علی شریعتی

نخواستن و نداشتن 

به نام خدا. جمله ای دعاییه از مرحوم دکتر علی شریعتی ذهنم را به اینجا هدایت کرد که آنرا کمی بسط دهم : " خدایا! مرا با خواستن و نداشتن، روئین تن کن. " می پرسم چرا؟ بحث مقدماتی : در این جمله نیایشی چهار مفهوم وجود دارد : خدا ، خواسته ، دارایی  و روئین تنی. علاوه بر آن اراده هم از مفاهیم پنهان این دعاست. چرا آدمی اراده کرده از خدای دهنده و گیرنده طلب کند تا به او از طریق نخواستن ها و نداشتن ها روئین تنی عطا کنه؟ شرح این جمله و به عبارت علمی امروزه  هرمینوتیک ( تفسیر متن و کشف قصد دقیق نویسنده ) این گزاره ی دعایی، محتاجِِ هم، زمان شناسی عصر شریعتی ست؛ هم نیازمند زمینه های شکل گیری آن؛ و هم درک زمین و مکانِشِ آن. یعنی : زمین، زمانه و زمینه ی اندیشه سخن. زمین سخن، ایرانه. زمانه اش، عصر مبارزات دهه ی پنجاهه. و زمینه اش نفی طاغوت. این سنخ شناسی بحث. که در تحلیل هر گفته ای کاربرد دارد.البته اگر کسی این تکه بحث  دامنه را برای خود ضروری نمی بیند، مختاره از اینجا به بعد بحثم را مورد مداقٌه ( یعنی دقت اندیشی فکورانه منتهی به نتیجه) قرار بدهد. و زیاد هم با ذهنش در مقدمات بحث کلنجار نرود.

بسط و شرح : فهم مفهوم خدایا : چون آدمی شریف است و کرامت دارد فقط از خدا باید طلب  کند. حتی از دوم شخص عالم، محمد مصطفی (ص) نیز، نمی توان طلب جُست. مگر آن که وسیله ی طلب نزد خدا گردد. این یعنی توحید. پس تو ای آدم، دامنت را دامنه دِه و وسیع و عمیق شو و فقط بگو : خدایا. فهم مفهوم نخواستن : ما آدمها موش نیستیم که حرص و طمع، طُعمه ما شود. انبار و انباشت مال موشه. هی برای خود خواستن، یعنی هی از خودت کاستن ! به قول آیت الله حسن حسن زاده آملی خدایا اگر دو باره حساب کنی سهم حسن زیاد می آد. گاهی عده ای، نمی دانم قلیل! یا کثیر! بهای خود را به قیمت بََخس ( یعنی ناچیز ) و به خَس، نه فقط معامله می نمایند، که حراج نیز می کنند. درسته معاش، هم راستای معاده؛ اما نه با چنین خُسر و عُسری. کجا به این شتابان!؟ فهم مفهوم داشتن : انسان از مفاخرات خدا ست. اَشرف هم گردیده. داشتن ها، گاه از او می کاهد. داشتن قدرت زیاد، سوی فسادش می برد. ثروت کثیر، به کسرش می انجامد. و داشتن حتی علم انبوه، اندوهش می دهد. سراغم دهید کی سمت فرعون، کی سوی قارون، و کی نزد بَلعم باعورا ( عالم دینی دغل باز و فریب کار که تزویر را به زور و زر آراست) هست؟ بله که  بوفالو باید هم زورمند باشه تا شیر هم ازو زَهره بترکاند! اما طاووس چی؟ او که باید جای زور، زیبایی و ذُخره، ذَخیره کند! مگر مهاتما گاندی در کرباس نماند؟ و ملتی را از یوغ نرهاند؟ که روحش هم در تاریخ باقی ماند؟ ( مهاتما عنوانی ست که شاعر نامی هند بر او نهاد : یعنی روح جاویدان ملت ) هان! حال به چه حالی!؟ فهم مفهوم روئین تن : آهنین شدن، کنایه از این است که چنان سدّی شو، که هیچ سیلابی (یعنی پول و پُست و پَستی یی! ) خرابت نکند. و نیز هیچ خیراتی هم، تو را به ریا و ربا و زنا نکشاند، حتی نمازت. هیچ نداشتنیی و هیچ کمبودی از تو کم نکند. نکاهدت. دنیا محل کمیابی هاست، ( که عاملی برا ی نزاع ها و جنگ هاست ) کیمیایی پیشه ساز نه کمیابی ها، که بیشت می کند. اون پسر سعد ابی وقّاص، ری خواست. آن هم نه از خداش، که از پسر زیاد علیه اللعنه و پی این خواست تا آنجا پیش تاخت که حتی علیه عقیده اش نیز برخاست. و ستیزش با امام حسین(ع) را که اُسوه ی خدا روی هستی ست، در سر گذاشت. آری، نمونه ی روئین تنی نه فقط رُستم فَسانه ایران، بلکه اغلب، روئین تنی به رَستن است؛ رَستن! برای خوب رُستن. آری، رَستن از هر چه تو را از روئین تن بودن، دور می کند. دور. درود و بدرود. 4 .

/ 7 نظر / 5 بازدید
سیدعلی اصغرشفیعی

دکترشریعتی نخواستن ونداشتن راازخداخواست !خواستن برای نداشتن است داشتن برای شکر نمودن،اماچرانخواستن ونداشتن راخواست ،باید به درون دل دکتر رجوع کرد .درنماز اگر فقط برای بندگی اجرای مناسک نمایید شکرگذاری باابعادش قابل فهم است .به عبارتی فقط برای بندگی باشد دادن است اما نماز ازادگان رابه نماز تجار وغلامان مبدل کنید کاسبی است ،انگار دکتر شریعتی ،نسیم بی نیازی خدارادرک نمود داشت بااین دعا بندگی مکرد وچون دعای ازادگان است.برتفسیر شماهم چاشنی زدم چون تفسیرشما تعلیم من است خیلی قبولش دارم ومی پذیرم

صفرعلی قلی زاده

تقریباً سه روزه که فرصتی برای پرداختن به فضای مجازی ندارم-در اولین فرصت پیش آمده حتماً دقیقاً حدااقل برای یک بار هم شده مطالعه خواهم کرد.آخه بر آمده از ذهنت هست که سالها برای اینکه محصولات خوبی عرضه کنه روش کار کردی! برای ما بیشتر کیفیتش مهمه وگرنه از نظر کمی هر کی رو دس بزنی ازش حرف صادر میشه-پس باید بخونیم و سرلوحه کنیم!

صفرعلی قلی زاده

متن تو آمیخته با ادبیات ، اونو یکم سنگین و تو در تو کرد.باید بتونی به زبان آمیانه توضیح بدی! اگه از شما بخوام که اونو بطور خلاصه و خیلی خیلی ساده در دو یا سه خط بنویسی که پایین ترین آدما مثل من بتونن راحت درکش کنن چی مینویسی؟

عارف آهنگر

سلام از اینکه وبلاگ درست کردید و می نویسید، خوشحالم و به همه تبریک میگویم. چند پیشنهاد دارم: 1- به نظرم مخاطب را باید شناخت و همیشه یک گام از او جلوتر بود. بنابراین پیشنهادم این است که کمی همه فهم تر بنویسید. 2- احساس میکنم در نوشته های شما، خواننده قرار است نظر و نگاه شما را نسبت به موضوعات مطروحه بخواند و همان را بپذیرد. این منطقی نیست. پیشنهاد میکنم منابع مرتبطی را هم معرفی کنید. 3- مشکل اصلی نداشتن عادت کتاب خواندن است. تمهیدی هم در این مورد بیاندیشید چون اگر قرار است به قول شما دارابکلا در منطقه سرآمد شود، راهش همین است. جامعه ی سرآمد، جامعه پویا و منتقد است،مثل یک رود خروشان. جامعه ساکن و بی حرکت همانند یک مرداب می گندد. آرزوی موفقیت برای شما

سیدعلی اصغرشفیعی

عارف سلام درمورد پیشنهاد شما فکرکردم ونظرم اینه که، 1من هم شمارامی ستایم که دنیای مجازی رامقدمه اندیشیدن می دانید 2احساس میکنید !که مطالب رابخواند قبول کند صحیح است اماباورنیست واحساس کردن امنیت ایجاد نمی کند وعلمی نیست چون حس شاید دراثبات فرضیه علمی تاثیرداشته باشد امامعنویت علم نیست 3باباوربه اندیشه شما که کتاب خوانی بهترین راه وروش انسان حرفه ای درعرصه نگاه ونظراست را،می پذیرم وبه این نگاه حدود 30سال دارم عمل میکنم

عارف آهنگر

سلام آقای شفیعی عزیز نظر بنده این است که امثال جناب طالبی، جنابعالی و سایر دوستان اهل کتاب می توانند مردم دارابکلا را با کتاب بیشتر آشنا کنند و از همین طریق بسیاری مشکلات اجتماعی را حل کنند. دیگر فکر میکنم دوره القای یک سویه افکار به مخاطب گذشته است. دیگر نمی توان به مخاطب فکر داد که باید فکر کردن آموخت به او. من از شما در ذهنم یک شخصیت کتابخوان دارم. اما روزی اگر این شخصیت برای کتابخوان کردن جامعه مان تلاش کند و سهمی در رشد فرهنگی این مردم داشته باشد، تعظیم جاودانه من و فرزندان این خاک را برای خود خریده است.

امین آهنگر

سلام بر عمو ابرهیم عزیز خیلی خوشحالم که دارین پا به پای جوون های امروزی پیش میاین امیدوارم اینجا بشه راحت تر با شما ارتباط برقرار کرد منتظر سوال های سخت من هم باشید :)