دوقطبی های سیاسی ایران

دوقطبی یا فرتوتی

1067

به نام خدا. دوقطبی هایی که برمی شمارم تنها بخشی از دوقطبی های کهن و معاصر ایران است. شامل دوقطبی های متضادّ و مُتنافر که وقتی تشدید و بحرانی تر می شد تمام فضای ایران را کم و بیش فرامی گرفت:

دوقطبی اهورا و اهریمن

دوقطبی ایران و اعراب

دوقطبی سلطنت و جمهوریت

دوقطبی مشروطه و مطلقه

دوقطبی مشروطه و مشروعه

دوقطبی نائینی و نوری (شیخ فضل الله)

دوقطبی شاه و خمینی

دوقطبی امام و بازرگان

دوقطبی بنی صدر و بهشتی

دوقطبی خامنه ای و میرحسینِ68

دوقطبی ناطق و خاتمی

دوقطبی احمدی نژاد و میرحسینِ88

دوقطبی حوزه و دانشگاه

دوقطبی راست و چپ

دوقطبی سلام و رسالت

دوقطبی رفسنجانی و خامنه ای (که البته با تبعیت آیة الله رفسنجانی از رهبر معظم انقلاب و نقش وصیت امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی به آن دو برای مقابله با هرگونه تیرگی روابط شان، این دوقطبی همواره مهار می شد و مدیریت می گردید که این بخش از تاریخ انقلاب، نیازمند مطالعات است)

دوقطبی اخیر رئیسی و روحانی

البته در شهر ساری هم دو نوع دوقطبی مهم یکی سیاسی جناحی و دیگری بومی منطقه ای وجود داشت:

دوقطبی شجاعی و بهاری

دوقطبی بوم گرایانۀ بابلی و ساروی (به گمانم شاید هنوز هم این دوگانۀ بوم زیستی (بابلی _ ساروی) همچنان گُسلی پایدار و رو به گسترش باشد. چون ار فضای ساری دور هستم دقیقاً از این وضعیت، خبر تازه ای ندارم)

نکته اساسی دامنه این است دوقطبی ها، اساساً نشان فعال بودن گُسل های جامعه است که امری طبیعی و علامت سرزندگی ست که باید تدبیر، تسامح و تحمل شود. اما اگر این دوقطبی ها به جای تضادّ (=به تعبیر مارکس دیالکتیک) که به سرانجامی می انجامد، به تنافر یعنی مقابله، بیزاری، خشونت و حذف بینجامد، علامت بحران جامعه است که باید از آن هراس داشت. زیرا جامعه، کشور و نظام سیاسی مستقر را دچار سائیدگی، فرتوتی و فرسودگی می کند. فقط یک دوقطبی است که باید به غلبه بینجامد و آن دوقطبی حقّ و باطل است که باطل به تعبیر قرآن کف روی آب است، یعنی منتفی ست.

دامنه

/ 0 نظر / 37 بازدید