دخترهای دارابکلا 4

دخترهای دارابکلا (4)

4- از زنگ تفریح سود جستم، سدّ جوعی کردم : هفت لقمه کوبیده ی آبگوشت، با ک هسته پیاز به انضمام دو حبّه سیر! تا خوب سیر شوم. شومی را که سر آغازم گفتم فراموشیدم به عمد. باری جناب عارف در میانه متن عنوان نقدش را مثلا اثبات کرده : تو (یعنی من) خواننده را خواب! می کنی و به جای اینکه شیپور باشی، لالایی می خوانی برای دخترهای دارابکلا. و حتی به صراحت آورده : چرا خودت راب ه خواب می زنی؟

خوب اولا اگه متن من لالایی بوده، پس چران قدی علیه متن و من به فریاد درآمده؟ من البته در هیچ نوشته ای چنین اراده ای ندارم. و حتی به خواب کردن را خیانت می دانم. مفهوم به خواب کردن، همان محترمانه سازی دین افیون توده های مارکسه. لذا این قباحتی ست درساحت نوشتارهایی که خواننده دارد. نمی دانم رمان خرمگس را خوانده اید؟ یا تز سقراط را شیده اید که می گفت من خرمگس هستم. چرا؟ چون که سقراط کارش را بیداری مردم تعیین کرده بود. و خرمگس هم کارش بیدار سازی مردمه. یا با گازش یا با وِزوِزش. و سقراط جام زهر شوکران را هم بر سر همین بیدار سازی مردم نوشید و مرد.

من سالهاست حداقل به این فعل و کرده و کردار ناب سقراط، نه فقط آشنا که معتقد و ملتزَمم. آن وقت دامنه ای می گشایم (وبلاگم) آن هم برای مردم دارابکلا، خصوصا جوانان و دانشجویان و دختران و پسران. و وقتم را هم ( که قادرم به درآمدش صرف کنم ) به نیت خدا وقف این راه می کنم که چی؟ آری که همه را به خواب کنم . و خودم را هم به خواب بزنم. این اساسا به کسی که صاحب نیمچه دماغی (مفت مغزی) ست می چسبد آیا عارف آقا؟ که به جای اینکه خلقی راه والِه کند و حیران، به خواب برد و ویران؟ نمی دانم شاید حُب نقد، شیرنی و عسلی اش افزون تر از صقل درد باشد؟

5- نقد همچنین گفته : دست بردارید جناب طالبی کلاه سرشان نگذارید و فریبشان ندهید. به نظرشما این نقده یا نفی؟ دست بردارید مفهوم عینی و شفاف شده اش اینه، یعنی دیگه خفقان بگیر. غلط نکن. قلم تیز نکن. مدادته بشکن. تازه کی باید خفقان بگیره؟ کسی که حکمش هم صادرشده کلاه گذار فریب ده. حبّذا احسنت! به گل گفته و درون شکفته. به همین عیار دربالا گفتم نقدش بثّ الشکوائیه است. نه اعتبار سنجی. نقد علمی با جملات حسّی معتبر نیست. هزاران بار بگویی " تو می واهی اثر ادبی بر جای بذاری " (تکه ای دیگه از نقدی که بر متن من  و خود من شده) این نقد محسوب نمیشه. این نفی و نقب است. چاله کنی برای ورودب ه انگیزش هاست. نه اندوخته ها و آموزه ها. الان من با این ادبیات غیر دقیق و حرّافانه و دهن پرکن مانند فریب و کلاه گذاری و دست برداشتن و لالایی و ظالمانه و چندین لغت مُهمَل و بی وَجه دیگر چه کنم؟ این لغات و واژگان حسی و عاطفی و فحشی، پاسخ منطقی نمی پذیره. نقدهای کوتاه عباس و علی اکبر و حمیدرضا و عزت الدین رمضانی و سید ایمان و سید ادریس و حتی فاطمه ( به جز حرف های!! جناب صفر علی قلی زاده که وی نیز نقدی شبیه عارف داشته ) ود یگران که الآن در ذهنم خلجانی نداره را نگاه کنین، به سهولت می فهمین که نقد، اسیر لغات و اختراعات و وهمیات و ذهنیات شده است. من تا اینجا بسنده می کنم. ادامه پاسخم را به فردا موکول می کنم. ان شاء الله تعالی.24 .

/ 5 نظر / 7 بازدید
حمیدرضا

سلام. خسته نباشین آقای طالبی! نظر خاصی ک راجع به این نقدهای"نقد" نیست. فقط بی صبرانه منتظر بودم بیام و پاسختون رو ببینم ،بخونم و استفاده کنم و مثل اینکه پیشبینیه ما هم درست ازآب دراومد و این عنوان دخترهای دارابکلا همچنان ادامه داره!!

صفرعلی قلی زاده

عارف معتقده نقد باید کوبنده باشه چون در یک جایی از نوشته هایش را دیدم به گمونم در "شباهنگ دارابکلا"بود-چیزی به ذهنم آمد اینکه باید بدانیم چه تعریفی از نقد داریم سپس بر اساس همان معیارها انجام بدیم.در مورد بند 6 انتقاد قبلیم که گفتید باید توبه کنم.کاش رک و راست میگفتی در این قسمت قضاوتتان درست نیست.چون فضای مجازی یعنی همین.و اگر قرار باشه من هر لحظه یه چیزی بگم و بعدشم باید توبه کنم،ترجیح میدم خواننده باشم. و یک موضوعی رو من تازه متوجه شدم.و از این بابت از شما تشکر دارم.فیلم خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ را حدود شاید25 سال پیش دیدم اما بخاطر نداشتن اطلاعات هرگز نفهمیده بودم منظورش چی بود و خرمگس کی بود.اما با این توضیح شما انگار تمام آن فیلم را یکجا متوجه شدم.تشکر

علی

در نقد چهارم از پاراگراف دوم من با عارف هم عقیده ام. کلمات شما مسکن است. تا کی به آنها مسکن تزریق کنیم. باید به انها بگوییم باید آنها را از خواب طولانی بیدار کنیم. لالایی برای خستگی بعد بیداری ست. از خرمگس گفتین. درسته که خرمگس کارش بیدارسازی مردم با گازش یا با وزوزش است. مطمئنن هر چیز مضری, در جایی مفید است. شاید این وزوزش را در جایی انجام دهد که متوجه امر مهمی میشوی یا خطری که دارد شما را تهدید می کند باعث شود با همین عمل این حشره از مرگ حتمی نجات پیدا کنیم. یا یک مثال دیگر که عزیزی از یک گیاه میزد[بندواش] خودمون به همان اندازه که برای رشد گیاهان مضر است, برای خاک یا زمین در برابر سیل یا زلزله مفید است یا حتا موجودی میتواند از آن تغذیه کند...

علی

...پس هر کس به اندازه ی دانش خودش حق دارد فکر کند و به همان اندازه حق دارد بیان کند. همان هایی که ما آنها را کافر می خوانیم یکی در جایی گفته است:" شاهزاده هم که باشی به یک زن که میرسی باید زانو بزنی". شخصی که از زن این گونه سخن میگوید مطمئنن نگاهی متفاوت با من دارد. عقیده ی من بر این است که هر کسی حق دارد هر جوری که دوست دارد فکر کند. شما و من هم کار خودمان را انجام میدهیم. او هم ناظر و شاهد بر کار من و شما و اگر به مذاقش جور در آمد راه من و شما را انتخاب میکند و همین طور بالعکس. قرار نیست به کسی توهین شود. و اگر کسی با زبان دیگری انتقاد کرد دلیل بر توهین نمیشود. من فقط یک راه را انتخاب میکنم. راهی که انسان کنار انسان بایستد بی هیچ جنسیتی. بی هیچ فرقی و بی هیچ...

مهدی

آقای طالبی من کماکان منتظر جواب سوالات و نقد حرفایم به آقای صفرقلی زاده هستم.