فاصله اي بسيار دور از هم دارند ارتباط برقرار مي سازد وباعث قوام و شکل گيري سلول مي شود؟ بدون ترديد، عامل مادي از عهده ي اين انسجام بر نمي آيد زيرا با توجه به ساختار شبکه ي الکتروني _ پروتوني عامل مادي ، سؤال پيشين دوباره مطرح مي شود. پس بايد عاملي غير مادي (=روح) در اين ميان قدم نهد و انسجام ذرات مادي را باعث گردد.(اين دليل علم روح شناسي تنها براي اثبات روح د

سیدعلی اصغرشفیعی

بخش دوم با توجه به آنچه گذشت، مي توان دانست که هر جا پديده اي مادي باشد و روح نيز وجود دارد و عالم روح درون دنياي مادي منزل گرفته است. (اين حرف روح شناسان براساس تغاير روح و بدن است بعدا خواهيم گفت که بدن نمود مادي روح است و تغاير جوهري ميان آن دو نيست. البته اين به آن معنا نيست که پديده غير مادي و به اصطلاح فلسفي «نفس» ، در همه موجودات از درجه کمال يکساني برخوردار است وجود غير مادي، در جماد، نبات، حيوان ، انسان و ملائکه مثالي وجود دارداما اين موجود غير مادي (=نفس) در هر موجودي از استعداد و توان خاصي برخوردار است استعداد نفس انساني، از نبات و جماد و حيوان بيشتر است و بهتر مي تواند کمالات را کسب کند و به تکامل برسد حتي يک ترکيب مکانيکي نيز داراي نفس است اما نفسي بسيار ضعيف و کم استعداد، خلاصه اين که تمام پديده هاي هستي داراي نفس (= روح) مثالي اند و از علم و شعور بهره مندند اما اين شعور و علم و حيات داراي مراتب و درجات است در برخي بسيار ضعيف مثل ترکيبات مکانيکي و در بعضي قوي مثل ترکيبات ارگانيکي و در ميان خود ترکيبات ارگانيکي نيز نفس انسان از همه توانمندتر و پر استعدادتر است. بهمراه توخواهم امد تا....

ناشناس

با سلام و خسته نباشید مدتی است که توفیق یافتم مطالب شما رو بخونم تا جاییکه برام قابل فهم باشد میخونم واستفاده میکنم و کمتر نظر میدم با وجود اینکه مطالبت برام کمی سنگین وسخته بهتر نیست کمی راحتر و ساده حرفاتو بگی تا برای همه کسانی که دوستار شما هستند استف اده کنند وقتی نوشتههایت رو می خونم احساس میکنم که خیلی به زادگاهت یعنی دارابکلا علاقه داری این سوال تو ذهنم تداعی میشه که با وجود این همه علاقه چه چیزی شما رو وادار کرده انجا رو رها کرده و در کویری سکنی گزینید که هیچگونه جذابیتی نداره البته این یه سوال شخصیه میتونید جواب ندید با تشکر

ناشناس

باسلام ممنونم از اینکه جوابم دادی تا حدودی قانع شدم چشمتان بی بلا و نورانی باد در ضمن شهرتون و لو نداد م چه بسیار داریم شهر کویری کدام شهر نمیدانم دارابکلایی نیستم شما رو از طریق دوستانتان کمی میشناسم و قلمت را میبسندم و می خوانم استفاده می برم